Archive for the ‘در باب فرهنگ‌ها’ Category

ممیزی و سانسور

The books that the world calls immoral are the books that show the world its own shame.

کتاب‌هایی که دنیا “غیراخلاقی” می‌نامد، کتاب‌هایی‌‌ هستند که رسوایی‌های دنیا را به خودش نشان می‌دهند.

اسکار وایلد

آیا ممیزی و سانسور کتاب خدمت به جامعه است یا خیانت؟

ـــــ

پ.ن: به جای رسوایی می‌توان از این تعبیرها نیز استفاده کرد: چیزهای مایه شرم و ننگ و سرافکندگی و …

پ.ن: سعی خواهم کرد ترجمه‌ی بخش بعدی داستان یادداشت‌هایی از یک خانم در ضیافت شام را تا شب بگذارم.

  • Share/Bookmark
 

یک واژه؛ دو معادل متناقض

فرهنگ باطنی ذیل مدخل waltz چیزی آورده صد در صد منافی معنای انگلیسی. معادل آکسفورد چنین است:

move or act lightly, casually, or inconsiderately

و مثالی که برایش آورده این:

you can’t just waltz in and expect to make a mark

و معادل باطنی این است:

شق و رق رفتن/ شق‌ورق آمدن

چرا؟

  • Share/Bookmark
 

Going Iranian

ای میلی به دستم رسیده به این مضمون:

معلم دبیرستانی امریکایی در روزنامه‌ی Huffing Post توضیح می‌دهد که چگونه اصطلاحی مثل Going Iranian یا « به راه ایرانی رفتن» با باری مثبت در فرهنگ عامیانه‌ی مردم آمریکا جا باز می کند.

این معلم آمریکائی می نویسد: اخیراً یکی از شاگردان مدرسه در مقابل ناظم مدرسه که همه‌ی شاگردان از او شدیداً حساب می‌برند ایستاد، کاری که تقریباً هرگز سابقه نداشت. وقتی این شاگرد درخواستش برای آنچه که می‌خواست پذیرفته نشد، یکی دیگر از شاگردها گفت بیایید باهاش ایرانی بشیم. منظور او سازمان دادن اعتراض بود علیه ناظمی که حرف حساب به گوشش نمی‌رفته. او می‌نویسد از آن به بعد این شاگردان از کلمه «ایران» به عنوان یک فعل برای هر تغییری که خواستار آن هستند استفاده می کنند و ایران از حالت اسم به فعل تغییر پیدا کرده است و در این فرهنگ عامیانه، فعل ایرانی شدن یعنی ایستادگی کردن. این معلم می‌گوید من کمتر توانسته‌ام توجه شاگرد مدرسه‌ها را به آنچه در دنیا می‌گذرد جلب کنم، اما این برداشت آنها از نام «ایران» برایم حکم جایزه‌ی بزرگی است.

  • Share/Bookmark
 

نامه ی سرگشاده به مهندس

مهندس موسوی عزیز!

شما در پیمان‌نامه‌ی خود با اهالی فرهنگ و هنر، این قول‌ها را هم به آنها (به ما) داده‌اید:

اصلاح قوانین و مقررات به منظور تامین آزادی بیان، پذیرش تکثر و چند صدایی در فرهنگ، رفع موانع و انحصارهای رسمی و غیر رسمی، حذف سانسور و فراهم ساختن زمینه‌های بسط مشارکت نهادهای غیردولتی، صنفی و حرفه‌ای در امور هنری.

اینها دغدغه‌های من ِ مترجم است پس از خواندن این پیمان‌نامه‌ی امیدبخش:

اگر باز - همچون دوره‌ی آقای خاتمی- رمانی یا مجموعه داستانی را در تریبون مجلس یا تریبون‌های دیگر باز کنند و یک جمله از روش بخوانند که به زعم خودشان صحنه‌ای است غیراخلاقی و بخواهند با تحریک عوام، وزیرتان را بابت یک جمله و یک کلمه دراز کنند چه می‌کنید؟

چه پاسخی خواهید داد به همه‌ی کسانی که ادبیات را نمی‌فهمند و باز دنبال واژه و جمله خواهند گشت توی کتاب‌های ادبی تا ثابت کنند وضع وزارت ارشادتان خراب است و متهمتان کنند به ترویج مسائل غیراخلاقی در کتاب‌ها؟ تا ثابت کنند جامعه دارد به ورطه‌ی فساد فرهنگی می‌افتد؟

چه خواهید کرد برای خبرنگارانی که - در ایران یا بیرون از ایران- با خبرگزاری‌ها و شبکه‌های جهانی کار می‌کنند و نه جاسوس‌اند نه قصد براندازی نرم و سخت دارند و از سر عشق به وطنشان و خانواده‌هاشان می‌خواهند به آرامی و امنیت به کشورشان  و کشورهای دیگر سفر کنند؟ برای این همه نویسنده و هنرمند بی‌آزاری که خارج از کشورند و به هر حال بخشی از همین «چندصدایی» در فرهنگ ایرانند و مشتاق دیدار سرزمین مادریشان؟

چه خواهید کرد اگر باز کتابی را که مجوز دارد توقیف کنند، خمیر کنند یا جمع کنند، و مترجم یا نویسنده یا ناشرش را محاکمه کنند؟

چه خواهید کرد با دسته‌گل‌های کسانی که باز بدو بدو نزد مراجع خواهند رفت و چغلی خواهند کرد از فیلمی که در دوره‌ی شما ساخته شده، کتابی که در دوره‌ی شما منتشر شده و ترانه‌ای که در دوران شما خوانده شده است؟

پیش از اینکه رایم را به صندوق بیندازم مشتاقم پاسخ شما را بدانم.

با احترام

امیرمهدی حقیقت

-

پ.ن: شائبه‌ی انتقاد پیش نیاید. اینها  صرفا سوالاتی است مبتنی بر آنچه در دوران خاتمی دیده‌ایم؛‌ با حضور مهندس و پایبندی به پیمان‌نامه‌اش من هم امید به بهبود روزگار ادبیات و ادبیاتیان دارم.

 

پ.ن

  • Share/Bookmark
 

فرهنگ عامیانه آن‌لاین و آف‌لاین

Urban Dictionary is the slang dictionary you wrote.

 

مثل اربن دیکشنری که فرهنگ همگانی اصطلاحات انگلیسی است، کسی به چنین فرهنگ همگانی‌ای برای لغات کوچه یا Slang  فارسی در اینترنت بر خورده؟ دوستی نادیده می‌خواهد سایت مشابهش را راه بیندازد. اگر اطلاعاتی دارید بدهید.

 

اساسا بیایید فرهنگ‌های عامیانه و کوچه (بدون اینکه بخواهیم به اختلافشان اشاره کنیم) را فهرست کنیم. کتاب‌ها و احیانا سایت‌ها و حتا بلاگ‌ها.

مثلا:

فرهنگ زبان مخفی- نشر مرکز

فرهنگ عامیانه – ابوالحسن نجفی- نشر نیلوفر

من خودم به این فهرست، چند تای دیگر اضافه خواهم کرد. الان مشخصاتشان دم دستم نیست.

  • Share/Bookmark
 

فرهنگ‌ها، کمبودها [۱]

چرا هیچ فرهنگی کلمه‌ی رایج play saucer  را ندارد. نه هزاره نه معاصر نه آریانپور؟

 

  • Share/Bookmark
 

فرهنگ لغت آبودانی!

Abadan: Abudan: The 8th Continent.

منبع: فرهنگ آبادانی

  • Share/Bookmark
 
Copy Protected by Tech Tips's CopyProtect Wordpress Blogs.