30 تیر 1387
اگر میگویید ابوالحسن نجفی یادداشت داده، چرا یک مشت حرف کلیشهای بیمزه را چپاندهاید وسط حرفهاش و متنش را مخدوش کردهاید: ابوالحسن نجفی اعتقاد دارد؛ مترجم کتاب فلان میگوید؛ نویسندهی فلان «با ذکر مثالی اضافه میکند»…
و اگر حرفهاش را پیاده کردهاید چرا میگویید یادداشت داده؟
یعنی باید باور کنم که ابوالحسن نجفی «را» را بعد از فعل آورده؟!
رسمالخطي كه از اول هيچ منطقي جز قرارداد بر آن حاكم نيست و با غيرمنطق سر و كار دارد را ميخواهيم منطقي كنيم.
چرا نگذاشتید آدم اصل یادداشتش را بیپیرایه و همچنانکه نویسنده نوشته بخواند. مگر چقدر یادداشت مینویسد؟ مگر برای خواندن حتا متن سخنرانیاش نباید به این در و آن در زد؟
هر چیزی را - به زعم خودتان- «تنظیم» نکنید. تنظیمِ مطلب چیز دیگری است. آدمها و سابقه و جایگاه و اهمیتشان را بشناسید. سابقهی آدم را هم این طور نمیتوانید درک کنید که توی ویکیپدیای فارسی بگردید و کتابهایی را که ترجمه کرده یا نوشته در بیارید و اول هر پاراگراف به یکی از آنها اشاره کنید. فرق است بین یادداشتی که از استادی میگیرید با بولشیتهایی که فلانی در جمع فلانان میگوید. به آن هر قدر خواستید «افزود» و «تاکید کرد» و «اظهار داشت» اضافه کنید. ولی در یادداشت آدمها دست نبرید. یا وقتی با کسی تلفنی حرف میزنید جوابهای او را به اسم مقاله و یادداشت تحویل خواننده ندهید- همان بلا که روزنامهای سر من و لابد خیلیهای دیگر آورد.
شما هم به جای اینکه خبرنگار را مجبور کنید سوگندنامه امضا کند کمکش کنید اصول خبرنگاری و روزنامهنگاری یاد بگیرد. بهش امکانات بدهید تا آسودهخاطر باشد، و بنشیند کار خود کند نه کار بیگانه. و در زمین دیگران نکند خانه.
-
پ.ن: یک خبر جالب هم این که آموزش و پرورش رسم الخط فرهنگستان را قبول نکرده.

