10917409_788270647932170_5858641097255923016_n

 

ناشر کتاب: نشر چشمه

جمله های اول رمان را که در پست قبلی درباره اش حرف زده بودیم سرانجام این گونه ترجمه کردم:

سوکورو تازاکی سال دومِ کالج که بود، از ژوئیه تا ژانویه به چیزی جز مُردن فکر نمی‌کرد. در این شش ماه، تولد بیست‌سالگی‌اش هم آمده و رفته بود.