درباره زبان

صفحه اصلی/درباره زبان

زبان مجموعه لغات نیست

یک بار وقتی جوان بودم و در موطنم می‌زیستم، یکی از علمای بزرگ اسلامی که در علوم دینی متضلع بود و لطف خاصی هم به من داشت، از من خواست که ده فرمان تورات را برای او به عربی بازگویم. من که غرض او را می‌دانستم، نخست از وی درخواست کردم که اولین سوره قرآن - سوره الفاتحه - را به زبان لاتینی که آن را به خوبی می‌فهمید و [...]

فراخوان فحش‌ها

از بدوبیراه‌های رایج انگلیسی  damn است و goddamn است و  hell  و shit. به فحش‌های رکیک که عموما از حوزه‌ی حرف خارج می‌شوند یا پای کس و کار آدم‌ها را وسط می‌کشند کاری نداریم. چیزهای ترکیبی دیگری هم هست؛ مثلا goddammit یا goddamn you.دم دستی‌ترین معادل برای damn  و goddamn «لعنتی» است که به نظرم چندان فارسی نیست و متاسفانه در همه فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیون به وفور شنیده می‌شود. من گمان می‌کنم ما در فارسی عبارات [...]

در نبود «عیمران» عزیز در و پنجره ادب معاصر نیمه باز می‌ماند!

عمران صلاحی درگذشت. او مردی بزرگوار و مهربان بود، به معنای واقعی کلمه «آقا»، طنزی ظریف داشت و نگاهی دقیق به زبان، و استاد بازی‌های سرخوشانه با واژه‌ها بود. بارها به ترجمه‌های بد طعنه می‌زد، که نمونه‌هایی از این طعنه‌ها در کتاب حالا حکایت ماست زیاد است و من هم یک بار یکی را در اینجا  آورده‌ام. اکنون به یادش، چند مطلب دیگر از همین کتاب خواندنی را در اینجا قرار می‌دهم. روحش شاد.زیباسازی...به جای بعضی [...]

بعضی کلمه‌ها بالاشهری‌اند، بعضی‌ها هرزه

کلمه‌ها شکل موم شده‌اند، چسبیده‌اند به سر انگشتانم . با یک نگاه، انتخابشان می‌کنم . آنها ردیف می‌شوند و مرا با التماس نگاه می‌کنند، من با تفرعن از توی نوبت بیرونشان می‌کشم. کلمه‌ای که انتخاب شده به دیگران زبان درازی می‌کند و شاد است . گاهی وقت‌ها هم در آخرین مراحل، یا به تنهایی ترور می‌شود یا در میان یک پاراگراف بداقبال شهید یک قتل عام می‌شود، مرگ در حین انجام [...]

توسط |2006-09-27T16:22:02+03:30سپتامبر 27th, 2006|درباره زبان, محض تنوع|۳ Comments

زبان نامه‌نویسی به دخترعمه*

... من همان‌طوری می‌نویسم که حرف می‌زنم، بدون هیچ شگرد و ادا‌اصولی... همه‌ی تقلایی که می‌کنم برای این است که به همان زبانی بنویسم که با آن حرف می‌زنیم، چون که کاغذ کلام را بد ضبط می‌کند. همه‌ی مسأله این است... رسیدن به عصاره‌ی زبان... به نظر من این تنها شیوه‌ی بیان حس و عاطفه است. چیزی که من می‌خواهم روایت‌گری نیست. انتقال احساس است. چنین کاری با زبان رسمی [...]

توسط |2006-09-16T12:57:16+03:30سپتامبر 16th, 2006|درباره ترجمه, درباره زبان|دیدگاه‌ها برای زبان نامه‌نویسی به دخترعمه* بسته هستند

دست و پا بستگی [۱]

تهرانیان بعید نیست شنیده باشند - بیشتر، از زبان قدیمی‌ترها (و عموما زنان، به‌خصوص مادربزرگ‌ها)- که:پاشو خونه رو جَموَری کن مهمون داره می‌آد. واژه جموری (جم‌وری) در اصل جمع‌آوری بوده که به مرور به این شکل تبدیل شده. چند بار پیش آمد که می‌خواستم آن را در دهان شخصیت‌های پیرزن و مادران خانه‌دار داستان‌ها بگذارم، اما دیدم نمی‌شود. «جمع‌آوری» زمخت است و جواب نمی‌دهد، ضبط محاوره‌ای کلمه هم صورت آشنایی ندارد. و موضوع این است که [...]

Go to Top