جین وبستر میان همه‌ی کتاب‌ها اغلب آن کتابی را دوست می‌داشت که به نثری ساده و روان و همه‌فهم نگارش یافته بود. پیوسته می‌گفت:

– دوران نثر سنگین و دیرفهم نوشتن و خواندن گذشته است. باید مثل بچه‌ها حرف زد. با همان سادگی و بی‌پیرایگی و راستگویی.

وی اگر از کارهای دایی خودش بسیار لذت می‌برد، به همین دلیل بود که می‌دید آثار وی را هم بچه‌ها با شور و اشتیاق می‌خوانند و هم بزرگ‌ترها از بازگوکردن جملات و عبارات و مطالب آن غرق لذت و شادی می‌شوند.

مقدمه بابالنگ دراز به ترجمه داریوش شاهین

پ.ن: می‌دانید دایی این بانو که بوده؟ مارک تواین!