چنین کنند بزرگان

/چنین کنند بزرگان

نادر ابراهیمی… با آن همه امید

- خواندی؟- چی را؟- خبر کشته شدن ابراهیمی را.- کدام ابراهیمی؟- نادر، نادر ابراهیمی...- نه... شوخی می‌کنی.- شوخی نمی‌کنم. تصادف کرد.- نه... باور نمی‌کنم. باور نمی‌کنم.- من هم همین طور. هنوز جلوی چشم من است؛ با آن قد بلند... آن خنده‌ها، شوخی‌ها، نشاط... و آن... آن... آن همه امید...- ...- ...- دیشب، آه خدای من! من دیشب تا صبح گریه می‌کردم.- ولی من هنوز هم باور نمی‌کنم.- حق داری. هر [...]

توسط | ژوئن 9th, 2008|چنین کنند بزرگان|٪ نظرات

نکته‌های ویرایش: واژه‌سازی فرهنگستان زبان مخصوص جهان سومی‌هاست

کتاب تازه‌ای از علی صلحجو درآمده. بسیار خواندنی آموزنده و سرگرم‌کننده. به نام نکته‌های ویرایش. علی صلح‌جو با کتاب گفتمان و ترجمه دانش وسیع و ذوق وافر و زبان شیوای فارسی خود را بروز داد- دست کم من تا آن زمان چیز دیگری از او نخوانده بودم- و این کتاب هم باز نشانگر دقت فراوانش است در حین کار و ویرایش و تعامل با نویسندگان و ویراستاران، و نیز حضورذهنش [...]

زبان فارسی؛ زبانی ملموس (بخشی از پیشگفتار بی‌نظیر کتابی بی‌نظیر)

یکی از خصایص کم و بیش از یاد رفته‌ی زبان فارسی در ترکیبات آن متجلی می‌شد. این ترکیبات فعلی اغلب به کمک عناصر مادی و ملموس ساخته می‌شد. این عناصر هر قدر به حیات انسانی و کارورزی او بهتر.در نتیجه، اعضای بدن و اندئامی که کاربرد بیشتری داشتند (مثل دست و پا و سر و چشم)، ابزار و مصالحی که در زندگی روزمره کارآیی بیشتری داشتند (مثل تبر و تیر [...]

از یادداشت‌های روزانه‌ی نیما

حالت خودمچنان می‌گذرانم که مردی در یک مهمانخانه‌ی غریب.چنان می‌گذرانم مثل کسی که به سرزمینی آمد و دزد، او را زد و نجات خواست و کسی به او کمک نکرد.از هر حیث، موقتی می‌گذرانم. من فقط با پاک‌نویس بعضی شعرها خودم را سرگرم داشته‌ام...احوال‌پرسی‌هاهر کس حال تو را می‌پرسد و تو می‌گویی متشکرم. همه تو را دوست دارند؛ اما هیچ کس نمی‌پرسد که تو چه می‌خوری و کجا منزل داری و [...]

توسط | فوریه 17th, 2008|چنین کنند بزرگان, محض تنوع|٪ نظرات

فاجعه در نحو زبان در ترجمه‌ها و تالیف‌های جدید

دایره واژگان ما مدام دارد محدودتر می‌شود. مدام ناتوانی فارسی خودمان را گردن زبان فارسی می‌اندازیم. امکانات زبان فارسی را دائما فراموش می‌کنیم. الان شما تک‌وتوک مترجمانی را می‌بینید که وقتی کارشان را می‌خوانیم شگفت‌زده شویم و با خود فکر کنیم که: عجب! این کلمه هم بوده است. عجب گردی روی آن نشسته بوده. نمی‌گویم که همه مثل بیهقی بنویسند یا سجع به کار ببرند. ولی فکر کنند که این [...]

پروفسور باانصاف

چطور شد که با پوپر آشنا شدید؟وقتی جامعه باز و دشمنان آن را خواندم شیفته پوپر شدم. حدود 21 سالم بود که به خودم این جسارت را دادم و به او زنگ زدم و گفتم من شیفته آثار شما شدم و از شما می‌خواهم که به من اجازه بدهید این کتاب را به فارسی ترجمه کنم. او از من پرسید مگر چند سالت است؟ گفتم بیست و یک سال. گفت [...]

توسط | نوامبر 11th, 2007|چنین کنند بزرگان|٪ نظرات
بارگزاری پست های بیشتر