Archive for the ‘آشفتگی های زبانی’ Category

چند نکته برای بهبود شیوه‌ی نگارش فارسی

این را خوانده‌اید؟

یک جمله‌ی خوبش این است:

آنچھ با دانش و شعور و ذوقِ زبانیِ درست در زبانِ ما بھ قصدِ درست فھمیدن و درست فھماندن تولید می‌شود، در برابرِ پشتھ‌ھای عظیمِ یاوه‌ھایی کھ ھر روز از زیرِ ماشین‌ھای چاپ بھ در می‌آید یا از راهِ رسانھ‌ھای دیداری و شنیداری تولید و بازتولید می‌شود، ناچیز است.

 

 

  • Share/Bookmark
 

چقدر ترجمه‌ی لفظ به لفظ؟‌ چقدر ترس؟

بخوانید یوسف را زلیخا او را!:

و بجست او را آن زنی که او اندر خانه‌ی او بود از تن او و ببست درها را و گفت بیا هان که من تو را ام. گفت بازداشت خواهم به خدای که اوست خداوند من.

ترجمه تفسیر طبری

مطالبه کرد او را آنکه او در خانه اش بود از نفس او و در بست درها و گفت بیای. گفت پناه با خدای می‌دهم که او خداوند من است.

ترجمه تفسیر ابوالفتوح رازی (حدود ۵۳۳ هجری قمری)

و بخوانید یوسف را زلیخا او را در خانه ی خویش از نفس او و ببست درها وگفت زلیخا که من ایستاده‌ام تو را. گفت یوسف وادارد خدای که عزیز مصر سید من است.

ترجمه ری (۵۵۶ ه ق)

و خود خواند وی را آن زن که یوسف اندر خانه او بود از تن وی و ببست درها را محکم و گفت وی را اقبال بادا تو را. گفت پناه کنم با خدای که خدای من…

قرآنی کهن در دانشگاه تهران (کتابت سال ۳۳۳ ق)

آن زن در جست و جوی تن یوسف نشست و درها در بست و گفت ساخته‌ام تو را. گفت بازداشت خواست و زینهارخواست من به خدای است. سید من.

ترجمه میبدی (۵۲۰ قمری)

  • Share/Bookmark
 

کارگاه ترجمه

در محوطه‌ی پارکینگ بیمارستان قلب رجایی یک تابلو زده‌اند که برای کارگاه ترجمه انتخابش کرده‌ام!

 

از ورود کلیه‌ی وسایل نقلیه موتوری به جهت امدادرسانی فوری پزشکی برای درمان بیماران عزیز به این منطقه جدا خودداری فرمایید.

+

عجیب است که کسی که آن را می‌خواند پیام را می‌گیرد - شاید به دلیل آشنایی‌اش با این دست پیام‌ها و سابقه‌ی ذهنی‌اش- ولی جملهْ بَد، بد خراب است!

  • Share/Bookmark
 

آتیش‌گرفته

در اینجا مطلبی خواندم در باب زیرنویس یک فیلم. نمونه‌های جالبی آورده:

 

Negro = نیجریه ای {کاکا سیا}
طرف توی تاب نشسته:
Push me = فشارم بده! {تو ولایت شما هُل دادن رو تو تاب بازی میگن فشار دادن؟}
Fired = آتش گرفته {اخراج شده}
Sweden = سودان {سوئد}
Excuse = عذرخواهی {بهانه}

به گمانم بهترینش “آتش‌گرفته” است برای Fired. مخاطب طفلک می‌بیند مثلا رییس به کارمندش می‌گوید آتش‌گرفته! و با خودش فکر می‌کند که لابد چیزی است تو مایه‌های بلاگرفته، جز جیگر گرفته!

 

  • Share/Bookmark
 

دشمنان دوست‌نما

این خفت‌بارترین شکل تبلیغ است که کسی در بخش نظرات مطلب شازده کوچولو ثبت کرده. من البته بدوبیراه‌های این فرد بی‌نام ونشان را به آقای عبدالله کوثری -و نه حتا به ترجمه‌هاش- هربار پاک می‌کنم. و حالا امیدوارم آقای عباس پژمان خودشان قضیه را پیگیری کنند و ببینند کیست این دشمن دوست‌نما که دامنه فحاشی‌هاش گسترده‌تر شده.

-

پانوشت: جالب است که تا الان حدود هشتاد نظر پای مقایسه دو جور درددل شازده کوچولو ثبت شده. جز این یکی، باقیشان خواندنی است.

  • Share/Bookmark
 

گریز به سوی حروف عربی؟

جلال آل احمد در نون و القلم نمی‌نویسد غُرغُر؛ می‌نویسد قُرقُر.

معلوم نیست ما برای چی با «غ» می‌نویسیم.

 

 

  • Share/Bookmark
 

ترجمه قرآن؛ بخشی از یک آیه؛ ترجمه های مختلف

وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا [کُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ]

سوره انعام- آیه ۱۴۲

و از چارپایان برخی را باربردار و برخی را دست‌آموز آفریده است.

ترجمه‌ی آقای خرمشاهی

پس چارپایان را برخی بزرگ باربردار و برخی دیگر را کوچک آفریده است.

ترجمه‌ی آقای گرمارودی

از چارپایانی که بار می‌کشند یا توان بار حمل ندارند.

ترجمه‌ی آقای پورجوادی

و از چارپایان برخی باربردار هستند و برخی از گوشتشان استفاده می‌شود.

ترجمه‌ی خانم صفارزاده

و از بعض حیوانات استفاده‌ی باربری و سواری کنید.

ترجمه‌ی  آقای قمشه‌ای

و نیز از دام‌ها حیوانات بارکش و حیوانات کرک و پشم‌دهنده را پدید آورد.

ترجمه‌ی آقای فولادوند

از چارپایان برای شما حیوانات باربر و حیوانات کوچک برای منافع دیگر آفریدیم.

ترجمه‌ی آقای مکارم

و از چارپایان حیواناتی بزرگ و کوچک و پشم و کرک‌دِه و سواری و بارکش و خوراکی پدید آورد.

ترجمه‌ی  آقای مشکینی

و چهارترجمه‌ی انگلیسی:

SHAKIR: and of cattle (he created) beasts of burden and those which are fit for slaughter only.

PICKTHAL: and of the cattle (he produceth) some for burdens, some for food.

QARIB: and of the cattle, some are for carrying burdens, and others for slaughter.

YUSUFALI: of the cattle are some for burden and some for meat.

قضاوت در باب این ترجمه‌ها کار من نیست و قصدم صرفا نشان‌دادن این همه تفاوت در ترجمه‌ی یک عبارت چهارپنج واژه‌ای است.

به نظر می‌رسد در ترجمه‌ها‌ی انگلیسی اختلاف‌ها زیاد نیست و دست کم، دیگر کسی حرف از کرک و پشم نزده؛ یا همچون آخرین ترجمه‌ی فارسی، همه‌ی احتمالات را کنار هم و در عرضِ هم نیاورده.

  • Share/Bookmark