کروبی با اینکه از فضای فرهنگی و ادبیات هیچی نگفت، از ادبیات و فرهنگ عامیانه استفادهی جالبی کرد که به گمانم باعث شد حرفهاش بیشتر از- یا برعکس ِ- حرفهای رقیبش به دل مردم بنشیند. یکی حکایت ملا که گفت «قبول نداری اینجا مرکز زمین است، متر کن!» و اینکه ما که از «بیابون» نیامدهایمو اطلاعاتمان را از «گاریچیها» نگرفتهایم و «ننهجون» من هم میفهمید تورم چیست!
پل استر، شش روز پیش، در این گفتوگوی شنیدنی و دیدنی دربارهی کتاب تازهاش Invisible با ادیتور امریکایی گرانتا، حرفهای بسیار خوبی زده که هم به داستانپردازی برمیگردد هم به نثر- از جمله:
کتاب تازهای از علی صلحجو درآمده. بسیار خواندنی آموزنده و سرگرمکننده. به نام نکتههای ویرایش. علی صلحجو با کتاب گفتمان و ترجمه دانش وسیع و ذوق وافر و زبان شیوای فارسی خود را بروز داد- دست کم من تا آن زمان چیز دیگری از او نخوانده بودم- و این کتاب هم باز نشانگر دقت فراوانش است در حین کار و ویرایش و تعامل با نویسندگان و ویراستاران، و نیز حضورذهنش در احضار نمونههای کاملا روشن و گویا از سخنی که در سر دارد و نیز ذوق و زبان طنازش در تیترهای جذابی که برای بیش از ۱۵۰ نکتهی کاربردی و خواندنی زده و البته در متن نکتهها.
چندتا از تیترها را ببینید: راز پیروزی ذبیح الله، کلمات ناجور، الف و لامهای ماندنی، از سعدی تا آراگون، ویراستار صرفهجو، و نقش «چیز».
چند بخش اصلی کتاب اینهاست: اِعراب/ پاراگراف/ پانوشت/جنسیت/ را / رسم الخط/ رقم نویسی/ سبک/ فرهنگ لغت/ واژهنامه/ گفتمان/ متن/ مرجع/ موقعیت خواننده در برابر متن/ مرجع/نحو/ نشانه گذاری/نمایه/ واژه/ ویرایش، ما و دیگران
واژهسازی
گاه برای برخی اصطلاحات در زبانی دیگر نمیتوان معادل مناسب و دقیق پیدا کرد. در چنین مواردی میتوان حدس زد که آن پدیده در آن زبان و، در واقع، در آن فرهنگ وجود ندارد. یکی از این موارد اصطلاح «واژهسازی» است که ظاهرا در زبان انگلیسی معادل مناسبی ندارد. در انگلیسی دو اصطلاح وجود دارد که به این پدیده نزدیکاند اما به نظر نمیرسد که هیچیک معادل سرراستی برای آن باشد: neologism و word formation.
اصطلاح اول به مواردی اطلاق میشود که در آن کلمهای کاملا جدید ساخته میشود؛ مانند آسپیرین و گاز. در این حالت اجزای کلمه روشن نیست و اصلا معلوم نیست واژهی ساخته شده بسیط است یا مرکب. بنابراین کلماتی نظیر بالگرد، فضانورد و ابرمرد را نمیتوان از این زمره دانست.
اصطلاح دوم (ورد فرمیشن) نیز به روالهای تکوین واژه به طور طبیعی گفته میشود نه به جلساتی که افراد جمع شوند و تعدادی واژه یا اصطلاح خارجی به میان بگذارند و برای یافتن معادل فارسی آن رایزنی کنن. در ورد فرمیشن، مثلا، گفته میشود که واژههای جدید از طریق ترکیب، اشتقاق، گسترش معنایی، تکرار واژه، و غیره ساخته میشود… بنابراین «واژهسازی» به مفهومی که ما در فرهنگستان زبان و نهادهای دیگر داریم، باید خاص جهان سوم باشد زیرا جهان اول زبانی بالای سرخود ندارد تا به آن متوسل شود. مثلا ما واژهی انگلیسی superman را میگیریم و از روی آن ابرمرد را میسازیم…
واژههای «بساز و بفروش» و «مسافرکش» در زبان فارسی به طور طبیعی ساخته شدهاند نه از طریق جلسههای واژهسازی…
××
این را هم بخوانید. جالب است:
وظیفهی کیست؟
در مقالهای خواندم که قتیبه ابن حارث هفت فرزند داشت که نامشان در روایات چنین ذکر شده است: احمد، حاتم، عمرو، نواس، معاذ و هشام. ویراستار محتوایی وظیفهاش این است که بداند قتیبه هفت فرزند داشته است. ویراستار صوری یا فنی نیز وظیفهی خود میداند که ویرگولهای بین نامها و «و»ی بعد از ویرگول آخر را چک کند. پس وظیفهی کیست که نامها را بشمرد و ببیند که شش تاست نه هفت تا؟ آیا در تقسیمات ویرایشی میتوان به «ویراستار شمارشی» نیز قایل شد؟
