25 اردیبهشت 1385

این کتاب شامل 9 داستان کوتاه امریکایی است که ظرف 6 سال گذشته انتخاب و ترجمه کردهام؛ تعدادی از آنها پیش از این در برخی نشریات چاپ شده. ناشر این کتاب هم نشر ماهی است.
داستانها

چیزی که گرو میگذاری پس میگیرم/ شرمن الکسی
**

زنبورها؛ بخش اول/ الکساندر همن
**

شیرینی عسلی/ هاروکی موراکامی
**
فلامینگو/ الیزابت کمپر فرنچ
خوبی خدا/ مارجوری کمپر
**

جناب آقاي رييس جمهور / گیب هادسون
**

تعمیرکار/ پرسیوال اورت
**

کارم داشتی زنگ بزن/ ریموند کارور
**

جهنم- بهشت/ جومپا لاهیری (تازهترین داستانش بعد از همنام)
***
در اینجا مختصری درباره نویسندهها و داستانها نوشتهام.
***
نقدها و یادداشتها درباره خوبی خدا
شرق:
- اگر بخواهيم خط مشتركى براى داستان هاى اين مجموعه پيدا كنيم، بايد از همان شيوه خطى داستان گويى آمريكايى نام ببريم و البته آدم هايى كه هركدام به نوعى درگير برقرارى ارتباط با آدم ها و دنياى دور و برشان هستند. مى شود واقعاً رفت و برگشت هاى عاطفى و كش و قوس هاى روانى و حسى آدم ها را مولفه اصلى داستان هاى امروز آمريكا به حساب آورد. [+]
شرق- ضمیمه- تابستان 85:
- «تصادف» (كه موقعيت گروه هاى اقليت جامعه آمريكا را به تصوير مى كشد) برنده اصلى اسكار ۲۰۰۵ مى شود و از آثار فيلسوفى چون «ريچارد رورتى» كه خواستار مداراى بيشتر با گروه هاى اقليت است استقبال مى شود و حالا در «خوبى خدا» داستان هاى نويسندگانى را مى خوانيم كه غالب آنها به همين موقعيت تراژيك توجه كرده اند و شايد يكى از دلايل اصلى توجه به آثار آنها ناشى از همين مسئله باشد. [+]
همشهری جوان:
- درست مثل جلسات ترك اعتياد، انگار نشستهايد و 9 نفر آدم متفاوت با 9 سليقه و فرهنگ مختلف ميآيند و برايتان از خودشان و داستانهايشان حرف ميزنند. يك سرخپوست، يك ژاپني، يك سياهپوست، يك هندي، چند سفيدپوست و يك بوسنيايي كه تقريبا همهشان از چهرههاي شاخص ادبيات امروز آمريكا هستند. [+]
همشهری جوان:
داستان هاي كتاب ، داستان آدم هاي تنهاست، كساني كه زندگي شان آن قدر خالي است كه نمي شود از آن يك رمان درآورد، ولي ارزش شنيدن دارد [+]
مجله زنان:
نويسندگان اين داستانهاي ساده و روان خواننده را بهسادگي وارد دنياي شخصيتهاي داستان ميکنند و شايد هر خوانندهاي بتواند ردي از تجربههاي گذشتة خودش را در داستاني از داستانهاي اين مجموعه بيابد. در خوبي خدا همهچيز هست، از عشق و نفرت گرفته تا جنگ و مهاجرت. [+]
میترا الیاتی:
- با اينكه داستاننويس امروز ما به سمت پيچيدگي رفته اما جريان داستاننويسی معاصر دنيا به سمت سادهنویسی كشیده شده است. این سادهنویسی در مجموعه داستان "خوبی خدا" هم به خوبی دیده میشود.زبان ساده داستانها از نقاط قوت این كتاب به شمار میرود. [+]
