Archive for the ‘کارگاه ترجمه’ Category

کارگاه ترجمه

در محوطه‌ی پارکینگ بیمارستان قلب رجایی یک تابلو زده‌اند که برای کارگاه ترجمه انتخابش کرده‌ام!

 

از ورود کلیه‌ی وسایل نقلیه موتوری به جهت امدادرسانی فوری پزشکی برای درمان بیماران عزیز به این منطقه جدا خودداری فرمایید.

+

عجیب است که کسی که آن را می‌خواند پیام را می‌گیرد - شاید به دلیل آشنایی‌اش با این دست پیام‌ها و سابقه‌ی ذهنی‌اش- ولی جملهْ بَد، بد خراب است!

 

کارگاه ترجمه و…

He ate from boxes.

جمله‌های این دست کارگاه‌ها جملاتی مستقلند که به قبل و بعد خود ربطی ندارند. در مورد کارگاه قبلی پیشنهاد اولیه خود من این است که: هربار این کاناپه را می‌دید به شدت یاد همسرش می‌افتاد.

مترجم داستان‌های طنز چخوف از مسکو توضیحاتی درحاشیه‌ی مطلب چند ماه قبل من نوشته. بخوانید.

 

 

کارگاه ترجمه

He associated the sofa deeply with his wife.

 

کارگاه ترجمه

The house always maintained an impersonal quality, full of built-in cupboards concealing the traces of our everyday lives.

**

این impersonal quality  را "فاقد جنبه های شخصی" گذاشتن واقعا ستم است!

 

تجربه‌های کوتاه [۱۱]

ruddy-cheeked and firmly fleshed.

با لپ‌های گل انداخته و سُر-و-مُر-و-گنده

 

whispered loudly

جلو شمایل مسیح زانو زد و whispered loudly: ای پدر مقدس …

برای whispered loudly چه باید گذاشت؟

 

پیشنهاد کارگاه ترجمه

دوستی در نامه‌ای نوشته:

یک پیشنهاد: همان طور که می‌دانید اخیرا اکثر فیلمهای قدیم و جدید بر روی DVD و با زیرنویس انگلیسی عرضه شده است. این فیلمها منبع خوبی برای درک دیالوگها و زبان عامیانه و اصطلاحات پرکاربرد است. مثلا عبارت "Gimme A Break" به معنی "نه بابا!" یا "برو بابا!" یا "What’s eating you" به معنی "چته/چه مرضیته؟" که دانستن آنها برای من خیلی جالب بود.

لذا می خواستم پیشنهاد کنم در بخش "کارگاه ترجمه" گاهی به این گونه مطالب هم بپردازید. با اجازه شما فکر می‌کنم این یک عبارت پیشنهادی مناسب باشد:

در فیلم Mildred Pierce (بر اساس نوولی از James M. Cain ) یکی از شخصیت‌ها به مهمانش یک نوشیدنی تعارف می‌کند. او هم با حالت رضایت تعارف را قبول می‌کند و می‌گوید:

"I’m trapped. You talked me into it."

حالا به نظر شما ترجمه مناسب این عبارت چیست؟