2 شهریور 1387
نگارنده درگیر ترجمه خاک غریب است، تا جایی که بشود. لابلای فرازوفرودهای بسیار زندگی. حتا توی هواپیما. توی قطار. توی ماشین. برگهها تند و تند سیاه میشود. تا الان دوازده تا رواننویس تمام شده. کاش همه را نگه میداشتم. بیشتر با سیاه کار کردهام و با سبز یا قرمز ویرایش خواهم کرد. آه که چقدر هنوز کار دارم… آه جزیرهي تنهایی، کوشی!
نکتههای فراوانی از لابهلای ترجمه در آمده و میآید. خواهم نوشت.
وبلاگم به تته پته افتاده. حجم زیاد کامنتهای اسپم فلجش کرده. ورژن برنامه باید آپدیت شود. دنبال راه چاره هستم.

