یادداشت ها درباره مترجم دردها

/یادداشت ها درباره مترجم دردها

جومپا لاهیری و خاطره‌هایی از داستان‌نویسی و حکایت نوشتن داستان موضوع موقت

در این شماره از همشهری داستان، ترجمه‌ی من از یادداشتی به قلم جومپا لاهیری درباره داستان و خاطراتش از داستان‌نویسی چاپ شده است. خانم لاهیری در بخشی از این نوشته، از تجربه‌ی نوشتن نخستین داستان‌هاش، شکل‌گیری مجموعه‌ی مترجم دردها و مشخصا پس‌زمینه‌ی خلق داستان «موضوع موقت» می‌گوید. «موضوع موقت» همان داستانی بود که من با خواندن نسخه‌ی اینترنتی‌اش مشتاق شدم هرطور شده کتاب مترجم دردها را جور کنم [...]

پیشنهاد نمکین برای مترجم دردها*

« بسيار اتفاقي با عنوان اصلی ِ كتابي‌كه با نام « ترجمان دردها» يا «مترجم دردها» برگردانده شده‌است، مواجه شدم. متوجه شدم عزيزان مترجم به چه خطايِ عجيبي رفته‌اند...هردو غافل از اين بوده‌اند كه Interpreter به معنایِ مترجم ِهم‌راه است و وسواس‌ها و دقت مترجم (translator) را ندارد...بعد ديدم يكي از واژه‌هایِ خوب تركي كه در فرهنگ لغات ما هم جا افتاده را چه‌را استفاده نبريم كه گويا برایِ همينinterpreter  ساخته شده‌است [...]

یادداشتی مفصل بر همنام و جومپالاهیری در شماره جدید “هفت”

همه چیز به نحو حیرت‌آوری کاویده می‌شود. همه‌ی اشیا و رفتار و افکار نیز توجیه طرح خود را از موقعیت‌های داستانی شخصیت‌هایی می‌گیرند که در لحظه درگیر آن‌اند. خیابان‌ها، رستوران‌ها، اشیای روی میز و داخل اتاق، لباس‌ها، لوازم شخصی افراد و اجزای بدن آنها و جغرافیایی که بستر رفت‌وآمد پرسوناژهاست، افکار و واگویی‌ها، طعم‌ها و بوها، ملاحظات و انتظارات و آرزوها همه و همه ابزار کار نویسنده قرار می‌گیرند تا [...]

جومپا لاهیری همنام و مترجم دردها را دید

سه روز پیش، روز 16 سپتامبر، جومپا لاهیری در جشنواره کتاب بروکلین کتاب‌های همنام  و مترجم دردها  با ترجمه‌ی مرا دید و کتاب‌های اصل آنها را برایم امضا کرد. او در این برنامه، در کنار سه نویسنده دیگر، نیکول کراوس، جیم مانریک و الیزابت نانز، بخشی از تازه‌ترین داستان کوتاهش را خواند و در جلسه‌ی بحث و پرسش و پاسخ شرکت کرد. لاهیری گفت نگهداری از فرزندانش اجازه ادامه رمانش را نمی‌دهد و در [...]

پاى در سنت و سر در مدرنیته

ما قصه‌هاى «مترجم دردها» را دوست داريم چون نزديكى‌هاى فراوانى با زندگى ما دارد. اگر چه هنوز ناگزير به زندگى در كشورى بيگانه نشده‌ايم، اما اين تضاد «نه اين، نه آنى» در زندگى ما وجود دارد. هنوز پاى در سنت داريم و در اعماق وجودمان آدمى شرقى زندگى مى‌كند، اما به تاثير از رفتار مدرن زندگى مى‌كنيم... [ متن کامل ]یادداشتی بر مترجم دردها در شرق امروز  

توسط | مرداد ۲۷ام, ۱۳۸۴|یادداشت ها درباره مترجم دردها|٪ نظرات

عشق توی زندگی

با دوست عزیزی خدمت یکی از اساتید رسیده بودیم. استاد از آن‌هایی بود که « میشل فوکو» را درک کرده بود. کوله‌بارش پر بود از حرفهای گنده روشنفکری و این حرفها... دوست عزیز با استاد بر سر مسائل عراق و نقشه‌های آمریکا در این کشور و نقش ایران در این زمینه بحث می‌کردند . استاد برای توضیح نظراتش دست به کار نقشه‌ها شد و خیلی بحث شد. وقتی با این [...]

توسط | اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۸۴|درباره زبان, یادداشت ها درباره مترجم دردها|۱ نظر

همنام را همه جای دنیا می‌خوانند…[۶]

همشهری ماه/ ارديبهشت ۸۴غم غربتزمانی كه مترجم دردها (Interpreter of Maladies) مجموعه نه داستان كوتاه جامپا ليری منتشر شد، امی تان درباره او گفت: جامپا ليری از آن نويسنده هايی است كه تو را وادار می‌‌كند يقه اولين كسی را كه می‌بينی بگيری  و بگويی: اين كتاب را بخوان! همنام (The Namesake) نيز از آن دست كتاب‌هايی است كه وقتی دستت می‌گيری يك نفس تا آخرش می‌روی و نمی‌توانی يك لحظه زمينش [...]

بارگزاری پست های بیشتر