چیزی که همه از آن رنج می‌کشیم

Pedram Rezaee Zadeh

Location:Iran, Tehran

 

کسی چه می‌داند «همنام» از کجا شروع شده است. شاید وقتی جومپا لاهیری داستان «مترجم دردها» را تمام کرده بود یا مثلا وقتی هیجان آدم‌ها را، وقتی درباره داستان «موضوع موقت» حرف می‌زدند، دیده بود، به این نتیجه رسیده بود که باید رمانی درباره تنهایی آدم‌ها بنویسد. درباره چیزی که همه از آن رنج می‌کشیم. همنام پیش از آنکه رمانی باشد درباره مهاجرت، تقابل سنت و مدرنیته یا حتی فاصله میان نسل‌ها، داستان ساده و سرراستی است که برپایه دو کلمه شکل می‌گیرد: « تنهایی» و «دلتنگی»…

…اگر جنگ و صلح را بهترین رمان دنیا بدانیم و عقیده داشته باشیم که قدرت یک رمان‌نویس در تعداد شخصیت‌های متنوعی است که خلق می‌کند، بدون شک، همنام رمان قابل توجهی نخواهد بود. اما اگر برایمان مهم باشد که شخصیت‌های یک رمان – حتی در صورتی که با توجه به واقعیات زندگی ساخته شده باشند – قابل لمس و باورپذیر باشند، بدون شک باید لاهیری را برای خلق شخصیت‌هایی چنین روشن تحسین کنیم. 

 [متن کامل]