مهر 1384
Monthly Archive
6 مهر 1384
Before the bodies were discovered, my father had a theory. He said that it would eventually come out that the father had embezzled a large sum from that real estate company. Sooner or later, he said, the authorities would catch up with them. They would find them living in a big house under an assumed name in some distant, sunny state. "Or maybe," said my father, "maybe they’ll never catch them." He paused, a little taken with this romantic possibility.
"Maybe they’ll get away with it," he said.
When he heard they’d been found, he seemed almost bitter that the idea he had repeated and embellished turned out to be so far from the truth.
"It just doesn’t make sense," he said.
تا پیش از کشف اجساد، فرضیهی پدرم این بود که بالاخره کاشف به عمل میآید که باباهه پول قلنبهای از دفتر معاملات املاک بالا کشیده و زده به چاک؛ پلیس هم بالاخره دیر یا زود گیرش میاندازد. میگفت آنها رفتهاند یک خانه بزرگ تو یک جای پرت و خوش آب و هوا گرفتهاند و یک اسم و فامیل قلابی هم روی خودشان گذاشتهاند. میگفت:«البته یک وقت هم دیدی گیر نیفتادند.» بعد غرق در خیالبافی مکثی میکرد و میگفت:«یک وقت دیدی برای همیشه قسر در رفتند.»
بعد که خبر پیداشدنشان را شنید حرصش گرفت. فرضیهای که بارها با آبوتاب تعریف کرده بود، زمین تا آسمان از واقعیت فاصله داشت. گفت:«اصلا با عقل جور در نمیآید.»
از مجموعه در میان گمشدگان/ دن چاون/ امیرمهدی حقیقت/ نشر مرکز
—–
یادداشتی بر "در میان گمشدگان" در شرق امروز
[3] نظر
5 مهر 1384
شماره داوطلبی 244233 را در اینجا وارد کنید.*
از آنجا که درصد پاسخ "زبان انگلیسی" داوطلب اندکی پایین است، پیشنهاد میکنیم تحلیلگران، کارشناسان و برنامهریزان یک بار دیگر به بررسی وضعیت عمومی آموزش زبان انگلیسی در مدارس و معضلات، کمبودها، و چالشهای پیش ِ رو سرگرم شوند.
—
*لینک از یک دوست.
[4] نظر
3 مهر 1384
در ادبيات سبك گزينش نويسنده است از ميان واژهها و عباراتي كه در اختيار دارد و اینکه رماننويس يا نويسنده داستان اين كلمهها و عبارات را چگونه در جملهها و بندها تنظيم ميكند. سبك به نويسنده اجازه ميدهد به تجربه خواننده از اثر شكل بدهد. مثلاً يك نويسنده ممكن است كلمات ساده و جملات صريح به كار گيرد اما نويسنده ديگر واژگان دشوار به كار ميگيرد. جملههايش ساختماني پرپيچ و خم دارند، ممكن است درونمايه هر دو يكي باشد و آنچنان که ميگويند زير اين آسمان هيچ حرفي واقعاً تازه نيست. اما تفاوت سبك دو نويسنده است كه تجربة خواندن اين دو اثر را از هم متمايز ميكند. تشخيص اين سبك براي مترجم ادبي مستلزم خواندن متون متعدد به زبان مبدأ است.
—
مترجمان واسطه هستند. در زمانهاي باستان در چين به مترجمانMatchmaker ميگفتند يعني دلال ازدواج. ترجمه در واقع وسيلهاي بود كه دو طرف به مدد آن بالاخره حرف يكديگر را ميفهميدند و به يك توافق يا مصالحهاي ميرسيدند. [متن کامل]
از سخنان فرزانه طاهری در باب ترجمه ادبی.
یک نظر
2 مهر 1384

دیشب جومپا لاهیری مثل پارسال در فستیوال نیویورکر نشست و قصه خواند؛ همراه با محمد ناصح علی. ما که نبودیم اما دوستی در نیویورک هم نتوانست شرکت کند چون بلیتهاش بیست روزی میشد که تمام شده بود. عکسها و خبرها هنوز منتشر نشده.
[6] نظر
30 شهریور 1384
به جرات میتوان گفت در حال حاضر هیچ دانشگاه یا نهاد رسمی در ایران وجود ندارد که علاقمندان تا آن سطح زبان و ادبیات انگلیسی بیاموزند که برای ترجمه کردن کتابهایی که دریابندری ترجمه کرده است کفایت کند.
علی صلحجو/نقدی بر کتاب سی سال ترجمه، سی سال تجربه/مترجم 28
[9] نظر
28 شهریور 1384
مترجم باید در زبان مادری خود از فراست و نوعی حس ششم برخوردار باشد؛ و همین حس ششم است که او را در ترجمه هدایت میکند و به او میگوید کجا به صورت لفظ به لفظ ترجمه کند و کجا تمام قاعدههای ترجمه را زیر پا بگذارد.
- - -
درسنامه ترجمه/پیتر نیومارک/ فصل نخست
[2] نظر
26 شهریور 1384

گور به گور، قله دیگری در ترجمههای نجف دریابندری کبیر
قلهای به بلندای بازمانده روز، پیامبر و دیوانه، چنین کنند بزرگان، بیلی بتگیت
نثر فاكنر، خيلى براى ترجمه مشكل است، اما هنگامى كه ترجمه مى شود اصلاً به نظر (خواننده) نمى رسد كه اين كتاب با مشقت ترجمه شده است- نجف دریابندری
گور به گور نمونه بینظیری از ترجمه خلاق است. بیش از 70 درصد جملههای کتاب جوری است که خواننده انگلیسیدان نمیتواند به درستی جمله متن اصلی را حدس بزند. جملهها مثل موم توی دست مترجم است. این کتاب تجدید چاپ شد.
–
[5] نظر
— Next Page »