- بدون اغراق، "خوبی خدا" از بهترین مجموعهداستانهایی است که طی چند سالهی اخیر به فارسی ترجمه و منتشر شدهاند. [+]
خشم و هیاهو:
- هرکسی می تواند در داستانی از این مجموعه، ردی از تجربههای گذشتهی خودش بیابد. موضوعات مختلفی از قبیل عشق، روابط با والدین، مهاجرت، بیماری، جنگ و… لایههای درونی داستانها تشکیل میدهند و همین باعث شده این مجموعه برخلاف بعضی مجموعه داستانهای دیگر، یکنواخت نباشد. [+]
کو:
- مجموعه داستان خوبی خدا را تمام می کنم . حالم خوب و بد است … داستان اول ـ تو گرو بگذار من پس می گیرم ـ نوشتهی یک شاعر نویسنده ی سرخپوست است . عکسش را پیدا می کنم . یک سرخپوست واقعی است . آن قدری به هیجان می آیم که خواندن داستانش غمگینم کرده است … کاش یک دوست سرخپوست پیدا کنم که اسمش شرمن الکسی است . دلم خیلی گرفته است. [+]
تنها اگر دمی:
می خواهم به داستان فوق العاده ای اشاره کنم که توی این مجموعه قرار گرفته. فلامینگو نوشته الیزابت کمپر فرنچ. بدون شک از نظر من این داستان بهترین داستان مجموعه بود، تا به حال هیچ داستان خارجی نتوانسته بود همچنین تاثیری در من بگذارد. شخصیت پردازی قوی، فضاسازی فوق العاده و ناتوانی و ترس شخصیت های داستان به طرز عجیبی روی من تاثیر گذاشت و تا ساعت ها فکرم را مشغول کرد. نمی دانم چرا اینقدر با این داستان و تنهایی آن دخترو زن ارتباط برقرار کردم، طوریکه برای چند لحظه چشمانم رابستم و برای آن دو گریستم. [+]
بدون هیچ دلیلی باید بگم که در کمال تاسف و تاثر من از خوبیِ خدا خوشم نیوومد. نمیدوونم چرا. اما خب جز داستان آخر(جهنم-بهشت) بقیه داستانها خیلی چنگی به دل نمیزنه. شاید بهتر باشه بگم به دل من. شاید چون خیلی زیاد، خیلی بیشتر از اینها انتظار داشتم. شاید چون برقراری ارتباط با داستان کوتاه سخت تره.[+]
غرولند:
شخصا کتاب را دوست دارم و معتقدم یکی از بهترین مجموعه داستانهایی است که خوانده ام. داستان های خوبی خدا اثر مارجوری کمپر ، تعمیرکار اثر پرسیوال اورت و شیرینی عسلی اثرهاروکی موراکامی آثارمورد علاقه من در این کتاب هستند ، گرچه انتخاب آثار در این مجموعه به دلیل تعدد آثار خوب کار سختی است. [+]
دوچرخه؛ ضمیمه همشهری:
معجزه اي كه اتفاق افتاده بود براي پسر نبود، بلكه براي دختر مسيحي بود؛ معجزه فكركردن به اعتقادات، سؤال كردن درباره آنها، گفت وگوكردن درباره تمام آنچه به آن معتقديم و تلاش براي بازسازي مفهوم ها؛ حتي آشكارترين آنها، مثل «خوبي خدا» [+]
روزنامه سرمایه:
خوبی خدا در میان کتابهای پرفروش فصل [+]
کتابهای عامهپسند:
