مهر 1384





Old man: Irun desuka

Bob: In desuka?


Old man: Irun desuka


Bob: Eh–

Old man: Nihon ni. Japan

Bob: Japan

Old man: Appuh

Bob: Japan. appuh

Old man: Japan. appuh. appuh

Bob: After?

Old man: Japan. appuh. nannen.

Bob:nannen.

 

این صحنه بی‌نظیری از فیلم  lost in translation است: باب در انتظار بیرون آمدن شارلوت از مطب پزشک نشسته. پیرمردی ژاپنی در صندلی کناری چیزهایی به او می‌گوید، شکلک‌هایی در می آورد و ( نه چندان مصرانه) می‌کوشد حرفش را حالی باب کند. باب زور خودش را می‌زند اما دست آخر، چیزی دستگیرش نمی‌شود.

دو زن در صندلی پشتی با تماشای تلاش ناموفق این دو مرد زیرزیرکی می‌خندند- دو مردی که ساکن دو قاره متفاوت جهان‌اند اما اکنون در کنار هم نشسته‌اند.

 

 

 

 

 

پ.ن: عنوان رایج فارسی فیلم (گمشده در ترجمه) معادل خوبی نیست. در ترجمه که گم نمی‌شوند.

بنابرین کارگاه ترجمه شماره 17 را به ترجمه عنوان این فیلم اختصاص می‌دهیم.

 

 

کارگاه ترجمه [17]

 
 

—– LOST IN TRANSLATION —–                                   


پ.ن2: این تغییر فونت‌ها دست من نیست. مشکلی فنی است که برای خود من هم اعصاب‌خردکن شده. چاره‌اش را نمی‌دانم.  


 
 

[17] نظر 


The cowherds and peons of the blacklands listened to him in silence, intrigued, terrified, moved. Occasionally, someone interrupted him- though this occured rarely, since his gravity, his cavernous voice, or his wisdom intimidated them- in order to dispel a doubt. Was the world about to end?

 

گاوچرانان و کارگران روزمزد خاموش، هیجان‌زده، ترسیده و مبهوت به سخنانش گوش می‌سپردند. گه‌گاه کسی به میان سخنانش می‌دوید- اما به ندرت، چرا که وقار او، صدای پرطنین‌اش، یا خرد و هوشیاری‌اش ایشان را مرعوب می‌کرد- تا شک خود را با او در میان بگذارد. به‌راستی آخرالزمان نزدیک بود؟

جنگ آخرالزمان/ برنده جایزه کتاب سال 1379/ترجمه‌ی عبدالله کوثری

[5] نظر 


He washed all the pots, splashing water on the floor, and wiped the counter so fast his hair made circles around his head.

 

Finally, the house shone like a treasure as much to be looked at as lived in.

 

[6] نظر 

« Previous Page