خرداد 1387



گل‌های سوسن داستانی است از آلیسون پرینس، به ترجمه‌ی من در شماره‌ی تازه‌ی جن و پری.

[13] نظر 


مرا در نظامیه ادرار بود

شب و روز تلقین و تکرار بود

ادرار در لغت عرب به معنی بسیار دوشیدن ماده شتر و بسیار شیر دادن آن است و معنی مجازی آن بسیار دادن و بسیار کردن ِ کاری ا‌ست اما در این جا ادرار به معنی وظیفه و مقرری ماهیانه است که سابقا به طلاب یعنی دانشجویان آن روز که در مدرسه جا و منزل هم به ایشان می‌دادند می‌پرداختند، و به همین معنی بورس امروز است که از زبان فرانسه گرفته‌ایم.

در مکتب استاد/ سعید نفیسی/ چاپ پنجم/  1344 هجری شمسی

[6] نظر 



نویسنده‌ای که در جهان اعتباری یافته هرگز خودش را در حد پور.نوگراف پایین نمی‌آورد… یعنی، اینکه هم و غم آفریننده‌ی اثر این باشد که همه‌ی ابعاد وجود انسان را بگذارد کنار و روی آن مسئله‌ی خاص تمرکز کند، این به نظر من پ.و.ر.ن.و. است اما پرداختن به یکی از غرایز انکارناپذیر انسان بحث دیگری است. رمانی که در کنار بررسی و توصیف همه‌ی ابعاد انسانی بخشی را هم به این رابطه می‌پردازد، پ.و.ر.ن.و. نیست. این کتاب واقع‌گرایی است و به این بعد انسان هم می‌پردازد. 

عبدالله کوثری

پ.ن: حرف‌های چند نویسنده و مترجم از جمله من را در کارگزاران درباره‌ی حرف‌وحدیث‌های تازه بخوانید:[+]

 

[3] نظر 


هر جا nanny دیدیم نگذاریم پرستار بچه.

درست است که توی نسل جدید، این اصطلاح یک‌کم دارد جا می‌افتد - مثل هر کلمه و عبارت غیرفارسی‌ای که بر اثر دورافتادن از نسل گذشته و البته ترجمه‌ی مترجم‌های کم‌سواد، افتاده توی دهن‌ها و فراموشمان شده که معادل‌های خوب و اصیلی در فارسی خودمان داشته‌اند- ولی بدان و آگاه باش که ما دو تا کلمه خوب داریم برای کسانی که شاید حتا پیش از این غربی‌های ک.. نشور (به قول بعضی قدیمی‌ها!)، یعنی آن زمانی که یک دنیا بوده و یک امپراتوری ایران، از بچه‌های اعیان و اشراف مراقبت می‌کرده‌اند.

آن دو کلمه یکی لـَلِه است یکی دَدِه.

[5] نظر 


قصه‌های بانمک و قصه‌های عجیب تجدید چاپ شده و از شنبه‌ای که گذشت در نمایشگاه در غرفه‌ی نشر ماهی موجود است. چاپ جدید با اندکی تغییر در جلد و متنی با یک فونت بزرگتر است که نتیجتا خوشخوان‌تر شده.

باقی چیزها هم که سر جای خودشان هستند: مترجم دردها، همنام، خوبی خدا و سالن خزندگان (از مجموعه‌ی بچه‌های بدشانس) در غرفه نشر ماهی و در میان گمشدگان نوشته دن چاون در غرفه نشر مرکز.

[4] نظر 


اتل متل توتوله به انگليسي!

Atal matal "in" "in" le!
How’s Hassan’s Cow? she doesn’t have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman.; you call her name Amghezy…Around her hat reddish. Hachin and Vaachin, cross one of your legs!

[15] نظر