پاریس در دهه‌ی بیست، به گفته‌ی ملکم کائولی، نقاد معروف امریکایی، هم یک شهر بود و هم «حالتی از احساس.» امریکا در جنگ پیروز شده بود، اما نویسندگان و هنرمندان جوان امریکایی در حقیقت شکست خورده بودند؛ زیرا که در امریکای بعد از جنگ فقط خشکه‌مقدسان کوتاه‌فکر و کاسبکاران تنگ‌چشم و سیاست‌بازان هفت‌خط میدان را در دست داشتند. هنرمندان و نویسندگان جوان به ناچار به پاریس می‌گریختند، زیرا که آنجا هر کس هر چه می‌خواست می‌پوشید و می‌نوشید و با هر که می‌خواست می‌نشست و هیچ‌کس از همسایه‌ی خود ایراد نمی‌گرفت. پاریس شهر موسیقی و نقاشی و نشریه‌های ادبی رنگارنگ و کافه‌های ارزان بود. هر هنرمند یا شبه‌هنرمندی می‌توانست آنجا یک اتاق زیرشیروانی گیر بیاورد و سرگرم کار خود باشد ـ یا چنین وانمود کند.

«ارنست همینگوی؛‌ یک دور تمام» (مقدمه‌ی نجف دریابندری بر پیرمرد و دریا)؛ انتشارات خوارزمی