شنیدم که نفیسه مرشدزاده از سردبیری همشهری داستان متاسفانه استعفا کرده است.

او در سه سالی که سردبیر این مجله بود اعتماد نویسنده ها و مترجم ها را از طیف های مختلف جلب کرد و نشان داد که هیچ نویسنده ای غول بی شاخ و دم نیست و هیچ کس جای هیچ کس را تنگ نکرده و هر صدای تازه ای شنیدن دارد.

جدا از بخش داستان، از میان بخش های خلاقانه ای که در این مجله راه انداخت، شخصا بخش “خاطرات” آن را دوست داشتم که نشانمی داد چه گوهرهای درخشانی از روایت و قصه در زندگی روزمره ما وجود دارد.

اما به گمان من مهمترین کار او این بود: او موفق شد داستان بلند را در مجله جا بیندازد و تعریف قالبی در نشریات ایرانی را که “داستان در مجله باید دو سه صفحه ای داشته باشد”، کنار بگذارد و شماری از قابل اعتناترین داستان های کوتاه (نسبتا) بلند عمدتا آمریکایی را منتشر کند.

با این کار هم مزه چندین داستان تاثیرگذار را به خواننده چشاند و هم مترجمان انگیزه بیشتری برای ترجمه داستان های جدی تر پیدا کردند.

امیدوارم اگر امکان بازگشت او به همشهری داستان نیست، موانعی که منجر به این استعفا شد برطرف شود و این مجله در سراشیبی قرار نگیرد تا اعتبار و محبوبیتش را از دست ندهد.

امیرمهدی حقیقت