چاپ‌شده در مطبوعات

/چاپ‌شده در مطبوعات

حسرت من ِ مترجم*

   برای مادرم   باباحاجی عزیز   کاش پیش از مرگت بیشتر آمده بودم پیشت، بیشتر با تو حرف زده بودم، بیشترْ از لغت‌هایی که می‌گفتی و از تعبیرهای آبدار تهرونی، از دهنت می‌شنیدم، بیشتر می‌رفتم تو نخ حرف‌زدنِ کسی که سنی ازش گذشته بود و بسیار مقرراتی بود و همه ازش حساب می‌بردند و دوستش داشتند و از بچه‌های ناف تهران بود و از توپ‌بازی‌اش با پسرهای همسن‌وسال خودش سرِ چهارراهِ سرچشمه [...]

خاطرات فرزند چارلز دیکنز از پدرش

قدم زدن با او در خیابان‌های لندن کشف و شهود بود: مثل قدم‌زدن اشراف. همچنان که راه می‌رفت، مردم از همه‌ی طبقه‌ها و اصناف، کلاه از سر بر می‌داشتند و سلامش می‌کردند. یکی از این موقعیت‌ها را، به‌خصوص، خوب به یاد دارم. توی باغ‌وحش بودیم، و من و پدرم داشتیم از پیاده‌رو ِ باریکی می‌گذشتیم وقتی کمی دورتر از ما، آقا و خانمی به طرف ما می‌آمدند و دخترکی زیبا [...]

توسط | مرداد ۱۶ام, ۱۳۸۷|چاپ‌شده در مطبوعات, چنین کنند بزرگان|دیدگاه‌ها برای خاطرات فرزند چارلز دیکنز از پدرش بسته هستند

درباره‌ی قصه‌های جیبی (بانمک و عجیب)

استقبال مخاطبان از این دست كتاب‌ها (قصه‌های بانمک و عجیب) نشان می‌دهد كه آنها مشتاق خواندن داستان‌هایی هستند كه برخلاف تعداد زیادی از داستان‌های نخبه‌گرا، ساده و سرراست و جذاب هستند و در عین حال، ساختاری مستحكم دارند. در شرایطی كه تیراژ كتاب‌های داستانی به پایین‌ترین حد خود در چند دهه اخیر رسیده است، انتشار كتاب‌هایی اینچنینی را، كه می‌توانند باعث آشتی مخاطبان نه‌چندان حرفه‌ای با داستان و ادبیات شوند، باید [...]

توسط | مرداد ۸ام, ۱۳۸۷|اخبار کتاب ها, چاپ‌شده در مطبوعات|٪ نظرات

پرداختن به یکی از ابعاد انسانی

نویسنده‌ای که در جهان اعتباری یافته هرگز خودش را در حد پور.نوگراف پایین نمی‌آورد... یعنی، اینکه هم و غم آفریننده‌ی اثر این باشد که همه‌ی ابعاد وجود انسان را بگذارد کنار و روی آن مسئله‌ی خاص تمرکز کند، این به نظر من پ.و.ر.ن.و. است اما پرداختن به یکی از غرایز انکارناپذیر انسان بحث دیگری است. رمانی که در کنار بررسی و توصیف همه‌ی ابعاد انسانی بخشی را هم به این [...]

توسط | اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۸۷|آشفتگی های زبانی, چاپ‌شده در مطبوعات, محض تنوع|٪ نظرات

داستان کوتاه چاقو/برندان گیل/ امیرمهدی حقیقت

خب، عیدی صاحب این وبلاگ کامل شد! در شماره دوم مجله‌ی تازه، بخشی از رمان جدید من چاپ شده. چند صفحه‌ی اولش را دادم که خواننده با چند تا از شخصیت‌های اصلی و فضای آن آشنا شود. دوستانی هم خواسته‌اند داستان چاقو را که در ویژه نامه‌ی داستانی کارگزاران چاپ شده اینجا هم بگذارم چون نتوانسته‌اند تهیه کنند. البته در متن روزنامه به دلیل کمبود شدید جا، همه‌ی متن پشت سر هم ریخته شده در [...]

توسط | اسفند ۲۸ام, ۱۳۸۶|اخبار کتاب ها, چاپ‌شده در مطبوعات|٪ نظرات
بارگزاری پست های بیشتر