قصه در عصر فقر

No longer do we have a John Steinbeck, a Richard Wright, a Theodore Dreiser, or a Zora Neale Hurston  writing about the working poor. Who today would write that "In the souls of the people the grapes of wrath are filling and growing heavy, growing heavy for the vintage"?

  ديگر نه جان اشتاين بك اى داريم، نه ريچارد رايتى، نه تئودور درايزى و نه زورا نايل هورستون اى كه از كارگران فقير بنويسند. كيست كه امروز بنويسد «و خوشه هاى خشم درون روح مردمان آماس مى كند، مى رسد و از خوشه چينى آينده خبر مى دهد؟»

***

 پس از مدت‌ها پرهیز از ترجمه‌ی مقاله، این یکی مرا به وجد آورد. با کمی تلخیص ترجمه‌اش کردم. دو سه تایی مقاله‌ی وجدآور ِ دیگر هم هست که به نوبت.

پ.ن: رمان جدید مایکل کانینگهام Specimen days نام دارد که من معادلش را در این مقاله « روزهای نمونه» گذاشتم. اما قاعدتا کسی که خوانده باشدش بهتر و راحت‌تر به مسمای آن پی می‌برد و بسا که معادلی درست‌تر بنهد. اگر کسی خوانده توضیح دهد و جمعی از دوستان ِ طرفدار ِ کانینگهام را از نگرانی برهاند.

[4] نظر