درباره خاک غریب

/درباره خاک غریب

درباره کتاب جدید جومپا لاهیری

طنز آخر سالی

گاهی چشم حروفچین آلبالو گیلاس می‌چیند. گاهی عاشق شده و حواسش جای دیگر است. گاهی هم خط نویسنده خرچنگ قورباغه است. عاقبت هر یک از این حالات یکی است: متنی با غلط‌هایی که گاه معنی‌دار و بامزه هم از آب در می‌آیند. اینها چند غلط بامزه است از غلط‌های مجموعه «خاک غریب» لاهیری که خوشبختانه در نسخه اولیه‌ی تایپی به موقع گیر افتادند و اصلاح شدند:   کار عجیب و [...]

توسط | اسفند ۲۷ام, ۱۳۸۷|درباره خاک غریب, محض تنوع|٪ نظرات

حسرت من ِ مترجم*

   برای مادرم   باباحاجی عزیز   کاش پیش از مرگت بیشتر آمده بودم پیشت، بیشتر با تو حرف زده بودم، بیشترْ از لغت‌هایی که می‌گفتی و از تعبیرهای آبدار تهرونی، از دهنت می‌شنیدم، بیشتر می‌رفتم تو نخ حرف‌زدنِ کسی که سنی ازش گذشته بود و بسیار مقرراتی بود و همه ازش حساب می‌بردند و دوستش داشتند و از بچه‌های ناف تهران بود و از توپ‌بازی‌اش با پسرهای همسن‌وسال خودش سرِ چهارراهِ سرچشمه [...]

قرارداد کپی‌رایت خاک غریب امضا شد

  ترجمه‌ی من از مجموعه داستان خاک غریب جومپا لاهیری صاحب کپی‌رایت شد. قرارداد حق ترجمه‌ی این کتاب به فارسی در سه کشور فارسی‌زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان را نشر ماهی و شخص خانم لاهیری امضا کردند. [+]

توسط | بهمن ۱۲ام, ۱۳۸۷|اخبار کتاب ها, درباره خاک غریب|٪ نظرات

خاک غریب برگزیده شد

منتقدهاي ادبی نيويورك‌تايمز ده كتاب برگزيده‌ی امسال (2008) را اعلام کردند. مجموعه داستان خاک غریب یکی از این ده کتاب است. البته هنوز جایزه‌ای اصلی ادبیات در سال 2008 داده نشده و خاک غریب هنوز شانس‌های زیادی دارد. متن زیرنوشته‌ی منتقدهای نیویورک تایمز است درباره خاک غریب:  UNACCUSTOMED EARTH By Jhumpa Lahiri. Alfred A. Knopf, $25. There is much cultural news in these precisely observed studies of modern-day Bengali-Americans — many of [...]

توسط | آذر ۱۸ام, ۱۳۸۷|درباره خاک غریب|۱ نظر

خاک غریب تمام شد

ترجمه‌ی اولیه‌ی خاک غریب تمام شد. می‌ماند رفع گیروگورها و ویرایش و پاکنویس. مثل دیروز، امروز هم از یازده صبح امروز تا هفده و سی و پنج‌دقیقه بی‌وقفه نشستم و تتمه‌ی آخرین داستان را تمام کردم. داستانی سخت و نفس‌گیر و درگیرکننده که سومین بود از سه داستان ِ به هم مرتبط در نیمه‌ی دوم کتاب. خوشحالم.اما چه ویرایشی پیش ِ روست! یک لحظه غافل شوی می‌بینی کلمه‌ای را جای کلمه‌ی دیگری گذاشته‌ای و حسی، [...]

توسط | شهریور ۱۵ام, ۱۳۸۷|درباره خاک غریب|٪ نظرات

در کار خاک غریب‌ام

نگارنده درگیر ترجمه خاک غریب است، تا جایی که بشود. لابلای فرازوفرودهای بسیار زندگی. حتا توی هواپیما. توی قطار. توی ماشین. برگه‌ها تند و تند سیاه می‌شود. تا الان دوازده تا روان‌نویس تمام شده. کاش همه را نگه می‌داشتم. بیشتر با سیاه کار کرده‌ام و با سبز یا قرمز ویرایش خواهم کرد. آه که چقدر هنوز کار دارم... آه جزیره‌ي تنهایی، کوشی!نکته‌های فراوانی از لابه‌لای ترجمه در آمده و می‌آید. خواهم نوشت. وبلاگم [...]

توسط | شهریور ۲ام, ۱۳۸۷|اخبار کتاب ها, درباره خاک غریب|٪ نظرات
بارگزاری پست های بیشتر