Posted in محض تنوع on ۰۹/۱۲/۱۳۸۷ ۰۳:۰۵ ق.ظ by مدیر
نویسندهای گمنام میگوید:
May your home always be too small to hold all of your friends.
یعنی بادا که خانهات برای گنجاندن همهی دوستانت کوچک باشد! این است آرزوی من در این بلاگخانهی جدید، با این در و دیوار رنگینتر.
در این یک ماه و خردهای که از آخرین مطلب این بلاگ گذشته، خاک غریب، مجموعه داستان جومپا لاهیری را به مراحل پایانی نزدیک کردم و دو جلد سوم و چهارم جونیبی جونز را هم به دست ناشرسپردهام.
کمی دیر است اما میخواهم بابت توقیف شهروند تاسف بخورم؛ متاسفم که توهین شد به آن پنجاه هزار خوانندهای که میخواندندش و به آن صدها مرد و زن سیاسی و فرهنگی و هنری و غیره و غیره که در آن مینوشتند یا به آن یادداشت میدادند یا با آن گفتوگو میکردند. متاسفم برای تعطیلی آن گالری که بابت نمایش چند تابلو پلمپ شد. متاسفم برای همهی نویسندهها و مترجمهایی که ماههاست چشم به درِ ارشاد دوختهاند تا کی مجوز کتابشان از آن بیرون آید. متاسفم بابت همهی کدورتهایی که در میان ادبیاتیها پیش آمده بابت جایزههای کجوکولهای که داده یا گرفته شده و میشود. متاسفم بابت این رخوت و سکون که بوش را در همه جا میشنویم، متاسفم که میگویند روشنفکران ما و کسانی که ریگی در کفش ندارند از سریالهایی مثل مرگ تدریجی یک رویا استقبال میکنند. متاسفم که میگویند برخی از اعضای شورای فرهنگستان حتا رمان خواندن را کار باارزشی نمیدانند و معتقدند وقت را نباید با خواندن رمان تلف کرد.
و متحیرم از این همه شور و انگیزه که همچنان در میان خود میبینیم و میکشاندمان تا باز بنویسیم و ترجمه کنیم و بسپریم به دست این ناشر و آن ارشاد تا برود روی دیگر کتابهایی که توقیف است یا مانده در گوشهای؛ بلکه یکی از آقایان حوصله کند بخواندش یا به دیگری پاسش دهد برای اعلام نظر ثانی و ثالث و رابع و …، یا برود روی کتابهای دیگرمان، که بعد از چندین چاپ در دولت قبلی، حالا مجوزش لغو شده. متاسفم که در لابهلای ادبیات جدی، رمان و مجموعه داستان جدی، دربه در به دنبال واژههایی میگردند که میگویند بناست جوانانمان را گمراه کند- جوانانی که دی وی دی و بلوتوث و ماهواره و رپ یک لحظه فارغشان نمیکند تا بنشینند دوکلمه چیز بخوانند. متاسفم که در فرهنگ مصور پنج زبانهی آکسفورد که در ایران ناگزیری به قیمتی نجومی بخریش، در صفحههای آناتومی بدن انسان که هیچ، در صفحههای لباس و پوشاک هم چنان برچسبهای چسبندهی چسبدارِ چسبناکی چسباندهاند که در خلوتِ خانهی خودت هم نمیتوانی بکنی مگر اینکه کاغذ کتابت هم با آنها کنده شود! عکس هم نیست؛ نقاشی لباس است! متاسفم که در مدت ترجمهی خاک غریب لاهیری، هنگام جستوجوی واژههای زیادی مجبور به فشردن کلید بیخاصیت submit شدم در حالی که مطمئن بودم هرگز کسی بررسی نخواهد کرد چرا این صفحهها فیلت.ر شده و هرگز کسی در ِ این انگار- ملک- پدری را به روی کاربر باز نخواهد کرد.
اما
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.
تاسف بس است. برویم سراغ کار خودمان. ویرایش کنیم و بترجمیم و بِلاگیدن از سر گیریم و خوش باشیم، که: من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی.
Posted in محض تنوع on ۰۷/۲۸/۱۳۸۷ ۰۳:۴۶ ب.ظ by مدیر
اگر میخواستم زیرنویس ترجمه کنم انتخابم فیلم سینمایی نبود. سریال طنز The Office بود که سیزن پنجماش از دو هفته پیش در امریکا روی آنتن رفته. البته یک نسخهی بریتانیایی هم دارد که من ازش خوشم نیامد چون استیو کارل نداشت. هیچ سریالی را بیش از این سریال دوست نداشتهام. (دست کم در چهار سیزن قبلی که این طور بوده.) حالا که فکرش را میکنم میبینم Friends خیلی پرزرقوبرق بود و این یکی هم، گرچه بسیار بسیار درخشان است، ولی به قدر The Office طنزش ناب نیست.

