چقدر ترجمهی لفظ به لفظ؟ چقدر ترس؟
Posted in آشفتگی های زبانی, تجربه هایی در ترجمه on ۰۶/۱۱/۱۳۸۸ ۰۴:۱۲ ق.ظ by مدیربخوانید یوسف را زلیخا او را!:
و بجست او را آن زنی که او اندر خانهی او بود از تن او و ببست درها را و گفت بیا هان که من تو را ام. گفت بازداشت خواهم به خدای که اوست خداوند من.
ترجمه تفسیر طبری
مطالبه کرد او را آنکه او در خانه اش بود از نفس او و در بست درها و گفت بیای. گفت پناه با خدای میدهم که او خداوند من است.
ترجمه تفسیر ابوالفتوح رازی (حدود ۵۳۳ هجری قمری)
و بخوانید یوسف را زلیخا او را در خانه ی خویش از نفس او و ببست درها وگفت زلیخا که من ایستادهام تو را. گفت یوسف وادارد خدای که عزیز مصر سید من است.
ترجمه ری (۵۵۶ ه ق)
و خود خواند وی را آن زن که یوسف اندر خانه او بود از تن وی و ببست درها را محکم و گفت وی را اقبال بادا تو را. گفت پناه کنم با خدای که خدای من…
قرآنی کهن در دانشگاه تهران (کتابت سال ۳۳۳ ق)
آن زن در جست و جوی تن یوسف نشست و درها در بست و گفت ساختهام تو را. گفت بازداشت خواست و زینهارخواست من به خدای است. سید من.
ترجمه میبدی (۵۲۰ قمری)

