اردیبهشت 1387



کتاب تازه‌ای از علی صلحجو درآمده. بسیار خواندنی آموزنده و سرگرم‌کننده. به نام نکته‌های ویرایش. علی صلح‌جو با کتاب گفتمان و ترجمه دانش وسیع و ذوق وافر و زبان شیوای فارسی خود را بروز داد- دست کم من تا آن زمان چیز دیگری از او نخوانده بودم- و این کتاب هم باز نشانگر دقت فراوانش است در حین کار و ویرایش و تعامل با نویسندگان و ویراستاران، و نیز حضورذهنش در احضار نمونه‌های کاملا روشن و گویا از سخنی که در سر دارد و نیز ذوق و زبان طنازش در تیترهای جذابی که برای بیش از 150 نکته‌ی کاربردی و خواندنی زده و البته در متن نکته‌ها.

چندتا از تیترها را ببینید: راز پیروزی ذبیح الله، کلمات ناجور، الف و لام‌های ماندنی، از سعدی تا آراگون، ویراستار صرفه‌جو، و  نقش «چیز».

چند بخش اصلی کتاب این‌هاست: اِعراب/ پاراگراف/ پانوشت/جنسیت/ را / رسم الخط/ رقم نویسی/ سبک/ فرهنگ لغت/ واژه‌نامه/ گفتمان/ متن/ مرجع/ موقعیت خواننده در برابر متن/ مرجع/نحو/ نشانه گذاری/نمایه/ واژه/ ویرایش، ما و دیگران

واژه‌سازی

گاه برای برخی اصطلاحات در زبانی دیگر نمی‌توان معادل مناسب و دقیق پیدا کرد. در چنین مواردی می‌توان حدس زد که آن پدیده در آن زبان و، در واقع، در آن فرهنگ وجود ندارد. یکی از این موارد اصطلاح «واژه‌سازی» است که ظاهرا در زبان انگلیسی معادل مناسبی ندارد. در انگلیسی دو اصطلاح وجود دارد که به این پدیده نزدیک‌اند اما به نظر نمی‌رسد که هیچ‌یک معادل سرراستی برای آن باشد: neologism و word formation.

اصطلاح اول به مواردی اطلاق می‌شود که در آن کلمه‌ای کاملا جدید ساخته می‌شود؛ مانند آسپیرین و گاز. در این حالت اجزای کلمه روشن نیست و اصلا معلوم نیست واژه‌ی ساخته شده بسیط است یا مرکب. بنابراین کلماتی نظیر بالگرد، فضانورد و ابرمرد را نمی‌توان از این زمره دانست.

اصطلاح دوم (ورد فرمیشن) نیز به روال‌های تکوین واژه به طور طبیعی گفته می‌شود نه به جلساتی که افراد جمع شوند و تعدادی واژه یا اصطلاح خارجی به میان بگذارند و برای یافتن معادل فارسی آن رایزنی کنن. در ورد فرمیشن، مثلا، گفته می‌شود که واژه‌های جدید از طریق ترکیب، اشتقاق، گسترش معنایی، تکرار واژه، و غیره ساخته می‌شود… بنابراین «واژه‌سازی» به مفهومی که ما در فرهنگستان زبان و نهادهای دیگر داریم، باید خاص جهان سوم باشد زیرا جهان اول زبانی بالای سرخود ندارد تا به آن متوسل شود. مثلا ما واژه‌ی انگلیسی superman را می‌گیریم و از روی آن ابرمرد را می‌سازیم…

واژه‌های «بساز و بفروش» و «مسافرکش» در زبان فارسی به طور طبیعی ساخته شده‌اند نه از طریق جلسه‌های واژه‌‌سازی…

××

این را هم بخوانید. جالب است:

وظیفه‌ی کیست؟

در مقاله‌ای خواندم که قتیبه ابن حارث هفت فرزند داشت که نامشان در روایات چنین ذکر شده است: احمد، حاتم، عمرو، نواس، معاذ و هشام. ویراستار محتوایی وظیفه‌اش این است که بداند قتیبه هفت فرزند داشته است. ویراستار صوری یا فنی نیز وظیفه‌ی خود می‌داند که ویرگول‌های بین نامها و «و»ی بعد از ویرگول آخر را چک کند. پس وظیفه‌ی کیست که نامها را بشمرد و ببیند که شش تاست نه هفت تا؟ آیا در تقسیمات ویرایشی می‌توان به «ویراستار شمارشی» نیز قایل شد؟

نکته‌های ویرایش/ علی صلح‌جو/ نشر مرکز/ اسفند 86

یک نظر 


مثل چندتا دار قالی

یک نظر 


گاهی وقت‌ها می‌شود قیدی را تبدیل به صفت کرد و بالعکس؛ در مواقعی که آن یک حالت در زبان فارسی مصطلح‌تر است؛ مثلا:

وقتی می‌گویم خرگوش ممکن است فکر کنید دارم درباره یک خرگوش واقعی حرف می‌زنم. 