من که بیشتر از همه، از "تو گرو بگذار، من پس میگیرم" خوشم اومد… نوشتهی "شرمن الکسی"؛ نویسندهی سرخپوست. یهداستان هم داره از "جومپا لاهیری" به اسم "جهنم - بهشت". فهمیدم که داستانهای لاهیری، همهشون، عین هماَن. جدی میگم. این داستانش رو که میخوندم، دقیقاً احساس میکردم دارم "مترجم دردها" رو میخونم یا "همنام" رو… با اینحال، تمام داستان رو بدون خستگی یا سربلندکردن خوندم. [+]
میرزا پیکوفسکی
دو سه داستان کتاب واقعاً از دید من زیبا بودند، فلامینگو، جهنم-بهشت و زنبورها بخش اول. داستانهایی بودند که فقط قصد روایت داشتند، نه حینشان نه اتفاق خاصی میافتاد، نه جای آسمان و زمین عوض میشد و نه چیز دیگر. [+]
آدم در دم مرد:
هاروکی موراکامی داستان شیرینی عسلی را با قصهای فرعی شروع میکند و وقتی خواننده دارد این قصه فرعی را به عنوان طرح اصلی داستان میپذیرد وارد قصهی اصلی میشود. روایت قصهی جانپی و سایوکو چنان ناگهانی بر مخاطب تحمیل میشود که شیرینی عسل قصههایی را که جانپی تعریف میکند از بین میبرد. [+]
کتابخوان
گوی زرین به یادماندنی ترین شخصیت به :
سرجوخه جیمز لاورن [+]
ناتور دشت:
شاید زیادی هیجان زده شده باشم و بی جا از داستانی بیش از حد تعریف کرده ام اما در این وانفسا که خواندن یک داستان مؤمنانه که البته به شعور خواننده هم احترام بگذارد به معجزه شبیه شده است تعریف کردن از داستان خوبی خدا چندان بی جا نباشد [+]
آق بهمن:
من داستان کوتاه دوست دارم و بهخصوص داستان کوتاههای آمریکایی را. روی یک جور چیزهای ظاهراً پیش پاافتادهی خیلی مهم دست میگذارند. این داستانها (داستانهای خوبی خدا) هم چنین کیفیتی دارند. هنوز سه تا از داستانهایش را نخواندهام ولی دیدم تا همین جا هم ارزش معرفی کردن دارد. [+]
یک لیوان چای داغ:
اگر از همنام و مترجم دردها خوشتان آمده، اگر داستان کوتاه آمریکایی دوست دارید و اگر بعد از استقرار دولت مهرورزی کتاب خواندنی جدید در بازار پیدا نمی کنید توصیه میکنم حتما "خوبی خدا" را بخوانید. [+]
جامدادی:
مجموعه داستان خوبی خدا ( داستانهای کوتاه از نویسندگان امروز آمریکا) ترجمه ی امیر مهدی حقیقت رو که خوندم، شیفته ی شیوه ی نوشتن و موضوع آخرین داستانش ( جهنم- بهشت) شدم. اثر خانم جومپا لاهیری، نویسنده ی بنگالی بزرگ شده ی آمریکا. تهران که رفتم، بقیه ی آثارش رو هم خریدم از همون مترجم. مجموعه داستان مترجم دردها و رمان همنام. مترجم دردها رو خوندم و بیشتر عاشقش شدم. نثر داستانها فوق العاده تأثیر گذارن، در عین سادگی. بیشتر داستانها روزمرگی ها رو تعریف می کنن بی هیچ اتفاق آنچنانی و خاصی. بخشهایی از زندگی هندیهای مقیم آمریکا. قصه ی آدمهای سنتی با رسومی که در سرزمین خود آموخته اند و الان در سرزمینی هستند به نام