I felt protective of her, aware that she was unwanted in my family, that she was resented, aware of the nasty things people said about her.
9 مرداد 1384
I felt protective of her, aware that she was unwanted in my family, that she was resented, aware of the nasty things people said about her.
9 مرداد 1384
خبر دات کام شدن این وبلاگ را دوستان زیادی، از سر لطف، در لینکدونی ها و بخش های خبری خود داده اند؛ از جمله خوابگرد، سیبستان، کتابلاگ، هنوز، خبرچین و…. از همه این دوستان و باقی دوستانی که بابت راه اندازی سایت تبریک گفته اند ممنونم. اینجا هنوز اندکی خرده کاری گرافیکی و دسته بندی دارد که امیدوارم به لطف برخی دوستان باسواد، خردخرد انجام شود.
7 مرداد 1384
5 مرداد 1384
Where thou art, that is home.
Emily Dickinson
***
لطفا لینکهای خود را به این وبلاگ اصلاح کنید:
ازtarjomeh.persianblog.com به : www.amirmehdi.com/blog
4 مرداد 1384
در بازار تبليغات «لوس»ای که از در و ديوار شهر و رسانهها میبارد ديدن دو شعار تبليغاتی هوشمندانه، خلاقانه و نسبتا غيرمستقيم مرا سر ذوق آورده. به گمانم هر دو مربوط به کولرهای گازی و سيستمهای تهويهی کارخانهی جنرال باشد و هر دو را هم در بيلبوردهای بزرگراه مدرس ديدهام:
«يک سروگردن… سردتر»
و
«ما هوای شما را داريم»
اينها را بگذاريد کنار تبليغات کارخانهی کولرسازی ديگری که شعارهای بینمکی از اين دست دارد:
«بابا تو ديگه چی هستی!»
2 مرداد 1384

دن آرام، پابرهنهها، شازده کوچولو، قصههای من و بابام، قصههای کوچه، زنگار، …
من شاملو را به این کتابها و ترجمهها میشناسم نه به اشعارش. گرچه بعضی شعرهاش را بسیار دوست دارم.
روحش قرين آرامش باد.
–
پ.ن: مجموعه قصههای کوتاه ترجمهشدهاش را انتشارات نگاه در قالب جلد سوم «مجموعه آثار شاملو» منتشر کرده که حاوی دهها داستان از نويسندگان مختلف است؛ از چخوف و کافکا و ديگران.
2 مرداد 1384
They sit within reach of each other so their fingers can brush and make little twitching signs of recognition and affection.
ترجمههای رسيده:
۱- در کنار هم به فاصلهای می نشینند که بتوانند انگشتان هم را لمس کنند، و با هر تماس کلمات آشنایی و محبت را در انگشتان دیگری هجی کنند.
-هجی کنند از کجا آمده؟ بار اضافهای است بر آنچه نويسنده گفته. اساسا نويسنده استعاری سخن نگفته.
۲- در دسترس هم مینشينند تا انگشتانشان با هم در تماس باشند و با حرکاتشان نشانههايی ظريف را بنمايانند از بازيافتن هم و دلبستگي (های)شان.
- کمی با نشانههای «ظريف» مشکل دارم. دلبستگی شان هم کمی ول است. به چی يا کی. برخلاف affection که کاملا رساست.
۳- در فاصلهء کمتر ازفاصلهء دودست از هم مىنشینند تا انگشتهایشان بتوانند هم را لمسکنند و با فشاردادنى سریع و ناگهانى نشانههایی ظريف از آشنایی و مهر بفرستند…"
-با فشاردادنی سريع و ناگهانی؟! قشنگ است؟
۴- نزديك هم مینشينند و به نشانه علاقه و تفاهم انگشتان يكديگر را نوازش كرده وآرام در هم میفشارند.
-اين can پس کجا رفته؟ (… so their fingers can brush and make)
-«واو» بعد از «نوازش کرده» هم که زايد است و بايد به ويرگول تبديل شود.
–
خود را مقيد به ظاهر جملهی اصلی نبايد کرد. در فارسی چگونه بايد گفت. مساله اين است.
–
مانی و پژمان درباره مطلب روز سهشنبه میپرسند: لذت موذيانه يا بدجنسانه يا بدخواهانه؟
–
کارگاه را ادامه میدهيم…