فروردین 1385



ترجیح می‌دهید ترجمه‌ی بعدی‌ای که از صاحب این بلاگ می‌خوانید چه باشد؟ مجموعه داستانی از نویسندگان کلاسیک روس، مجموعه داستانی از یک نویسنده‌ی معاصر امریکایی یا رمانی از یک نویسنده معاصر امریکایی؟ چرا؟

[27] نظر 


طاق‌نماهای سبز

یا

خواب جمعه بارانی

جوان آیکن/ امیرمهدی حقیقت

پ.ن: این داستان به همراه بازخوانی مختصری از محسن آزرم در این لینک  هم قابل دسترسی است.

[3] نظر 


- ترجمه‌تان از«زندگی در پیش رو»ی رومن گاری گویا به چاپ چهارم رسیده.

لیلی گلستان: این كتاب سال 1358 درآمد و بعد از شش ماه توقیف شد. یعنی خمیر شد. آن‌هایی كه امیركبیر را مصادره كرده بودند این كار را كردند. فكر می‌كردند من باید بچه‌ی توی كتاب را تربیت كنم. خب من این كار را نكردم. من بچه ی خودم را هم نمی‌توانم تربیت كنم، چه برسد به او كه تو كتاب است. می‌گفتند این بچه حرف‌های بد می‌زند. می‌گفتند برشان دار. گفتم تمام شیرینی كتاب به حرف‌های بد همین بچه است.

بخشی از گفت‌وگو  با لیلی گلستان

یک نظر 


یک روز با من درد دل کرد و گفت: نمی‌بایست به حرف‌هایش گوش داده باشم. هیچ وقت نباید به حرف گل‌ها گوش داد. آنها را باید تماشا کرد و بویید. گل من سیاره‌ام را معطر می‌کرد، ولی من نمی‌دانستم چگونه از آن لذت ببرم.

شازده کوچولو/ ترجمه ابوالحسن نجفی

یک روز درد دل کنان به من گفت: حقش بود به حرف‌هاش گوش نمی‌دادم. هیچ وقت نباید به حرف گل‌ها گوش داد. گل را فقط باید بویید و تماشا کرد. گل من تمام اخترکم را معطر می‌کرد، گیرم من بلد نبودم چه جوری از آن لذت ببرم.

شازده کوچولو/ ترجمه احمد شاملو

[71] نظر 


استاد عزیز

در گفت‌وگویی collective imagery  را خیالستان جمعی ترجمه کرده‌اید. برخی دوستان بر این عقیده‌اند که در imagery  چیزی از جنس مکان وجود ندارد که خیالستان ترجمه شود. دانش محدود من در این زمینه راه به جایی نبرد، گیرم کوشیدم نمونه‌هایی بیابم که در آن پسوند "ستان" کنایه از چیزی جز ظرف مکان باشد. با این حال حسی غریزی می‌گوید معادل خیالستان جمعی معادل درست و هنرمندانه‌ای است. ممنون می شوم اگر در این باره توضیح روشنگرانه‌ای بدهید.

سوال دیگری هم دارم. به گمانم بنا بر همان قاعده‌ای که درباره درست‌نویسی تنوین گفته‌اید و سخت نیکوست، حتی را هم نباید حتا نوشت، چرا که آن هم عربی است و سایر خصوصیات واژگان تنوین‌دار را دارد، بنابراین من در نوشتن حتا هم همان رویکرد ذوقی آسان‌یاب را مشاهده می‌کنم، و به نظرم نابجاست. در این باره هم اگر نکته‌ای هست مشتاقم بدانم.

پایدار و پیروز باشید.

ارادتمند شما

امیرمهدی حقیقت

                                                

 

دوست ارجمند، آقای حقیقت

« ستان» تنها پسوند مکان نیست و در «زمستان» و «تابستان» پسوندِ زمان نیز هست و در برخی ترکیب‌ها می‌تواند معنای مجازی مکان هم بدهد. شاید آنچه در ترکیبِ خیالستان غریب به نظر می‌رسد، ترکیبِ –ِستان با یک اسمِ معنا ست. ولی در ترکیب‌هایی مانندِ خندستان و شورستان، که در لغت‌نامه‌ی دهخدا آمده، با یک اسم معنا ترکیب شده است. درساختن  «خیالستان» معنای مجازیِ -ِستان را در نظر داشته ام، یعنی جایی که خیال‌ها در آن جمع اند، به عبارتِ دیگر، ذهن یا روان. مولوی هم می‌گوید «یوسفی از یوسفستان می‌رسد» که یوسف را این جا به معنای مجازیِ «زیباروی» به کار می‌برد. یوسفستان در این مصراع یعنی «زیبا-ِستان» که –ِستان در آن معنايِ مجازی به خود می‌گیرد.آخر سر این که، شّمِ زبانیِ من می‌گوید خیالستان جوازِ زبانی دارد. شما هم گناه را به گردن من بیندازید و خیال‌تان راحت باشد.

در موردِ «حتی» قاعده در فارسی این است که الفِ مقصور و الف ممدود عربی را در بیشتر کلمات به یک صورت می‌نویسند، به صورتِ الفِ ممدود.  رعایت رسم‌الخط عربی در فارسی در این موارد هیچ ضرورتی ندارد، چنان که برخی، از جمله من، موسی و عیسی را موسا و عیسا می‌نویسند؛ و چه درست هم می‌نویسیم! حتی را هم چه بهتر که حتا بنویسیم و خودمان را خلاص کنیم. وگرنه باید آن «الَِـَفک» را بالای یای آن بگذارید که آن را «ی» نخوانند.

شاد و سرفراز باشید

داریوش آشوری

 

[3] نظر 


هر که نقد داریوش آشوری بر فرهنگ هزاره  را نخوانده نیمی از عمرش بر باد است و هر که نقد علی محمد حق شناس بر آن نقد  را هم نخوانده نیم دیگر عمرش نیز.

[3] نظر