He walked up half a block.
block يعني چهارراه؟ بلوك؟ آيا ما در فارسي اين گونه توصيف ميكنيم و آدرس ميدهيم؟ با معيار بلوك؟ يك بلوك حدودا چند متر است؟
8 فروردین 1386
He walked up half a block.
block يعني چهارراه؟ بلوك؟ آيا ما در فارسي اين گونه توصيف ميكنيم و آدرس ميدهيم؟ با معيار بلوك؟ يك بلوك حدودا چند متر است؟
5 فروردین 1386
يكي از دوستان با ايميل، مطلبي خواندني فرستاده و سوالي كرده كه به نظرم ميشود در كارگاه ترجمه درباره اش بحث كرد. معادل پيشنهادي شما براي قانون دوم و سوم چيست؟ ضمن اينكه خود اين پنج قانون بسيار جالب است:
پدر كتابداري هند، رانگاناتان (1892- 1972) واضع 5 قانون علم كتابداري به شرح زير ميباشد:
1. Books are for use.
2. Every reader his or her book.
3. Every book its reader.
4. Save the time of the reader.
5. The Library is a growing organism.
2 فروردین 1386
سال نو شد. اميدوارم امسال همه آنها كه ترجمه ميكنند بهتر و دقيقتر و روانتر ترجمه كنند، كتاب رونق (مجوز) بگيرد و اين وبلاگ هم كه برخي عجالتا آن را بهترين وبلاگ فرهنگي سال 85 دانستهاند، [صاحبش] سر ِ پا باشد!
براي همه دوستانم، همه كساني كه شادباش گفتهاند، خوانندگان كتابهام و خوانندگان اين وبلاگ سالي خوش آرزو ميكنم.

در آخرين روزهاي 85، از سام شپارد دو داستان با ترجمهي من در ويژهنامه داستان اعتماد و همشهري جوان چاپ شد. فعلا متاسفانه به فايل word آنها دسترسي ندارم كه راحتتر بخوانيد. اسمشان را هم عيدي نميگذارم:
> چشمهايي كه باز و بسته ميشود
1 فروردین 1386
They are nice, enough.
خوبن، آره.
*
اين معادل در وهله اول كمي دور از ذهن ميرسد اما خوب كه فكرش را بكني ميبيني اين «آره» آخري حسي را منتقل ميكند شبيه همان حس كه در جمله انگليسي است. من هم بيشتر منظورم تاكيد بر همان آره در انتهاي جمله است وگرنه درباره nice حرف و حديث زياد است و بسته به متن و فضا معادلهاي زيادي ميپذيرد.
26 اسفند 1385
پسر به دختر همکلاسیاش که راهی مدرسه است میگوید:
Want a ride?
برسونمت. (الزاما نیازی به علامت سوال هم نیست.)
*
دختر نمیپذیرد.
پسر میگوید:
You had your chance.
از دستت رفت.
15 اسفند 1385
14 اسفند 1385
Religeous یعنی مذهبی، دینی.
حالا وقتی به ترکیبی مثل religeous astonishment برمیخوری ننشین زور بزن که یک جوری بچسبانیش، که با هیچ چسبی نمیچسبد. برو فرهنگ هزاره را ببین که ذیل این مدخل، یک معنای متفاوت هم آورده:
[رفتار] موشکافانه
و مثالی هم آورده:
:with a religeous care
با صمیمیت تمام، با وجدان تمام
تکلیفت روشن شده؟ میگذاری بهت تمام یا یک همچین چیزی؟