Archive for the ‘ویرایش’ Category

عجیب، صحیح

عجیب است!  عجیب است!

صحیح است؛ صحیح است!

 

«رواج» واژه‌های نادرست «مباح»شان می‌کند (؟)

نزدیک به دو دهه است که کتاب «غلط ننویسیم» استاد ابوالحسن نجفی مهم‌ترین منبع درست‌نویسی در زبان فارسی‌ست. چه خلایی احساس می‌کردید که با وجود تجدید چاپ مداوم این کتاب مفصل، به تالیف کتاب «فرهنگ درست‌نویسی سخن» اقدام کردید و تفاوت این کتاب با «غلط ننویسیم» چیست؟

تعداد مدخل‌های «فرهنگ درست‌نویسی سخن» از مدخل‌های «غلط ننویسیم» بسیار بیش‌تر است و علاوه بر این در اغلب موارد حکمی که ما کرده‌ایم برخلاف حکمی بوده که استاد نجفی ارائه کرده‌اند. به این علت که ما تحول زبانی را در نظر گرفتیم و بر مبنای نظرات زبان‌شناسان و مطابق نیازهای امروزی عمل کردیم. زبان یک امر ثابت نیست و همواره در حال تغییر و تحول است. در کتاب «غلط ننویسیم» با بعضی واژه‌ها مواجه می‌شویم که چون در متون گذشته به کار نرفته‌اند یا مغایر قواعد و دستور زبان فارسی هستند، غلط پنداشته شده‌اند و به مخاطبان توصیه شده که از به کار بردن آن‌ها پرهیز کنند. در حالی که در این‌گونه موارد حتماً باید به یک نکته‌ی ظریف و مهم که همان زنده بودن زبان و تحول آن است توجه داشته باشیم.

به عنوان مثال به کلمه‌ی «سلامتی» اشاره می‌کنم. استاد نجفی گفته‌اند که «سلامت» خودش مصدر است و نیازی نیست که ما یک «ی» مصدرساز به آن اضافه کنیم و به همین جهت این کلمه را غلط دانسته‌اند. از نظر قواعد زبان کاملاً حق با ایشان است اما این نکته در نظر گرفته نشده که امروزه این واژه شیوع عام دارد وعلاوه بر این در گفتار و نوشتار و نیز در آثار استادان برتر ادبیات فارسی از جمله دکتر خانلری، دکتر زرین‌کوب و دکتر اسلامی ندوشن به کرات به کار رفته است. پس چه‌طور می‌توانیم حکم کنیم که کلمه‌ی «سلامتی» غلط است؟ یا مثلاً استاد نجفی کلمه‌ی «نوین» را غلط دانسته‌اند و دلیل‌شان هم این بوده که «نو» صفت است و نیازی به «یا‌ء» و «نون» صفت ساز ندارد. در حالی که ما امروزه در گفتار و نوشتار «نوین» را استفاده می‌کنیم و من از کاربرد این کلمه در نوشته‌های استادان هم چهار نمونه در کتاب آورده‌ام.

متن کامل [+]

گفت‌وگو با دکتر عباس آباد در باب فرهنگ درست نویسی سخن

 

ون ایراد ندارد

ون ایراد ندارد. فرهنگستان معتقد است ون کوتاه شده‌ی  caravan است که ریشه‌اش فارسی است.

هوم‌م‌م! مشکوک است.  

 

چی ان؟ مال تو ان!

-اینا چی‌ان؟

-مال توئن؟ / مال توَن؟ / مال تواَن.

*

هیچ کدام از این سه حالت نه به دل می‌نشینند نه راحت خوانده می‌شوند. خود همان «چی‌ان» هم همین طور.

 

حفظ حرمت گفتار

«بگذار» را در لفظ قلم ، به حسب موقع و مکان، و بخصوص بر اساس ضرورت‌های شعری، می‌توانیم «بُگذار» تلفظ کنیم. یا «بِِ‌گُ‌ذار». اما سه شکل زنده پایین‌تر هم هست که همه ما، اعم از عالی و دانی، در وقت محاوره، باز به حسب موقع و مکان، یا بنا بر شخصیت، یا موقعیت، یا حالت گوینده، آنها را به کار می‌بریم: «بذار!» - با حذف گاف-، «بذا!» - با حذف «گاف» و «را»-، و در مقام شتاب یا تلخیص محض، «بذ!»- با حذف «گاف» و «الف» و «را» هر سه…

در محاورات معمولی هرگز همه چیز شسته رفته و یکدست نیست، و ما هم هرگز نباید اصرار داشته باشیم که همه چیز را به طور مصنوعی شسته رفته و یکدست تحویل بدهیم. در محاوره‌های معمولی، «وقت» را اغلب «وخ» می‌گوییم، هیچ را هیش، هیچ‌وقت را گاهی هیش‌وخ، گاهی هیچ‌وخ، و گاهی هیش‌وقت. و به شرح ایضا، درست را «دُرس»، مثل را «مث» یا «مثّ»، ..موضوع را «موضو»، «وضع» را «وض»، «صبح» را «صُب»، «صبر» را «صَب» (… تا صُب صَب کن)… و غیره و غیره.

