Archive for the ‘محض تنوع’ Category

بله

  • Share/Bookmark
 

ممیزی و سانسور

The books that the world calls immoral are the books that show the world its own shame.

کتاب‌هایی که دنیا “غیراخلاقی” می‌نامد، کتاب‌هایی‌‌ هستند که رسوایی‌های دنیا را به خودش نشان می‌دهند.

اسکار وایلد

آیا ممیزی و سانسور کتاب خدمت به جامعه است یا خیانت؟

ـــــ

پ.ن: به جای رسوایی می‌توان از این تعبیرها نیز استفاده کرد: چیزهای مایه شرم و ننگ و سرافکندگی و …

پ.ن: سعی خواهم کرد ترجمه‌ی بخش بعدی داستان یادداشت‌هایی از یک خانم در ضیافت شام را تا شب بگذارم.

  • Share/Bookmark
 

عرض شود که…

در زندگی، فقط تک‌وتوک چیزهایی است که راستی‌راستی مهم است. هرکس باید بنشیند برای خودش تعیین کند.

  • Share/Bookmark
 

دکمه‌ای برای کت‌وشلوار روح

مهم نیست که تب کتابخوانی، در ایران به هزار و یک دلیل خوابیده و در دنیا با انواع کتاب‌ها و کتابخوان‌های الکترونیکی بالا گرفته. مهم این است که اختراع کوچکی مثل این «انگشتانه کتابی» برای دوستداران کتاب سنتی خبر خوشی است.

ویژگی این وسیله این است که می‌شود یک‌دستی کتاب را گرفت و خواند.

آدم ته دلش قلقلک می‌شود وقتی می‌بیند هنوز کتاب چیز ارزشمندی است که بابتش اختراع ثبت می‌شود.

می‌شود به چشم آفتابه و لگن فرهنگی بهش نگاه کرد.

اما اگر در ایران تولید یا پیدا شد، بهتر است به چشم آن دکمه‌ای نگاهش کنیم که آن بنده خدا دستش گرفت رفت خیاطی و از خیاط خواست برایش کت‌شلوار بدوزد.

تنها چیزی که می‌ماند این است که کتابی را که مدت‌هاست می‌خواهیم بخوانیم و گوشه کتابخانه‌مان خاک می‌خورد و به روی خودمان نمی‌آریم برداریم و شروع کنیم به خواندن.

سایت رسمی‌اش اینجاست و قیمتش حدود چهاردلار.

  • Share/Bookmark
 

Diplomacy

“Diplomacy is the art of saying ‘Nice doggie’ until you can find a rock.”

Will Rogers

-

Nice doggie  را ترجمه کنید «چه سگ ملوسی» یا چیزی توی همین مایه ها.

  • Share/Bookmark
 

آخ آخ

خدا از سر تقصیراتم بگذرد. متاسفانه همین امروز در پشت پرده‌ی سایتم با انبوهی پیام مواجه شدم که تایید نشده بود و داشت خاک می‌خورد. مشکلی فنی بود و کمی هم حواس پرت من. شرمندگی‌اش برایم ماند. شدم عینهو اداره‌ی ممیزی؛ و بلایی بر سر این نظرات آمد مثل بلایی که بر سر کتاب‌هامان و کتاب‌هاتان آمده این چند سال. البته این نظرها خوش‌اقبال‌تر بودند چون به هر حال الان بی‌اینکه یک مو از سرشان کم شود، سرجای خودشان ذیل مطالب مربوطه نشسته‌اند نه اینکه انگار از گوانتانامو آمده باشند.

مجموعا این ماجرای «تایید نظرات» منافی آزادی بیان به نظر می‌آید و چماق خوبی است برای طرفداران ممیزی که «هان، چطور شد، شما که می‌گویید باید دموکراسی و آزادی بیان باشد! چه شده خودتان ممیزی می‌کنید؟! حالا دیدید!» لابد آنها بر این باورند که پیام‌هایی دور از ادب و نیز سیل پیام‌های تبلیغاتی وایا.گرا و بزرگ‌کننده‌ها و کوچک‌کننده‌های مختلف همان کار صحنه‌های ـ به ـ زعم ـ خودشان ـ دارای ـ مشکل ـ اخلاقی را می‌کند در داستانی از نویسنده‌ای پولیتزربُرده.

گفتم پیام‌های تبلیغاتی؛ یادم افتاد بگویم در وردپرس فارسی، جوان‌های خوش‌فکر ایرانی، به جای واژه‌ی منحط و منحوس اسپم، معادل زیبای «جفنگ» را انتخاب کرده‌اند.

مدتی پیش هم با دوستی در باب نظرات وبلاگی حرف می‌زدیم. او می‌گفت تعریف‌ها و پیام‌های تحسین‌آمیز را هم باید حذف کرد. دوراهی عجیبی است.

از میان پیام‌های خاک‌خورده این پیام توجهم را جلب کرد. ذیل مطلب داشتن و نداشتن که در آن در باب تفاوت میان نسل قدیم و جدید مترجم‌ها حرف زده‌ام کسی نوشته: هم شما و هم آنها یک چیز بیشتر ندارید: رو!

  • Share/Bookmark
 

چرا

چرا به باغ نمی‌آیی؟ می‌خواهم گل‌هام ببینندت.

ریچارد شریدان

  • Share/Bookmark