کسی برای Mr.Grief پيشنهادی ندارد؟
9 شهریور 1382
2 شهریور 1382
ّI worked various blue- and bluer collar jobs.
خب اين blue collar به معنی کار کم مزد است. لباس های يقه آبی لباس کارگران کم دستمزد را blue collar می گويند. معادلی که برای اين جمله گذاشتم اين است:
افتادم به هزار جور فعلگی با چندر غاز حقوق. چطوره؟
28 مرداد 1382
اين وبلاگ کارش اين است که از شيرينی های ترجمه و خلاقيتهايی که می شود در معادل گذاری کلمات خارجی به خرج داد حرف بزند.
زياد هم قرار نيست پرگويی بکنم. خيلی مختصر ومفيد. معادل های خوبی را که پيدا کرده ام و احيانا جمله های قشنگ و گويايی را که برای عبارت های پيچيده انگليسی جايگزين کرده ام اينجا می گذارم تا بقيه هم ببينند وياد بگيرند!
پس شايد بيشترين مراجعه به اين وبلاگ از طرف مترجم ها و علاقمندان به وادی شيرين ترجمه صورت بگيرد. هم مترجمهای جوان - برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و خلاقيت هاشان، و هم چه بسا در آينده پيشکسوتان و ريش سفيدان ترجمه برای راهنمايی و جواب دادن به مشکلات مترجم ها و ياددادن ريزه کاری های اين حوزه که بالاخره هنوز معاوم نشده فن است يا هنر.
پس شروع می کنم.
برای It’s not fair من اولين معادلی راکه به ذهن هر کسی می رسد (منصفانه يا عادلانه) نگذاشتم. نشستم خوب فکر کردم و با توجه به شخصيت مهربان گوينده گذاشتم: خدا را خوش نمی آيد.
چطور است؟!
25 مرداد 1382
سلام