را می‌شود گفت:

 وقتی می‌گویم خرگوش ممکن است فکر کنید واقعا دارم درباره یک خرگوش حرف می‌زنم.

***

برای رسیدن به معادلی برای surprise فکر می‌کردم که به چند معادل دیگر رسیدم که به نظرم در موقعیت‌های مختلف به کار می‌آید ولی نه الزاما در همه جا. به‌خصوص که گاهی با در نظر گرفتن همین نکته که می‌شود قیدی را به صفت یا صفتی را به قید یا کلمه‌ای را به جمله یا شبه جمله تبدیل کرد، گاهی اوقات این معادل‌ها جواب می‌دهد:

یکی «مژده» است.  یکی «خبر خوش» و بهتر از آن «خوش‌خبری». مثلا می‌گوییم: «یک خوش‌خبری!» که می‌تواند معادلی باشد برای :

I have a surprise for you!

[2] نظر 


همه‌ی چشم‌به‌راهان و ردشدگان و توهین‌شدگان و مچل‌شدگان و امروز-برو-فردا-بیا-شنیدگان و «کلمه»-روی-دست-ماندگان و عمر-ضایع-‌کردگان-و-حالا-زیرپا-علف-سبز-شدگان، روزی سه بار گوش کنند و فریاد بزنند:

دانلود  

ــ

پ.ن: تو هم برو آن ستون کناری را بردار. دلت خوش است.

[2] نظر 


کتاب تازه‌ی لاهیری به دستم رسید.

اتفاق خوبی‌ست! به فاصله‌ی 15 روز از انتشارش در امریکا و حتا 15 روز پیش از اینکه در اروپا توزیع شود.

ممنون از حسین و خواهرش و دوست خواهرش که خودش را زیاد در ینگه‌دنیا معطل نکرد و زودی راهی ایران شد! 

عکس پشت جلد کتاب

عنوان کتاب از جمله‌ای از ناتانیل هاتورن گرفته شده، که در صفحه‌ای در ابتدای کتاب آمده، و این طوری شروع می‌شود:

طبعیت آدمیزاد هم، مثل سیب‌زمینی، اگر بارها و بارها و نسل پشت نسل، در خاکی فرسوده کاشته شود شکوفا نمی‌شود.

لاهیری کتاب را به اکتاویو و کسی به نام نور تقدیم کرده.

چنان که در شناسنامه‌ی کتاب آمده، بر خلاف آنچه در پست قبلی گفتم، 4 داستان این کتاب پیش از این در نیویورکر منتشر شده‌اند نه 3 تا. و من از این میان جهنم-بهشت را ترجمه کرده‌ام که چاپ شده و دو داستان دیگر را که چاپ نشده.

×××

خب دیگر…، حالا یک فنجان چای برای خودم می‌ریزم، در اتاق را می‌بندم، پرده‌ها را می‌کشم، تکیه می‌دهم به مبل و شروع می‌کنم به خواندن.

[7] نظر 


کتاب تازه‌ی لاهیری مثل مترجم دردها مجموعه داستان است و unaccustomed earth نام دارد که معادل فخیمش را در فارسی می‌شود گذاشت: خاک نامالوف. ( البته باید دید داستان همنام کتاب از چه قرار است. اگر دیالوگ یکی از شخصیت‌ها باشد که احتمالا باید ساده‌تر و ملموس‌تر ترجمه‌اش کرد. اما به هر حال خاک بهتر از زمین است، گمانم.)

این کتاب در همین یک هفته که از انتشارش در امریکا می‌گذرد در صدر فهرست کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز  قرار گرفته و از the Appeal جان گریشام هم جلو افتاده. انتخاب اول ادیتورهای ضمیمه‌ی کتاب نیویورک‌ تایمز  هم در این هفته همین کتاب است و آنان داستان‌هاش را sensitive stories خوانده‌اند.

خبر این کتاب همه‌ی آنها را که مترجم دردها را بیش از همنام دوست می‌دارند خوشحال می‌کند و همه‌ی آنها را که می‌گویند او بیش از اینکه رمان‌نویس خوبی باشد داستان کوتاه‌نویس خوبی‌ست. مترجم دردها 9 داستان داشت و این کتاب 8 تا. یکیش همان جهنم- بهشت است که در خوبی خدا  گذاشتمش. (چون آن موقع همین تک داستان از او در نیویورکر درآمده بود.) بعد تر دو داستان دیگر هم در نیویورکر در آمد که حالا لاهیری آنها را با چند داستان دیگر در این کتاب، مجموع کرده- سعدی می‌فرماید هر که مجموع نباشد به تماشا نرود، …که البته چندان ربطی نداشت. 

القصه، داستان‌ها اینهاست:

  • Unaccustomed Earth / Hell-Heaven / A Choice of Accommodations / / Only Goodness / Nobody’s Business / Hema and Kaushik / Once in a Lifetime / Year’s End/ Going Ashore  

  • [6] نظر