آبان 1384



گاهی یک اسم در زبان‌های مختلف به صورت‌های متفاوتی تلفظ می‌شود.

مثلا Michael: مایکل (انگلیسی)، میشل (فرانسوی)، میکل (آلمانی)، میچل (ایتالیایی)، میخائیل (روسی و بلغاری)، میگوئل (اسپانیایی)، میکال (نروژی)، میکلوش (مجارستانی)، میکائیل (عربی و فارسی)

به نقل از فرهنگ مترجم، غلامحسین صدری افشار و دیگران

[4] نظر 


I cdnuolt blveiee taht I cluod aulaclty uesdnatnrd waht I was rdanieg.  The phaonmneal pweor of the hmuan mnid.  Aoccdrnig to a  rscheearch at Cmabrigde Uinervtisy, it deosn’t mttaer inwaht oredr the ltteers in a wrod are, the olny iprmoatnt tihng is taht the frist and lsat ltteer be in the rghit pclae.  The rset can be a taotl mses and you can sitll raed it wouthit a porbelm.  Tihs is bcuseae the huamn mnid deos not raed ervey lteter by istlef, but the wrod as a wlohe.  Amzanig huh?  Yaeh and I awlyas thought slpeling was ipmorantt.

Tknahs to Nleegoon’s  atuhor

[6] نظر 


The room was full of chattering people and Mrs. Smith had a curious feeling of tension.

[10] نظر 


1)

اين برنامه برای کمک به فارسی‌زبانان آواره‌ای نوشته شده که دست بر قضا کيبورد فارسی هم ندارند. از آنجا که همه عادت کرده‌ايم پينگيليش تايپ کنيم، ما اين برنامه را نوشتيم تا فارسی را از خطر انقراض نجات دهيم. (يه چيزی تو مايه‌های فردوسی)

اینها توضیح طراحان این مبدل است که کارش تبدیل متون پینگلیش (نوشته های فارسی که به انگلیسی تایپ شده) به فارسی است. البته این مبدل ضعف‌های زیادی دارد و هنوز در مراحل اولیه است اما به هر حال کار را راه می‌اندازد.

2)

هر دو قسمت کارگاه ترجمه اخیر از نظرهای دوستان پربار شده. اینجا  و اینجا.

نظر پینگلیشی یکی از دوستان با مبدل فوق به فارسی برگردانده شده و البته اصلاحات لازم بر روی آن صورت گرفته. بخوانید.

3)

کارگاه همچنان دایر است.

یک نظر 


 

Minstrel Show

A comic variety show presenting jokes, songs, dances, and skits, usually by white actors in blackface.
(American Heritage Dictionary)

 

در فرهنگ شش جلدی آریانپور معادل Minstrel Show چنین آمده:

نمایش مینسترل (نوعی شادمایش که در آن صورت خود را سیاه می‌کنند.)


***

در صورتی که می‌تواند خیلی ساده‌تر از این حرف‌ها باشد:

[نوعی] سیاه‌بازی

 

پ.ن: فرهنگ‌های هزاره و باطنی هم صرفا به ذکر کلمه minstrel بسنده کرده‌اند و تنها معادل‌هایی که برایش آورده‌اند نوازنده دوره‌گرد (در قرون وسطی)، مطرب، خنیاگر، آوازه خوان و چیزهایی‌ست از این دست.

یک نظر 


توضيحات دوستان خيلی ابهامات را روشن کرد و از جنبه‌های گوناگون بر عنوان این فیلم (Lost in translation) نور تاباند. من هم يکی دو نکته بيفزايم. اینکه بالاخره چه معادلی برای فیلم باید گذاشت بستگی به برداشت‌مان از مفاهیم موجود در فیلم دارد. lost یا به معنای rapt  و absorbed (مجذوب، مسحور) است یا bewildered  و confused  (مبهوت، آشفته، سرگشته).

مشابه این تعبیر lost in thoughts  است که به معنای اول نزدیک‌تر است. یعنی غرق یا غرقه در فکر. اما آیا باب در ترجمه غرق شده؟ به نظر چنین هم نمی‌آید.

به گمانم نه lost  و نهin translation  را نباید لفظ به لفظ ترجمه کرد.

نکته مهم دیگر این است که "ترجمه" تنها یکی از معانی translation  است. معنی عام‌تر این واژه "تبدیل" است. هر گونه فرایند تبدیل و تحول را translation  می‌گویند:

The act or process of translating, especially from one language into another

در یکی از فرهنگ‌ها حتی چنین آمده:

the act of changing in form or shape or appearance

و من بعید می‌دانم این ظرافت‌های زبانی و ایهام‌ها از چشم سوفیا کاپولا دور مانده باشد.

منتها حکم ناگفته اما آزموده‌ای وجود دارد و آن این که ایهام در هنگام ترجمه معمولا از میان می‌رود و تنها یک وجه معنایی از آن باقی می‌ماند. مگر در مواردی انگشت‌شمار. و به نظر نمی‌رسد این مورد از آن موردها باشد.

بنابراین شاید چندان نتوان به ترجمه دقیق و جامع عنوان این فیلم دل بست.

 

 

 

 

 

پ.ن: تماشای  trailer فيلم برای رفع خستگی ناشی از این بحث‌ها بسیار جواب می‌دهد. به خصوص آنجا که می‌خوانیم: Friendship needs no translation 

 

 

[11] نظر 


در ستون کناری بخش تازه‌ای زده‌ام به نام لینکدونی که همان لینک"دانی" ادباست. به‌روز شدنش هم چندان به‌قاعده نخواهد بود چون گزیده‌گوست و بر سبیل ذوق.

یک نظر 

Next Page »