Archive for the ‘تجربه هایی در ترجمه’ Category

چقدر ترجمه‌ی لفظ به لفظ؟‌ چقدر ترس؟

بخوانید یوسف را زلیخا او را!:

و بجست او را آن زنی که او اندر خانه‌ی او بود از تن او و ببست درها را و گفت بیا هان که من تو را ام. گفت بازداشت خواهم به خدای که اوست خداوند من.

ترجمه تفسیر طبری

مطالبه کرد او را آنکه او در خانه اش بود از نفس او و در بست درها و گفت بیای. گفت پناه با خدای می‌دهم که او خداوند من است.

ترجمه تفسیر ابوالفتوح رازی (حدود ۵۳۳ هجری قمری)

و بخوانید یوسف را زلیخا او را در خانه ی خویش از نفس او و ببست درها وگفت زلیخا که من ایستاده‌ام تو را. گفت یوسف وادارد خدای که عزیز مصر سید من است.

ترجمه ری (۵۵۶ ه ق)

و خود خواند وی را آن زن که یوسف اندر خانه او بود از تن وی و ببست درها را محکم و گفت وی را اقبال بادا تو را. گفت پناه کنم با خدای که خدای من…

قرآنی کهن در دانشگاه تهران (کتابت سال ۳۳۳ ق)

آن زن در جست و جوی تن یوسف نشست و درها در بست و گفت ساخته‌ام تو را. گفت بازداشت خواست و زینهارخواست من به خدای است. سید من.

ترجمه میبدی (۵۲۰ قمری)

 

اوپدیس‌اوپدیس

بحثی که می‌‌خواهم بکنم مقدمه‌اش طولانی است و در حوصله هیچ کس نیست. توی یکی از داستان‌های سام شپارد صحبت از ماشین‌هایی است که در خیابان از کنار شخصیت اصلی می‌‌گذرند با thumping, subsonic bass line. اما دامنه‌ی لغات فارسی امروز ما برای این اصطلاحات موسیقایی هم به گمانم مثل گیاه‌شناسی و غذا خیلی محدود است. اصطلاحات تخصصی هم برای خواننده جواب نمی‌دهد. وقتی بروی توی یوتیوب چیزهای جالبی پیدا می‌ ‌کنی. چه وقتی subsonic را جست و جو کنی چه bass line را. اما توی فارسی چه باید گذاشت؟

عجالتا این باندهای فوق‌العاده را برای subsonic bass واقعی ببینید و بشنوید تا نتیجه‌ی نهایی را بگیرم

شیطان در این جور وقت‌ها می‌ ‌گوید برای معادل بگذار: اوپدیس اوپدیس! یا دوپس دوپس!

اگر کسی اطلاعات بیشتری در این باره دارد یا اساسا پیشنهاد مردمی‌تری دارد بدهد.

 

چندراهی‌های مترجم

در داستانی از سام شپارد یکی از شخصیت‌ها از هوای خاکی اولد دامینیون حرف می‌زند. به دلیلی تاریخی Old Dominion اسم مستعاری است برای ایالت ویرجینا. حالا من در مقام مترجم بگذارم اُلددامینیون؟ بگذارم ویرجینیا؟ بگذارم دامینیون قدیم؟ بگذارم اُلد دامینیون بعد پاورقی بزنم که به ایالت ویرجینیا می‌گویند؟ برای خواننده‌ام چقدر اهمیت دارد که بداند این همان است و آن همین؟ 

 

من آدم بدبختی‌ام. رمان‌نویس‌ام. روت رو این ور نکن!

داستانی کوتاه به ترجمه‌‌ی من در جن و پری تازه منتشر شده: سرقت مسلحانه .

 

بخشی از یک آیه؛ و چندین ترجمه

وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا [کُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ]

سوره انعام- آیه ۱۴۲

و از چارپایان برخی را باربردار و برخی را دست‌آموز آفریده است.

ترجمه‌ی آقای خرمشاهی

پس چارپایان را برخی بزرگ باربردار و برخی دیگر را کوچک آفریده است.

ترجمه‌ی آقای گرمارودی

از چارپایانی که بار می‌کشند یا توان بار حمل ندارند.

ترجمه‌ی آقای پورجوادی

و از چارپایان برخی باربردار هستند و برخی از گوشتشان استفاده می‌شود.

ترجمه‌ی خانم صفارزاده

و از بعض حیوانات استفاده‌ی باربری و سواری کنید.

ترجمه‌ی  آقای قمشه‌ای

و نیز از دام‌ها حیوانات بارکش و حیوانات کرک و پشم‌دهنده را پدید آورد.

ترجمه‌ی آقای فولادوند

از چارپایان برای شما حیوانات باربر و حیوانات کوچک برای منافع دیگر آفریدیم.

ترجمه‌ی آقای مکارم

و از چارپایان حیواناتی بزرگ و کوچک و پشم و کرک‌دِه و سواری و بارکش و خوراکی پدید آورد.

ترجمه‌ی  آقای مشکینی

و چهارترجمه‌ی انگلیسی:

SHAKIR: and of cattle (he created) beasts of burden and those which are fit for slaughter only.

PICKTHAL: and of the cattle (he produceth) some for burdens, some for food.

QARIB: and of the cattle, some are for carrying burdens, and others for slaughter.

YUSUFALI: of the cattle are some for burden and some for meat.

قضاوت در باب این ترجمه‌ها کار من نیست و قصدم صرفا نشان‌دادن این همه تفاوت در ترجمه‌ی یک عبارت چهارپنج واژه‌ای است.

به نظر می‌رسد در ترجمه‌ها‌ی انگلیسی اختلاف‌ها زیاد نیست و دست کم، دیگر کسی حرف از کرک و پشم نزده؛ یا همچون آخرین ترجمه‌ی فارسی، همه‌ی احتمالات را کنار هم و در عرضِ هم نیاورده.

 

نام گیاهان کجاست؟

چرا هیچ فرهنگی نباید نام این دو گیاه معروف را که حتا در آپارتمان‌های خودمان در ایران هم زیاد می‌بینیم داشته باشد. دو گیاه آپارتمانی jade  و spider؟ نه هزاره نه پویا نه آریانپور نه حتا فرهنگ گیاهان ایرانی فرهنگ معاصر؟

 

کسی سایتی یا کتابی می‌شناسد که فهرستی از گیاهان و گل‌ها را با معادلهای فارسی روزمره داشته باشد؟

 

 

creamy plate

کسی می‌داند creamy plate یعنی چه؟

معمولا در غذاهای ایتالیایی به کار می‌رود. مثلا می‌گویند creamy plates of pasta  یا

a creamy plate of Chicken Alferedo .

آیا منظور بشقاب چرب [و چیلی] است یا ربطی به خامه یا رنگ خامه‌ای دارد یا چی؟

cafe con leche چیزی است شبیه کافه لاته‌ی خودمان(!) ولی اسپانیایی‌اش. چطور بنویسیم؟ کافه کن لچه؟ کافه لچه؟ قهوه لاته؟ قهوه لاته‌ی اسپانیولی؟