خاک غریب
Posted on ۰۲/۲۶/۱۳۸۸ ۱۰:۲۲ ق.ظ
مجموعه داستان تازهی جومپا لاهیری شامل هشت داستان است که در نمایشگاه کتاب ۱۳۸۸ منتشر شد و در همان ایام به چاپ دوم رسید. این سومین کتاب لاهیری است.
دو کتاب قبلی او مجموعه داستان مترجم دردها و رمان همنام است که به همین قلم ترجمه شده است. یکی از داستانهای خاک غریب (جهنم ـ بهشت) پیش از این، در مجموعه داستان خوبی خدا چاپ شده بود.
جومپا لاهیری در قراردادی کتبی حق انتشار ترجمهی فارسی را به نشر ماهی واگذار کرده است.
چند جمله دربارهی کتاب
شاید بشود گفت داستانهای لاهیری روزبهروز «خانواده»محورتر میشود: خانواده با همهی حواشیاش. با همهی فراز و فرودهاش؛ با همهی شیطنتهای کودکانش و سرکشیهای نوجوانانش و دلزدگی میانسلانش؛ با همهی کشمکشها میان خواهر و برادرها؛ و با قهرها و نفرتهاش. اما این بار، در مجموعهداستان جدیدش، دیگر از بازگشت گوگولوار به آغوش خانواده چیزی نمیبینیم. دختری اگر شوهر نمیکند بیبی هالدار نیست که کسی نبیندش و نخواهدش. از کسانی از قماش کاپاسیها هم خبری نیست تا به بهانهی دیدار از هند، خواننده به تور یکروزهی معبد خورشید برود.
لاهیری از اینکه برخی میگویند مدام دربارهی هندی- امریکاییها مینویسد کفری میشود. خودش میگوید:« بله. این داستانها اغلب شخصیتهایی دارند با زمینهای از مهاجرت، اما من همیشه امید دارم به چشم داستانهایی به آنها نگاه شود که از مخمصههای انسانی سخن میگویند- بزرگ شدن و مرگ و زاد و ولد؛ از هم پاشیدگی چیزها. چطور میشود این چیزها فقط مال مهاجرها باشد؟ نیست. میدانم که نیست. و من آن قدر زندگی کردهام که بدانم اینها تجربیاتی جهانی است.»
این بار لاهیری در روایت هم دست به کارهایی بکر زده است- اما به اقتضای حادثهها و شخصیتها، و نه از روی ادا و اطوار. سه تا از هشت داستان کتاب، به هم پیوسته است به شیوهای شوکهآور و تو ممکن است جملههای پایانی کتاب را محو و لرزان ببینی.
شیوهی خرید کتاب
برای خرید پستی این کتاب، مبلغ پشت جلد کتاب (۶۰۰۰ تومان) را به شماره حساب ۰۰۱۸۶۲۶۴۵۴ به نام زهرا زرکش واریز کنید و شماره فیش و آدرس خود را تلفنی به دفتر نشر ماهی (۶۶۹۵۱۸۸۰) اعلام کنید یا به همین شماره فکس کنید. تهرانی ها کافی است به نشر ماهی تلفن بزنند تا این کتاب را با پیک در (یا درب) منزل خود دریافت کنند. (هزینهی پیک به قیمت پشت جلد اضافه میشود.)
لاهیری از خاک غریب میگوید
جومپا لاهیری در گفتوگویی با چارلی رز معروف دربارهی خاک غریب و نوشتنش از خانواده و مرگ و فرزندی و پدری و مادری.
ـ
گزیدهی نظر خوانندههای ایرانی دربارهی خاک غریب:
یک پزشک ـ فرانک مجیدی:
اگر فکر میکنید با هندیهایی روبهرو میشوید، در حد کاراکترهای میلیونر زاغهنشین، پاک اشتباه کردهاید. اگر هم فکر میکنید با داستانهای عاشقانهی آبکی راج کاپوری به صرف اسم «هندی» مواجهید، اشتباه بزرگتری میکنید!
در باشگاه کتاب، خوانندهای بعد از خواندن خاک غریب چنین نوشته:
داستانها کوتاه هستند ، اما به اندازه داستانی بلند تاثیر گذارند و با پایان هر داستان ذهن خواننده با حوادث و جریانات تصویرگونه آن درگیر می شود.
