آقای امیرمهدی حقیقت عزیز

امروز دومین بار است که من یادداشتی برای شما می‌فرستم. یادداشت اول به‌منظور سپاسگزاری از لینکی بود که در وبلاگ «ترجمه» به‌یکی از نوشته‌های من داده‌اید.

اما این یادداشت را پس از بازدید از وبلاگ شما و خواندن مناظره و جدل زبانی شما و دوستتان آقای حسین وحدانی پیرامون ترجمه‌ی کتاب «هم‌نام» می‌نویسم تا با اجازه شما، اشاره‌ای کنم به نکته‌ای از میان آنچه مورد بحث دو هموطن و همزبان من است.

یکی از نکتههای مورد نظر شما و دوستتان یافتن معادلی مناسب برای breadcrumbs است که نمیدانم چرا شما بهصورت bread crumbs و جدا نوشتهاید؟ نخست آنکه این اسم مرکب در حالت جمع است. حالت مفرد آن breadcrumb است که کمابیش همان معانی «خمیر نان، وسط نان، خرده نان» که آوردهاید درست است. (خردهنان بهتر از بقیه معادل هاست). اما در حالت جمع خیلی ساده یعنی «آردِ سوخاری». حداقل من در فرهنگ آلمانی فارسی خودم «آرد سوخاری» را معادل das Paniermehl = breadcrumbs ثبت کردهام. برای die Brotkrume = breadcrumb هم «خردهنان» آوردهام.

در ضمن کافی است که نگاهی بیندازید به «فرهنگ سخن» زیر عنوان: «شنیتسل»> «غذایی که از تکههای گوشت یا مرغ آغشته بهآرد سوخاری تهیه می‌شود.». 

البته در شگفتم که چرا آقای انوری در «فرهنگ سخن» آرد سوخاری را ثبت نکرده است؛ نه زیر «آرد» یافت میشود و نه زیر «سوخاری». حالا آشیمای شما، نه گوشت و مرغ، بلکه «کوفتهها را غلت میدهد توی بشقاب آردِ سوخاری». یا: «دوباره یک مشت آردِ سوخاری می‌ریزد توی بشقاب. شکل و رنگ آرد سوخاری آشیما را یاد ماسه‌های ساحل می‌اندازد». راست می‌گوید آشیما؛ آرد سوخاری میتواند یادآور ماسههای ساحل باشد.

به گمانم بهاین ترتیب حداقل این مسئلهی شما و دوستتان حل است. شاید اگر یک بار طرز تهیه شنیتسل که «غذای ملی» اتریشیهاست و البته با ورقههای نازک گوشت خوک (که ابتدا در مایع‌ای از تخم مرغ و شیر فرو می‌برند و بعد در آردِ سوخاری غلت می‌دهند و در ماهی‌تابه با روغن سرخ می‌کنند) آماده می‌شود و یا طرز تهیه برخی غذاهای هندی و آسیایی (چینی و ویتنامی …) را دیده بودید، در یافتن معادلی دقیق برای breadcrumbs دچار اشکال نمیشدید. خانم رزا منتظمی در کتاب آشپزی معروف خود در یک دو جا آورده است «نانِ خشکِ کوبیده شده» که بهگمانم منظورشان همین «آرد سوخاری» است. (البته بگذریم که دستور غذاهای من و طرز تهیه آنها از آنچه خانم منتظمی آورده است بهتر است؛ غذاها هم خوشمزهتر. متأسفانه «کتاب مستطاب آشپزی» آقای نجف دریابندری را ندیدهام و نمی دانم که او در تهیه غذاهایی که به breadcrumbs نیاز است، چه معادلی برای آن آورده است).

خُب آقای حقیقت عزیز، می‌بینید که فرهنگ‌نویسی و یافتن معادل برای لغات، همه جا مرا چون کابوس دنبال می‌کند. به‌نظرم این آخرین یادداشتی است که در سال ۲۰۰۵ میلادی می‌نویسم؛ آنهم درباره کتاب «هم‌نام» ترجمه شما که آنرا هم ندیده‌ام. تا دو سه ساعت دیگر سال نو آغاز می‌شود و غذای مخصوص شب ژانویه در فِر است. برسم تا زایل نشده است!

 پایدار باشید و سربلند.

خسرو ناقد  

 

جناب خسرو ناقد عزیز

با این توضیحات کامل، باید از شما خواهش کرد در کنار باقی آثار خود، دو کتاب دیگر هم بنویسید:

– یک فرهنگ انگلیسی – فارسی از روی فرهنگ آلمانی – فارسی‌تان، که به گمانم تکرار فرهنگ‌های دیگر نیست و قطعا چیزهایی (مدخل‌هایی، معادل‌هایی، توضیح‌هایی) به فرهنگ‌های موجود اضافه خواهد کرد. 

– یک کتاب آشپزی.

و البته آدم وسوسه می‌شود همراه با همنام و مترجم دردها، یک نسخه کتاب مستطاب آشپزی را هم به رسم هدیه برایتان به آلمان بفرستد.

امیدوارم غذای مخصوص شب ژانویه چسبیده باشد.

از نکات آموزنده‌تان بسیار سپاسگزارم.

امیرمهدی حقیقت