Posted in آشفتگی های زبانی, محض تنوع, چاپشده در مطبوعات on ۰۲/۲۲/۱۳۸۷ ۱۲:۰۶ ب.ظ by مدیر
نویسندهای که در جهان اعتباری یافته هرگز خودش را در حد پور.نوگراف پایین نمیآورد… یعنی، اینکه هم و غم آفرینندهی اثر این باشد که همهی ابعاد وجود انسان را بگذارد کنار و روی آن مسئلهی خاص تمرکز کند، این به نظر من پ.و.ر.ن.و. است اما پرداختن به یکی از غرایز انکارناپذیر انسان بحث دیگری است. رمانی که در کنار بررسی و توصیف همهی ابعاد انسانی بخشی را هم به این رابطه میپردازد، پ.و.ر.ن.و. نیست. این کتاب واقعگرایی است و به این بعد انسان هم میپردازد.
عبدالله کوثری
پ.ن: حرفهای چند نویسنده و مترجم از جمله من را در کارگزاران دربارهی حرفوحدیثهای تازه بخوانید:[+]
Posted in تجربه هایی در ترجمه, محض تنوع on ۰۲/۱۸/۱۳۸۷ ۱۲:۵۹ ب.ظ by مدیر
هر جا nanny دیدیم نگذاریم پرستار بچه.
درست است که توی نسل جدید، این اصطلاح یککم دارد جا میافتد - مثل هر کلمه و عبارت غیرفارسیای که بر اثر دورافتادن از نسل گذشته و البته ترجمهی مترجمهای کمسواد، افتاده توی دهنها و فراموشمان شده که معادلهای خوب و اصیلی در فارسی خودمان داشتهاند- ولی بدان و آگاه باش که ما دو تا کلمه خوب داریم برای کسانی که شاید حتا پیش از این غربیهای ک.. نشور (به قول بعضی قدیمیها!)، یعنی آن زمانی که یک دنیا بوده و یک امپراتوری ایران، از بچههای اعیان و اشراف مراقبت میکردهاند.
آن دو کلمه یکی لـَلِه است یکی دَدِه.
Posted in محض تنوع on ۰۲/۱۴/۱۳۸۷ ۰۲:۵۵ ب.ظ by مدیر
اتل متل توتوله به انگلیسی!

Atal matal "in" "in" le!
How’s Hassan’s Cow? she doesn’t have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman.; you call her name Amghezy…Around her hat reddish. Hachin and Vaachin, cross one of your legs!
Posted in اخبار کتاب ها, محض تنوع on ۰۲/۰۱/۱۳۸۷ ۰۱:۴۳ ب.ظ by مدیر
همهی چشمبهراهان و ردشدگان و توهینشدگان و مچلشدگان و امروز-برو-فردا-بیا-شنیدگان و «کلمه»-روی-دست-ماندگان و عمر-ضایع-کردگان-و-حالا-زیرپا-علف-سبز-شدگان، روزی سه بار گوش کنند و فریاد بزنند:
دانلود
ــ
پ.ن: تو هم برو آن ستون کناری را بردار. دلت خوش است.
Posted in تجربه هایی در ترجمه, محض تنوع on ۰۱/۰۶/۱۳۸۷ ۰۵:۰۹ ب.ظ by مدیر
میخواهید بدانید اسم مورد نظرتان از کجا آمده، به چه معنیست و چگونه تلفظ میشود؟ به اینجا سر بزنید. دستهبندی کاملی از ملیتهای گوناگون دارد. حتا اسمهای ایرانی و عربی را هم دارد، که البته چندان کامل نیست. بنابراین نرگس و داریوش و منصور و امیر و جعفر و سکینه را هم در کنار جک و جانور.. ببخشید، در کنار جک و ماری و مکسین و استفان خواهید یافت.
Posted in محض تنوع on ۱۲/۲۰/۱۳۸۶ ۰۴:۵۴ ب.ظ by مدیر
Sweet William که دامباسها در گوگل که تایپ میکنی نمیگذارند نتیجهی جستوجوت را ببینی چون sweet دارد و گویا هر چیز sweetای را باید له کرد و خفه کرد (شوخی نمیکنم. sweet را که تایپ کنی، همان صفحهی معروف میآید!)… بله میگفتم، این نام یک گل است و میبینید که چه نام جالبی است؛ و چنان که باز خواهید دید نام فارسیاش هم خیلی جالب است: sweet williams همان حسن یوسف خودمان است. حالا اینکه در این دو زبان، این گل چطوری از چنین جایگاه و منزلت و ویژگیای برخوردار است و چرا احساسات شاعرانهی همه را برانگیخته سوالی است که باید دنبال جوابش گشت. یادم باشد امشب به فرهنگ ریشهشناسی نشر نو نگاهی بیندازم ببینم از کجا آمده.

–
و این هم گل دیگری که در فارسی سیاهدانهی دمشقی میگویند و نوعی گل ساعت (!) است ولی در انگلیسی نام قشنگتری دارد: Love-in-a-mist که تحتاللفظیاش میشود عشق در مه یا عشق در ابهام.

–
به گلهایی که در زیر میبینید هم میگویند Snow-in-summer که هنوز معادل فارسیاش را نیافتهام:

نام گلها هم در فارسی هم انگلیسی عالمی دارد و متاسفانه گلشناسی و گلبازی کاملا مهجور افتاده و روز به روز هم مهجورتر میشود چون اساسا ما ملتی گلباز نیستیم و نسل جدید هم روزبهروز از این فضاها دور و دورتر میشود؛ نمیدانم.
پ.ن: حسن یوسف در آریانپور ۲ جلدی سابق و فرهنگ دکتر باطنی (پیش از پویا) آمده بود ولی در هزاره و پویا و آریانپور جدید این معادل حذف شده و معادل مشترک "قرنفل" است! فرهنگ ریشه شناسی هم چیزی درباره این نامها نداشت.