اما خب، تا بیایی تمرکز کنی و بخواهی حس طنز و شوخیها را در فارسی دربیاری، میبینی آفیس هم میشود مثل فرندز و لاست، و زیرنویسهای فاجعهای ازش در کنار پیادهروها پیدا میشود دانهای هزارتومن!
سایت رسمی آفیس در انبیسی: اینجا
اطلاعات بیشتر در ویکیپدیا را در اینجا بخوانید.
هرچند نسخهی فرانسوی و آلمانیاش هم ساخته شده و دارد میشود، ولی امیدوارم سوژهاش دستمالی ِ طنزنویسهای درِ پیت صداوسیما نشود.
Posted in محض تنوع on ۰۷/۰۲/۱۳۸۷ ۰۶:۰۴ ب.ظ by مدیر
باسَ: بوسیدن، بوس کردن
فرهنگ معاصر عربی-فارسی/ عبدالنبی قیم
واقعا؟!
عربی است؟ یا از فارسی رفته؟
Posted in محض تنوع on ۰۶/۲۲/۱۳۸۷ ۰۴:۰۳ ب.ظ by مدیر
خرد غواص آن بحر عظیم است
که او را صد جواهر در گلیم است
لغت با اشتقاق و نحو با صرف
همی گردد همه پیرامن حرف
گلشن راز/ شیخ محمود شبستری
Posted in محض تنوع on ۰۵/۱۳/۱۳۸۷ ۰۹:۱۱ ب.ظ by مدیر
sleepover, also known as a pajama party or a slumber party (or rarely, a snoozer), is a party where a guest or guests are invited to stay overnight. They are most frequently held by teens and may be combined with a birthday party or other special occasion. Another common type of a sleepover is a lock-in, where the participants stay at a public place. In the UK, teenagers sometimes call a sleepover a crash.
Posted in محض تنوع on ۰۴/۰۲/۱۳۸۷ ۰۵:۳۸ ب.ظ by مدیر
خواب میبینم به فرودگاه فرانسه وارد شدهام اما هر چه میکنم نمیتوانم پا به شهر بگذارم. نمیشود. همانجا میمانم. آدمها میآیند و میروند. چمدانها را میگیرند با استقبالکنندگان ماچوبوس میکنند و میروند. فرودگاه مثل فرودگاه هیترو لندن است در Love actually. شلوغ و پرسروصدا و شاد، گرچه آدمهای جدی و باادا و اصول هم هستند که لابهلای این شادمانی میبینی. میخواهم بروم بیرون. نمیشود.
–
خواب میبینم. خواب معادلی خوب برای واژهای که عجالتا معادلی کشکی برایش گذاشتهام. گاهی از خواب میپرم و یادداشت میکنم. باورش برای خودم هم سخت است. بیشتر از همه، این اتفاق سر همنام میافتاد و سر مجموعهی جونیبی که دو جلد اولش تا چند روز دیگر چاپ میشود. کاش از این مکاشفات چیزی یادم بود. کاش حسین که مرا به این بازی دعوت کرده اندکی بیشتر صبر میکرد تا از این معادلها یادم بیاید. آمد، در پینوشت مینویسم.
–
خواب میبینم. خواب میبینم در نیویورک در اتاق هتلی نشستهام و از پنجره به بیرون نگاه میکنم. در شهر هیچ خبری نیست. هیچکس نیست. مثل Vanilla sky که تام کروز صبح که بیرون میزند شهر را خالی از آدم میبیند و سراسیمه ماشینش را ول میکند و بیهدف میدود میدود میدود. منتظرم صبح شود.
–
صاحبان عزیز وبلاگهای منیرو و خواب زمستانی و قصههای عامهپسند و زندگی دوگانانهی اینانا و ناتور و آقبهمن را به گفتن خوابهاشان دعوت میکنم.
Posted in محض تنوع, یک حبه قند پارسی on ۰۲/۲۸/۱۳۸۷ ۱۱:۱۶ ق.ظ by مدیر
مرا در نظامیه ادرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود
ادرار در لغت عرب به معنی بسیار دوشیدن ماده شتر و بسیار شیر دادن آن است و معنی مجازی آن بسیار دادن و بسیار کردن ِ کاری است اما در این جا ادرار به معنی وظیفه و مقرری ماهیانه است که سابقا به طلاب یعنی دانشجویان آن روز که در مدرسه جا و منزل هم به ایشان میدادند میپرداختند، و به همین معنی بورس امروز است که از زبان فرانسه گرفتهایم.
در مکتب استاد/ سعید نفیسی/ چاپ پنجم/ ۱۳۴۴ هجری شمسی