memorial day برای خواننده امریکایی، جز روز بزرگداشت قربانیان جنگی، روزی است برای پیک نیک و جمع شدن دوستها و خانوادهها دور هم و reuniting و این حرفها. بنابراین نویسنده فقط میگوید روز قربانیان و خوانندهی امریکایی همه چیز را میگیرد و جمع شدن شخصیتها در صحنهای از رمان در این روز برایش معنای بیشتری مییابد اما برای خواننده ایرانی باید توضیح داد و مناسبتش را تشریح کرد وگرنه نمیگیرد. پس یا باید پاورقی بگذاریم، یا مثل کاری را که در همنام کردم بکنیم … یا شیطان میگوید بگذار سیزده بدر! :D
[8] نظر
1
I’m afraid what they’re going to say.
از چیزی که میخوان بگن میترسم (؟)
نه، انگار این جمله جواب نمیدهد. میترسم یه چیزی بگن شاید بهتر باشد اما شاید کمی از اصل دور شود. شاید هم نشود.
–
2
میخواهم بنویسم اینجا مثل قبل است. محاورهایش میشود: اینجا مثل قبله.
خواننده ممکن است ناخودآگاه یاد قبله (جهت نمازگزاردن) بیفتد.
میگویم به جای قبل از سابق استفاده کنم. میشود اینجا مثل سابقه.
آدم ممکن است یک لحظه یاد کارگزینی ادارات و برگه عدم سوء سابقه بیفتد.
قبلئه و سابقئه هم خوب نیست.
اینکه دنبال یک جایگزین ثالث هم بگردیم راهش نیست.
همه چیز در متن معنا میگیرد اما به هر حال این جور چیزها ممکن است یک لحظه مثل دستانداز عمل کند.
–
3
I thought it would be.
به جای فکر کردم همین جور است یا چیزی شبیه این، میخواهم بگذارم گفتمها!
اما دست و دلم میلرزد کمی. خواننده راحت "میگیرد"؟
[22] نظر
In the department store they have a baby section.
برای baby section بخش نوزادان، بخش کودک و … چندان جواب نمیدهد. به نظرم سیسمونی فروشی یا ترکیبهایی دیگر با سیسمونی معادل خوبی است.
[8] نظر
"تازه" معادل خوبی است به جای "به علاوه"، "علاوه بر این"، …
[4] نظر
وقتی کسی را میبینیم که کار ضروری، مهم و روی زمینماندهای را انجام نمیدهد و در عوض، همین طور یک جا نشسته و از جاش جم نمیخورد، میگوییم بلند شو! ، تکانی به خودت بده ! ، بجنب ! و از این حرفها. ولی وقتی دیگر حسابی از بیخیالی یا تنبلیاش کفری میشویم و حاضر نیستیم حتا یک لحظه دیگر او را آنجا ببینیم و با تمام وجود میخواهیم از جاش بلند شود، میگوییم: حالا همین طور آنجا بنشین!
این نکته توی ترجمه دیالوگ به درد میخورد.
[5] نظر
-اینا چیان؟
-مال توئن؟ / مال توَن؟ / مال تواَن.
*
هیچ کدام از این سه حالت نه به دل مینشینند نه راحت خوانده میشوند. خود همان «چیان» هم همین طور.
[12] نظر