یکی از خصایص کم و بیش از یاد رفتهی زبان فارسی در ترکیبات آن متجلی میشد. این ترکیبات فعلی اغلب به کمک عناصر مادی و ملموس ساخته میشد. این عناصر هر قدر به حیات انسانی و کارورزی او بهتر.در نتیجه، اعضای بدن و اندئامی که کاربرد بیشتری داشتند (مثل دست و پا و سر و چشم)، ابزار و مصالحی که در زندگی روزمره کارآیی بیشتری داشتند (مثل تبر و تیر و تیشه و تیغ) و عناصر طبیعت که انسانها بیشتر با آنها سر و کار داشتند (مثل آب و باد و آتش و خاک)… در ساخته شدن این ترکیبات دخالت بیشتری داشتند… به مرور این جوهره رنگ باخت. دخیل شدن واژههای عربی در زبان فارسی سبب شد کلماتی که از این خصیصه عاری بودند جای ترکیبات، چه فعلی و چه اسمی، فارسی را بگیرند و عرصه را بر آنها تنگ کنند… یک مثال سردستی از شاهنامه میآورم تا حرفم را روشن کرده باشم…:
فریدون برآشفت و بگشاد گوش/ زگفتار مادر برآمد به جوش
دلش گشت پردرد و سر پر زکین/ به ابرو زخشم اندر آورد چین
چنین داد پاسخ به مادر که شیر/ نگردد مگر بازمایش دلیر
کنون کردنی کرد جادوپرست/ مرا برد باید به شمشیر دست
بپویم به فرمان یزدان پاک/ برآرم ز ایوان ضحاک خاک
میبینید که تقریبا تمامی افعال بهکاررفته ترکیبیست و با عناصر مادی و ملموس ساخته شده است: گوش گشادن، دل پردرد گشتن، سر پر زکین گشتن، به ابرو از خشم چین اندر آوردن،.. به شمشیر دست بردن…
حتی در آنجا که به ظاهر نشانی از عنصر محسوس نیست، آنچه به ذهن متبادر میشود محسوس است. مثل «به جوش برآمدن» که از صفت آب، وقتی که گرما میبیند، گرفته شده است… به مرور، هر قدر که از سرچشمهی فارسی دور شدیم، از این جوهره هم دور افتادیم. مثلا، جای گردن نهادن گفتیم اطاعت کردن، جای چشم به راه بودن گفتیم منتظربودن، جای دستگیری گفتیم امداد، و جای چشمپوشی گفتیم بیاعتنایی- و جز اینها. من مخالف بهکارگیری لغتهای عربی نیستم . این درست که لغات عربی که حالا رنگ و طعم فارسی به خود گرفتهاند به غنای زبان فارسی افزودهاند و امکان دادهاند تا شعر این چنین بشکفد و ببالد، اما برای حفظ جوهر زبان تعادلی را باید نگه داشت…
همهی آنچه ما به عنوان خصیصه و جوهره نام بردیم و جذابیت فارسی از آن میآید، سبب محسوس شدن زبان و تصویری شدن آن میشود. به یمن این ویژگی، زبان فارسی، در عیار خود، هم چشیدنیست، هم شنیدنی و دیدنی… این آن گوهر گرانبهایی بود که ما کم و بیش از دست دادهایم. حرف نهایی را بزنم. صرفا با استفاده از واژههای سره و به کارگیری لغتهای پاک پارسی، زبان را فارسی میکنید. عیار فارسی بودن چیز دیگریست.
کتاب ایوب/ پیشگفتار/ قاسم هاشمی نژاد/نشر هرمس- ۱۳۸۶
پ.ن: پیشگفتار کتاب ایوب که مدت زیادی از انتشارش نمیگذرد به قدر خود کتاب و بلکه بیشتر، خواندنی و سودمند و آموزنده و شوکبرانگیز است. دست مریزاد استاد!
پ.ن: آن جمله که من زیرش خط کشیدهام جملهایست که مثل پتک توی سر آدم میخورد و آدم را به حیرت میاندازد از کار نیاکانی که زبان فارسی را پروردند و نیاکان دیگری که همان فارسی پرورده را به ف.. فنا دادند! فارسی چی بوده و چی شده و این جور که پیش میرویم چی دارد میشود و چی خواهد شد!
نخست وزیر ژاپن به همتای امریکایی خود در سال ۱۹۷۰ در مورد صادرات منسوجات چنین پاسخ داد: Zensho shimasu یعنی I’ll handle it as well as I can.
این پاسخ را رییس جمهور امریکا به عنوان وعده و تعهد حل مشکل تلقی کرد ( بر اساس فرهنگ امریکایی)، حال آنکه عبارت ژاپنی یاد شده، عبارت کلیشهای مودبانهای برای پایان دادن به گفتوگو است(بر اساس فرهنگ ژاپنی).
این مطلب آشکارا نشان میدهد که مترجم باید از اصول گوناگون دخیل در کار زبانها و فرهنگهای خاص کاملا مطلع باشد.
برگرفته از مقاله رویکردهای تحلیل سیاق سخن و گفتمان، آشنایی با مطالعات ترجمه/جرمی ماندی/ حمید کاشانیان