آشفتگی های زبانی

//آشفتگی های زبانی

درباره رفتن نفیسه مرشدزاده از همشهری داستان

شنیدم که نفیسه مرشدزاده از سردبیری همشهری داستان متاسفانه استعفا کرده است. او در سه سالی که سردبیر این مجله بود اعتماد نویسنده ها و مترجم ها را از طیف های مختلف جلب کرد و نشان داد که هیچ نویسنده ای غول بی شاخ و دم نیست و هیچ کس جای هیچ کس را تنگ نکرده و هر صدای تازه ای شنیدن دارد. جدا از بخش داستان، از میان بخش [...]

توسط | آذر ۱۳ام, ۱۳۹۲|آشفتگی های زبانی|٪ نظرات

چند نکته برای بهبود شیوه‌ی نگارش فارسی

این را خوانده‌اید؟ یک جمله‌ی خوبش این است: آنچھ با دانش و شعور و ذوقِ زبانیِ درست در زبانِ ما بھ قصدِ درست فھمیدن و درست فھماندن تولید می‌شود، در برابرِ پشتھ‌ھای عظیمِ یاوه‌ھایی کھ ھر روز از زیرِ ماشین‌ھای چاپ بھ در می‌آید یا از راهِ رسانھ‌ھای دیداری و شنیداری تولید و بازتولید می‌شود، ناچیز است.    

توسط | مهر ۱۸ام, ۱۳۸۸|آشفتگی های زبانی|٪ نظرات

چقدر ترجمه‌ی لفظ به لفظ؟‌ چقدر ترس؟

بخوانید یوسف را زلیخا او را!: و بجست او را آن زنی که او اندر خانه‌ی او بود از تن او و ببست درها را و گفت بیا هان که من تو را ام. گفت بازداشت خواهم به خدای که اوست خداوند من. ترجمه تفسیر طبری مطالبه کرد او را آنکه او در خانه اش بود از نفس او و در بست درها و گفت بیای. گفت پناه با خدای [...]

توسط | شهریور ۱۱ام, ۱۳۸۸|آشفتگی های زبانی, تجربه هایی در ترجمه|٪ نظرات

کارگاه ترجمه

در محوطه‌ی پارکینگ بیمارستان قلب رجایی یک تابلو زده‌اند که برای کارگاه ترجمه انتخابش کرده‌ام!   از ورود کلیه‌ی وسایل نقلیه موتوری به جهت امدادرسانی فوری پزشکی برای درمان بیماران عزیز به این منطقه جدا خودداری فرمایید. + عجیب است که کسی که آن را می‌خواند پیام را می‌گیرد - شاید به دلیل آشنایی‌اش با این دست پیام‌ها و سابقه‌ی ذهنی‌اش- ولی جملهْ بَد، بد خراب است!

توسط | فروردین ۲۶ام, ۱۳۸۸|آشفتگی های زبانی, کارگاه ترجمه, محض تنوع, ویرایش|٪ نظرات

آتیش‌گرفته

در اينجا مطلبي خواندم در باب زيرنويس يك فيلم. نمونه‌هاي جالبي آورده:   Negro = نیجریه ای {کاکا سیا} طرف توی تاب نشسته: Push me = فشارم بده! {تو ولایت شما هُل دادن رو تو تاب بازی میگن فشار دادن؟} Fired = آتش گرفته {اخراج شده} Sweden = سودان {سوئد} Excuse = عذرخواهی {بهانه} -- به گمانم بهترينش "آتش‌گرفته" است براي Fired. مخاطب طفلك مي‌بيند مثلا رييس به كارمندش مي‌گويد آتش‌گرفته! و با [...]

توسط | بهمن ۹ام, ۱۳۸۷|آشفتگی های زبانی|٪ نظرات

دشمنان دوست‌نما

اين خفت‌بارترين شكل تبليغ است كه كسي در بخش نظرات مطلب شازده كوچولو ثبت كرده. من البته بدوبيراه‌هاي اين فرد بي‌نام ونشان را به آقاي عبدالله كوثري -و نه حتا به ترجمه‌هاش- هربار پاك مي‌كنم. و حالا اميدوارم آقاي عباس پژمان خودشان قضيه را پيگيري كنند و ببينند كيست اين دشمن دوست‌نما كه دامنه فحاشي‌هاش گسترده‌تر شده. - پانوشت: جالب است كه تا الان حدود هشتاد نظر پاي مقايسه دو جور درددل [...]

توسط | بهمن ۲ام, ۱۳۸۷|آشفتگی های زبانی|٪ نظرات
بارگزاری پست های بیشتر