سررشته این رشته دراز است، و کار آن به جاهای بس باریک کشیده می‌شود، اما حدود آن، در حال حاضر، چنان که باید و شاید معلوم نیست. تا این اواخر کسی در صدد کشف قوانین دقیق جاری در زبان زنده گفتار، و دستور پیچیده حاکم بر آن بر نیامده، و استادان زبانشناس جز به پژوهش‌های محدودی در این زمینه نپرداخته‌اند. ما اگر به خود تکانی بدهیم و شروع کنیم به اینکه حدود و ثغور الگوها و صورت‌ها و صداهای بی حدو حساب حوزه گفتار را به دقت شناسایی کنیم، حقوق و وجوه یک یک این اشکال و آواها را به رسمیت بشناسیم و هر یک از آنها را، به درستی و بااحتیاط، در جای خود به کار ببریم، به بسط گویایی وپویایی لفظ و گسترش بیان دراماتیک در زبان فارسی کمک کرده‌ایم. رفع عقب ماندگی و درمان کم خونی لفظ دری، مثل هر لفظ دیگری، لازمه‌اش پیوندهای مکرر میان الگوها و عبارات و اصوات لفظ قلم و زبان محاوره است.

منوچهر انور- مقاله چند اشاره به چالش ترجمه/ عروسکخانه/ نشر کارنامه/ چاپ اول

 

دو ترجمه از یک ترانه

۱

همه عشق و اندوه مرا بار کن

دارم می‌رم و آهسته می‌خونم

رختخوابم رو آماده کن، چراغ رو روشن کن

دارم می‌آم،

امشب دیروقت

بای بای بلک برد.

*

آن که دوستش دارم از آن دیگری است. ترانه‌های لطیفش برای دیگران است.

بیلی باتگیت/ نجف دریابندری/ انتشارات طرح نو

**

۲

دلواپسی‌ها و اندوه‌هایم را کوله کن

که اکنون می‌روم

با آوازی حزین،

بدرود پرنده سیاه.

بسترم را آماده کن، چراغ بگذار بر سر راه

خواهم آمد امشب

اما دیرگاه

بدرود پرنده سیاه.

*

محبوب من دلباخته‌ی دیگری است. آوازهای دلنشینش را برای او می‌خواند.

بیلی بتگیت/ بهزاد برکت/ نشر قطره

 

**

You really had me going, baby, but now I’m gone

این هم بخشی از یک آهنگ کانتری است در رمانی که در دست دارم که در کافه‌ای پخش می‌شود.

ترانه‌ها را چگونه باید ترجمه کرد؟ آهنگین؟ موزون؟ با لحن ادبی یا عامیانه؟

 

زبان عوام فهم سیدجمال

سیدجمال نفوذ بی‌اندازه‌ای در میان کلاه‌نمدی‌ها و پیشه‌وران و طبقه‌ی پایین بازار پیدا کرده بود؛ چرا که با زبان عوام‌فهم سخن می‌راند و لذا مورد عشق همه‌ی آنها قرار گرفته بود و چه بسا کسانی را که لفظ قلم صحبت می‌کردند سرزنش می‌کرد و آنها را «قلنبه‌گو» می‌نامید و بیانات دلپذیرش که با لهجه‌ی اصفهانی ادا می‌شد گاهی همه را می‌خنداند.

تاریخ انقلاب ایران/ ادوارد براون

پ.ن: دوستی می‌گوید منظور، آقا سید جمال خوانساری، نویسنده کلثوم ننه، است که به جمال المحققین شهرت داشته و مردم اصفهان بسیار دوستش می داشته اند. گویا رویه سیدجمال الدین اسدآبادی درست برخلاف این بوده؛ یعنی خطابه های غرا و ادیبانه داشته و اتفاقا به همین دلیل بر سطوح پایین و عامی جامعه چندان اثر نگذاشته و یکی از دلایل شکست نهضتش همین است.