صفحه پایانی هر چند هم که بخواهیم با دقیق شدن در جزئیات به پیش فرضی برسیم باز هم یکجور خط بطلان بر تمام فرضیه های پایانی ما برای داستان به شمار می آید [متن کامل]
نویسندهی وبلاگ منو نوشته:
انگار همهی درگیریهای نسل قبل [غربت، تفاوت فرهنگ، برقراری ارتباط با آمریکاییها، دلتنگی برای گذشته، تنهایی و...] رفته تهِ ذهن شخصیتهای «خاک غریب» و پسزمینهی زندگیشون شده.متن کامل
نویسندهی وبلاگ میترانگاشت چنین نوشته:
تنها کتابی که از نمایشگاه کتاب امسال خریدم همین «خاکِ غریب» بود. حالا چرا اینقدر دیر خواندمش به خاطر مشکلات شخصی و پُشتش انتخابات احمقانه بود.
اما خواندنش واقعا حس فوق العاده ای را در من احیا کرد. انگار آن انرژی زیستن که در چند ماه اخیر از دست داده بودم به یکباره بازگشت. [متن کامل]
سمیرا منفرد در وبلاگش نوشته:
بعضیها میگویند لاهیری در تمام داستانهایش گرفتار تکرار شده است. تکرار داستان همیشگی مهاجرت انسانهای تحصیل کرده به آن سوی آبها برای گریز و یافتن بهترینها!
اما من معتقدم لاهیری داستانی را بازگو میکند که در جهان امروز تمامی ندارد. داستان رفتن و رفتن و دل کندن از آنچه روزگاری دلهایمان را لبریز میکرد.
نویسندهی وبلاگ رود راوی نوشته:
میون همه صفحات کتاب و همه داستانها، قسمت دوم کتاب واقعا یه چیز دیگهاست.
اونقدر خوب که توی گرمای کشنده کوپه قطار،
تو صدای متناوب برخورد چرخهای قطار و ریل،
تو نور کمسوی چراغ مطالعه کنار تخت،
نتونی یک لحظه از ماجرای کاشیک و هما دل بکنی.
و وقتی یکنفس تا ته کتاب بری، یهو به سرت بزنه که از کوپه بزنی بیرون و شروع کنی تو راهروهای باریک قطار شبگردی کنی.
» مریم نادری نوشته : قصه مهاجرت قصه تلخی است که تا همیشه و همیشه ادامه خواهد داشت.قصه تلخی که چشمها را نمناک میکند.قصه تلخی که هر لحظه امید آن داریم با معجزه ای پایان شیرین به خود بگیرد.این روزها قصه مهاجرت را زیاد برایمان تعریف میکنند راویان در راه.
اخبار خاک غریب:
جومپا لاهیری با مجموعه داستان خاک غریب برندهی گرانترین جایزهی داستان کوتاه جهان (جایزه فرانک اوکانر) شد.
منتقدهای ادبی نیویورکتایمز ده کتاب برگزیدهی امسال (۲۰۰۸) را اعلام کردند. مجموعه داستان خاک غریب یکی از این ده کتاب است.
کرونیکل لیست ده کتاب پرخواننده در میان دانشجوهای امریکایی در ماه سپتامبر را اعلام کرده. خاک غریب جومپا لاهیری همچنان در این فهرست وجود دارد و کتاب twilight نوشتهی استفن مایر بعد از آن است.
در یک نظر سنجی در سایت میلیونز، خاک غریب جزو بیست کتاب برتر هزارهی جدید به انتخاب خوانندگان است ـ در کنار کتاب هرگز رهایم مکن ایشی گورو، جادهی مک کارتی و دندانهای سفید اسمیت.
ــــــــ
یادداشتها در روزنامههای ایرانی:
اعتماد: لاهیری قطعاً روایتگر است، و البته که روایتگری است چیره دست. قصه اش را همیشه آرام و باطمانینه پیش می برد، صاف نمیپرد اوج داستان، با خیالی راحت بابت بلدی و تواناییهایش از جایی در حاشیه شروع میکند و سر صبر گریز میزند به قصه اصلی و آذینش می دهد و رنگ آمیزیاش میکند و سر آخر به آنجایی میرسد که معلوم است از ابتدا مقصدش بوده و عزمش را داشته…
در جام جم
در ایران
ـ
ترجمهای از گفتوگو با لاهیری دربارهی خاک غریب: متن کامل