درباره زبان

صفحه اصلی/درباره زبان

حفظ حرمت گفتار

«بگذار» را در لفظ قلم ، به حسب موقع و مکان، و بخصوص بر اساس ضرورت‌های شعری، می‌توانیم «بُگذار» تلفظ کنیم. یا «بِِ‌گُ‌ذار». اما سه شکل زنده پایین‌تر هم هست که همه ما، اعم از عالی و دانی، در وقت محاوره، باز به حسب موقع و مکان، یا بنا بر شخصیت، یا موقعیت، یا حالت گوینده، آنها را به کار می‌بریم: «بذار!» - با حذف گاف-، «بذا!» - با حذف [...]

توسط |2007-07-31T12:36:06+03:30جولای 31st, 2007|درباره زبان, ویرایش|۴ Comments

تحمل شنیدن کلمات

كلمات زيادي بودند كه ديگر تحمل شنيدن‌شان را نداشتم. و پس از مدتي فقط نام مكان‌ها هنوز وقاري داشتند. كلماتي انتزاعي مثل افتخار، شرف و شجاعت در مقايسه با نام دهكده‌ها، جاده‌ها و رودخانه‌ها ناهنجار مي‌نمود.وداع با اسلحه/ ارنست همينگوي

توسط |2007-07-07T00:05:15+03:30جولای 7th, 2007|درباره زبان|۳ Comments

زبان عوام فهم سیدجمال

سیدجمال نفوذ بی‌اندازه‌ای در میان کلاه‌نمدی‌ها و پیشه‌وران و طبقه‌ی پایین بازار پیدا کرده بود؛ چرا که با زبان عوام‌فهم سخن می‌راند و لذا مورد عشق همه‌ی آنها قرار گرفته بود و چه بسا کسانی را که لفظ قلم صحبت می‌کردند سرزنش می‌کرد و آنها را «قلنبه‌گو» می‌نامید و بیانات دلپذیرش که با لهجه‌ی اصفهانی ادا می‌شد گاهی همه را می‌خنداند.تاریخ انقلاب ایران/ ادوارد براونپ.ن: دوستی می‌گوید منظور، آقا سید جمال [...]

در باب واژگان شکمی زبان فارسی

فعل «خوردن» در زبان فارسی دارای اهمیتی استثنایی و جایگاهی منحصر به فرد است. استفاده‌های «مجاز» از این فعل آن‌قدر متعدد است که حذف آن زبان فارسی را مختل می‌کند. از این نظر هیچ فعل دیگری با «خوردن» قابل مقایسه نیست. همان‌طور که انسان بدون خوردن از پا می‌افتد، حذف فعل «خوردن» زبان فارسی را یکسره ازکار می‌اندازد و رابطه آن را با واقعیت مخدوش می‌سازد. زیرا بدون این فعل [...]

توسط |2006-11-27T18:23:15+03:30نوامبر 26th, 2006|درباره زبان|دیدگاه‌ها برای در باب واژگان شکمی زبان فارسی بسته هستند

نویسنده بابالنگ دراز چه می‌گوید؟

جین وبستر میان همه‌ی کتاب‌ها اغلب آن کتابی را دوست می‌داشت که به نثری ساده و روان و همه‌فهم نگارش یافته بود. پیوسته می‌گفت:- دوران نثر سنگین و دیرفهم نوشتن و خواندن گذشته است. باید مثل بچه‌ها حرف زد. با همان سادگی و بی‌پیرایگی و راستگویی.وی اگر از کارهای دایی خودش بسیار لذت می‌برد، به همین دلیل بود که می‌دید آثار وی را هم بچه‌ها با شور و اشتیاق می‌خوانند و هم [...]

توسط |2007-01-08T14:44:59+03:30نوامبر 19th, 2006|درباره زبان, ویرایش|۱۴ Comments

وبیزیون؛ معادل فرهنگستان فارسی برای Web TV

با توجه به "ئیزیون" آخرش، این معادل از سوی فرهنگستان زبان فرانسه پذیرفتنی‌تر است! وب‌خلافکار هم برای black webber معادل مفرحی است. اساسا نمی‌دانم چرا فرهنگستانیان "وب" را به رسمیت شناخته‌اند؛ یعنی هیچ معادلی برایش یافت نمی‌شد؟ یعنی مردم منتظرند آنها صرفا پسوندها و پیشوندهای این واژه را برایشان ترجمه کنند، یعنی مردم لنگ ترجمه‌ی er و master و TV هستند؟ یا هنر فرهنگستان باید معادل‌گذاشتن برای اصل واژه باشد؟ هر چند آن قدر دیر به سراغ یافتن معادل [...]

Go to Top