درباره خاک غریب

/درباره خاک غریب

درباره کتاب جدید جومپا لاهیری

حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [۹]

یک پزشک ـ فرانک مجیدی: اگر فکر می‌کنید با هندی‌هایی رو‌به‌رو می‌شوید، در حد کاراکترهای میلیونر زاغه‌نشین، پاک اشتباه کرده‌اید. اگر هم فکر می‌کنید با داستان‌های عاشقانه‌ی آبکی راج‌ کاپوری به صرف اسم «هندی» مواجهید، اشتباه بزرگ‌تری می‌کنید! ـ چند خبر کوتاه: کرونیکل لیست ده کتاب پرخواننده‌ در میان دانشجوهای امریکایی در ماه سپتامبر را اعلام کرده. خاک غریب جومپا لاهیری همچنان در این فهرست وجود دارد و کتاب twilight نوشته‌ی [...]

توسط | مهر ۹ام, ۱۳۸۸|درباره خاک غریب|۱ نظر

حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [۸]

نویسنده‌ی وبلاگ رود راوی نوشته: میون همه صفحات کتاب و همه داستان‌ها، قسمت دوم کتاب واقعا یه چیز دیگه‌است. اون‌قدر خوب که توی گرمای کشنده کوپه قطار، تو صدای متناوب برخورد چرخ‌های قطار و ریل، تو نور کم‌سوی چراغ مطالعه کنار تخت، نتونی یک لحظه از ماجرای کاشیک و هما دل بکنی. و وقتی یک‌نفس تا ته کتاب بری، یهو به سرت بزنه که از کوپه بزنی بیرون و شروع [...]

توسط | شهریور ۱۹ام, ۱۳۸۸|درباره خاک غریب|٪ نظرات

حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [۷]

سمیرا منفرد در وبلاگش نوشته: بعضی‌ها می‌گویند لاهیری در تمام داستان‌هایش گرفتار تکرار شده است. تکرار داستان همیشگی مهاجرت انسان‌های تحصیل کرده به آن سوی آب‌ها برای گریز و یافتن بهترین‌ها! اما من معتقدم لاهیری داستانی را بازگو می‌کند که در جهان امروز تمامی ندارد. داستان رفتن و رفتن و دل کندن از آنچه روزگاری دل‌هایمان را لبریز می‌کرد. مرتبط: حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [1] حرف‌ها و یادداشت‌ها [...]

توسط | شهریور ۸ام, ۱۳۸۸|درباره خاک غریب|٪ نظرات

حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [۶]

فکر کردم حرف‌ها و یادداشت‌های مردمان سرزمین‌های دیگر را هم درباره‌ی خاک غریب نقل کنم. تا خواننده‌ی ایرانی ببینید چقدر حرف و حس مشترک با آدم‌های دیگر دنیا در کتاب می‌بیند. این یکی را آرچانا نوشته:  Jhumpa Lahiri has gone and done it again. I first chanced upon her writing leafing through ‘The Namesake’ – which by the way, should have never been made into a movie. It was just [...]

توسط | مرداد ۳۰ام, ۱۳۸۸|درباره خاک غریب|٪ نظرات

یادداشت‌ها و حرف‌ها درباره‌ی خاک غریب [۵]

در باشگاه کتاب، خواننده‌ای بعد از خواندن خاک غریب چنین نوشته: داستانها کوتاه هستند ، اما به اندازه داستانی بلند تاثیر گذارند و با پایان هر داستان ذهن خواننده با حوادث و جریانات تصویرگونه آن درگیر می شود. صفحه پایانی هر چند هم که بخواهیم با دقیق شدن در جزئیات به پیش فرضی برسیم باز هم یکجور خط بطلان بر تمام فرضیه های پایانی ما برای داستان به شمار می [...]

توسط | مرداد ۹ام, ۱۳۸۸|درباره خاک غریب|٪ نظرات

حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [۴]

از وبلاگ منو: انگار همه‌ی درگیری‌های نسل قبل [غربت، تفاوت فرهنگ، برقراری ارتباط با آمریکایی‌ها، دل‌تنگی برای گذشته، تنهایی و...] رفته تهِ ذهن شخصیت‌های «خاک غریب» و پس‌زمینه‌ی زندگی‌شون شده. متن کامل

توسط | مرداد ۲ام, ۱۳۸۸|درباره خاک غریب|۱ نظر
بارگزاری پست های بیشتر