آذر 1382



سلام
اين رمان «هم نام» فوق العاده است. از جهات زياد؛ من جمله تنوع بيش از حد غذاها ( قابل توجه شکموها)؛ یعنی به غیر از چند ده غذای هندی و امریکایی٬ نویسنده شخصیت هایش را مدام به رستوران های فرانسوی و چینی و ده ها جایی دیگر هم می برد؛ همین طور از جهت ذکر کشورها و شهرهای مختلف جهان. از شهرهای آلمان بگیر تا حتی تهران خودمان. اگر کتاب قبلی لیری یعنی مترجم دردها را خوانده باشید می دانید که دغدغه مهاجرت برای او یک دغدغه ساده و مقطعی نیست. لیری immigration را یک مفهوم عمیق و جهانی می داند. این است که خودش را محدود به هند (زادگاه اجدادی اش) و امریکا (زادگاه خودش) نمی کند.
بگذریم. بعدا در مورد خود رمان بیشتر حرف می زنم.
به هر حال برای شناختن و دانستن هویت این همه غذا راه زیادی در پیش دارم. اگر کسی یک استاد آشپزی قابل (غیر از مادر خودش) می شناسد که غذاها و دسرهای خارجی را هم خوب می داند لطفا به من خبر بدهد.

[.] نظر 


سلام و عذر تاخير!
خوشحالم که خبر بدم ترجمه رمان جديد جامپا ليری را که کتاب قبلی اش را به نام مترجم دردها ترجمه کرده بودم شروع کرده ام.
ليری دو سه ماه قبل از چاپ این رمان برشی از اونو در مجله نيويرکر چاپ کرده که ترجمه اون تمام شده و اگه دوستای کامپيوتری کمک کنند شايد بتونم بذارمش رو وبلاگم.
اميدوارم حالا که دوباره مستقيما و بعد از يک مدت فراغت آستين ها رو بالا زدم و افتادم تو گود ترجمه بتونم درباره معادل گذاری ها و مسايلی که باهاش درگير هستم بيشتر بنويسم.

[.] نظر