با دوست عزیزی خدمت یکی از اساتید رسیده بودیم. استاد از آن‌هایی بود که « میشل فوکو» را درک کرده بود. کوله‌بارش پر بود از حرفهای گنده روشنفکری و این حرفها… دوست عزیز با استاد بر سر مسائل عراق و نقشه‌های آمریکا در این کشور و نقش ایران در این زمینه بحث می‌کردند . استاد برای توضیح نظراتش دست به کار نقشه‌ها شد و خیلی بحث شد. وقتی با این دوست عزیز از اتاق استاد خارج شدیم دوستم رو به من گفت استاد مثل تو از لای برگ‌های  کتاب‌هایش به دنیا نگاه می‌کند…. باز این دوست عزیز بهم یادآوری کرد عشق را توی زندگی، توی جریان زندگی، نه از لای چیزهایی که از بر کرده‌ای ببین. و بعد کتاب «مترجم دردها» را معرفی کرد از نویسنده جوان هندی‌تبار مقیم ینگه دنیا … هر قصه مترجم دردها بریده‌ای از زندگی همه‌ی ماست. زندگی‌هایی که در آن اتفاق مهمی رخ نمی‌دهد و در اوج همین روزمرگی‌هاست که لیری سراغ نقاط عادی اما به شدت جذاب زندگی آدم‌های معمولی می‌رود. آدم‌های معمولی که همه رازها و دردهایی کهنه دارند که یا دنبال مترجمی می‌گردند تا آن راز را برایش فاش کنند یا به دست نویسنده بسپارند تا برای تو بنویسد و تو بخوانی.

نگاهی کاملا رئال و گاهی اوقات بی‌رحم اما نه به بی‌رحمی یک نویسنده‌ی سرگشته که جز سیاه نوشتن کار دیگری بلد نیست. یک نگاه دقیق به تمام جزئیات زندگی آدم‌های معمولی.

[دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم]

ذبیح الله منصورى را بعضى به بالزاک و عده اى به الکساندر دوماى ایران تشبیه کرده اند، اما استاد باستانى پاریزى درباره او مى نویسد: «او تنها ذبیح الله منصورى بود». بالزاک در ادبیات جهان مانند ندارد، ویکتور هوگو استاد ادبیات تخیلى بود و داستایوفسکى و پاسترناک و رومن رولان نام هاى یگانه اى بودند. شاید بشود به جرات ادعا کرد که ذبیح الله منصورى نیز نقشى مثل آنها در ایران و کتاب داشت. او به روایتى هزار جلد کتاب و پاورقى نوشت اما هیچ وقت از لحاظ مادى به جایى نرسید. کاغذ هایى که با قلم قدیمى فرانسوى نوک فلزى در تنهایى او سیاه شده بودند، آسایشى براى او به ارمغان نیاورد. تقریباً تا روزهاى آخر عمر مشغول نگارش بود.کتاب‌هاى او را نمى‌شود در رده کتاب‌هاى زرد آورد. اما بعضى از روشنفکران کارهاى او را کم ارزش مى‌دانند.اما این فرد کم ادعا و محجوب و گوشه‌گیر توانست براى مدتى طولانى بازار کتاب یک کشور را در دست بگیرد و قبضه کند و اشخاصى را که سال تا سال کتابى نمى خواندند وادار به خواندن کند.