آمریکا. قصه ی اونایی که تغییرات رو پذیرفته ان و اونایی که در مقابل سنتهای غرب مقاومت می کنن. نمی دونم چرا ولی اون آدمها رو درک می کنم، شاید چون من هم از جامعه ای هستم سنتی مثل هندوستان. بیشتر از این نمی تونم چیزی بگم، اما اگه داستانها رو بخونید حتما متوجه منظورم می شید. من خیلی لذت بردم از مترجم دردها؛ خانم لاهیری برای مترجم دردها برنده ی جایزه ی ادبی پولیتزر سال دو هزار شده. رمان همنام رو اما هنوز نخوندم [+]
ساز مخالف:
داستان تو گرو بگذار من پس می گیرم از شرمن آلکسی مرا یاد مثلی قدیمی اندخت که این طور شروع میشد: « دویدم و دویدم سر کوهی رسیدم دو تا خاتونو دیدم یکیش به من آب داد یکیش به من نون داد نونو خودم خوردم … » … داستانهای خوبی خدا توصیفاتی موشکافانه از لحظات عادی زندگی هستند که در آخر داستان نمیفهمی این عادی بودن چرا تو را چنین بهت زده کرده و از بازیهای زبانی و تکنیکی هم خبری نیست. [+]
جشن کتاب:
واژه ها به تنهايي همه چيز را همراه خود دارند: و خواننده ي امروزي دوست دارد دنيا را همان طوري كه در زندگي شهري اش مي بيند، برايش بنويسند. و داستان هاي سبك نيويوركي اين كار را مي كنند: زندگي را همان طوري تعريف مي كنند كه زنده است، گيرا است و واقعي.[+]
نقاب:
بخاطر همین است که عاشق ادبیات آمریکا هستم، خوبیاش همین است که نویسندگانش نطق و خطابه راه نمیاندازند و ساده ساده داستانشان را میگویند. [+]
فروغ:
من فکر میکنم جامعه دردکش ما این نیاز را دارد که ساعتی از روز بهچیزهایی مثل خوبی خدا و همنام بیاندیشد و حظ ببرد و آرام شود. [+]
کولیها کنار آتش:
دیوانه آن داستان " فلامینگو " شدم , به نویسندگی "الیزابت کمپر فرنچ " . خدا می داند که چقدر آن دختر بچه دلواپس و درونگرای قصه را دوست داشتم که گاهی شبیه بچگی هایم می شد , و آن چمباتمه های معصومانه اش در انباری متروک و گفتمانش با فلامینگوی مجسمه , چقدر آشنا می زد و مادرش …طفلک , چقدر روزهایی که از تخت خواب بیرون نمی آمد و تا دم دمای عصر لباس خواب را از تنش در نمی آورد برایم آشنا بود , سرزندگی های موقتی و از پا افتادن هایش … [+]
… خوبی خدا رو خوندم. کتاب بسیار خوشمرهایست. خوشمزه از این نظر که در هر داستان آدم خیلی پُری وجود داره که به اون داستان طعم داده؛ به خاطر همین آدمهاست که کتاب مثل یک جعبه شکلات شده و با اینکه همهی شکلاتها از همون جعبه بیرون میان، هر کدوم مزهی خاص خودشون رو دارن... به هر حال به نظرم بهترین مجموعه داستانیه که یه مترجم در چندین سال اخیر کنار هم چیده. [+]
شبی بیخیال همه چیز:
وقتی کتاب "خوبی خدا" رو میخونی این حس بهت دست میده که خوبی خدا همون دادن نعمت نوشتن به ما آدماس. [+]

تیر 28, 1385 at 3:25 ق.ظ
یک مجموعه ساده از داستانهایی که شاید یک یا چندتا از داستاناش تو زندگی همه ما اتفاق افتاده….اما به هر حال همشون جدا از سادگی و چیزایی از این دست یک غمگینی شیرین بهت میده…با هیجان خوندم .در اوج لذت بردم و با خاطرهای خوب تمومش کردم…همین
مرداد 22, 1385 at 7:53 ب.ظ
دوست عزیز .مترجم توانا.کتابهای ترجمه شده قبلی ات را خوانده ام ( مترجم دردها و هم نام ) و واقعا لذت بردم .
از روان بودن ترجمه ات از زیبائی بیانت .و واقعا از تو متشکرم که چنین لذت هائی را برای خوانندگان ایرانی به وجود آوردی.
بی صبرانه منتظرم تا آخرین کتاب ترجمه شده ات ( خوبی خدا ) به دستم برسه و از خوندنش که می دونم سرشار از لذت است لبریز از لذت بشم .باز هم از تو که چنین لذتی را به خوانندگان ایرانی ارزانی داشتی ممنونم.
موفق باشی .یا علی مدد
آبان 18, 1385 at 3:25 ب.ظ
http://2bareh.blogspot.com/2006/11/short-stories-new-yorker-style.html
دی 2, 1385 at 1:58 ب.ظ
سلام سه شنبه هفته گذشته گزارشي از جلسه نقد كتاب را در روزنامه جام جم چاپ كرديم اميدوارم ديده باشيد
دی 19, 1385 at 12:25 ق.ظ
جناب حقیقت عزیز..بی هیچ رو در بایستی باید گفت که ترجمه این کتاب یکی از بی اشکال ترین ترجمه هایی بود که تا به حال خوانده ام.استفاده درست از اصطلاحات و تکه پرانی های ایرانی طنز و برخی جا ها تلخی را برای مخاطب ایرانی به خوبی پر رنگ و ملموس می کند..جملات روان و ویرایش کم اشکال این کتاب باعث ارزشمندی اش می شود.ترجمه به شخصیت پردازی و نگاه نویسنده ربط بسیار دارد و مهم است که کجا چه اطصلاح یا جملاتی انتخاب شود تا زاویه دید درست را کاملا به مخاطب انتقال دهد.خسته نباشد.
ساناز سید اصفهانی
بهمن 28, 1385 at 10:57 ب.ظ
آقای حقیقت عزیز
درباره خوبی خداقبلا در وبلاگ نوشته ام. خواستم اینجا هم بنویسم که یکی از بهترین کتابهایی بود که خواندم.مخصوصا اولین داستان آن که شاهکار است. از بابت زحمتی که در این زمینه می کشید و انتخاب های زیبایتان ممنونم.
اسفند 20, 1385 at 4:11 ب.ظ
دوست عزیز سلام.
بی شک ادبیات امروز جهان دریایی است ژرف که هر چه از آن بنوشی تشنه ترت می کند(وچه عطش دلچسبی)خواندن آنچه دیگران ازپس سالها تجربهء نه خود به تنهایی که تمام گذشتگانشان به آن رسیده اند لذتی دارد بی پایان.ودر این بین تنها افسوسی که می ماند
این است که ادبیات جوان ما نیز می تواند بسیار حرف داشته باشد امادریغ از دستی که حنجره را می فشارد!
خوش باشی و سربلند وبه امیدفردایی آفتابی.
تیر 30, 1386 at 7:51 ب.ظ
امروز كتاب خوبي خدا را تمام كردم.خيلي بهم چسبيد و كيف كردم.
شهریور 23, 1386 at 6:19 ب.ظ
خوب بود .قربان شما
مهر 10, 1386 at 10:04 ب.ظ
اینسرت کتاب را در فیلم کوتاه وب لاگ و نیاز داریم. امیدوارم این فیلم رو ببینید. قرار بود کتاب روی ماه خداوند را ببوس باشه ولی خیلی کلیشه شده بود. موفق باشید.
مهر 19, 1386 at 5:19 ب.ظ
خوب بود.ممنون
آبان 22, 1386 at 5:47 ب.ظ
ba salam
donbale ye ketabe englisi migardam ke idiom ziyad dashte bashe. tarjome ham shode bashe.
mitoonid komakam konid?
مرداد 19, 1387 at 10:05 ق.ظ
سلام
مهدی جان کتاب را چند روزی است به پایان بردم ؛ کار خوب و جالبی است. بقیه را در وبلاگ می نویسم تا دوستان دیگر هم کتاب را بشناسند و تهیه کنند. موفق باشی و قلم را همیشه در دست داشته باشی.
یا حق
مرداد 20, 1387 at 2:17 ق.ظ
[…] ن نیز داستان کوتاه «شیرینی عسلی» را در مجموعه «خوبی خدا» و با ترجمه همان دوست خوب، خوانده بودم. چندی […]