این را چندسال پیش در همین جا گذاشتم. دوباره خواندنش ضرر ندارد.

بخشی از مقاله «زبان در خدمت باطل»/  نوشته دکتر محمد رضا باطنی:

یکی از زمینه‌هایی که در آن از بار عاطفی کلمات برای فریب‌کاری همواره استفاده می‌شود، تبلیغات سیاسی است… ولی استفاده‌ی فریب‌کارانه‌ دولت‌ها از زبان برای پیشبرد مقاصد سیاسی خویش منحصر به بار عاطفی کلمات نیست. تقریبا در همه کشورهای دیکتاتوری، دولت‌ها با دخالت مستقیم از زبان به عنوان ابزار موثری برای منحرف کردن یا شکل دادن به افکار عمومی استفاده می‌کنند. منظور از دخالت مستقیم این است که دولت سازمان یا سازمان‌هایی را مامور می‌کند تا به رسانه‌های گروهی دستور بدهند که چه کلماتی را باید به کار ببرند یا نبرند و یا نحوه کاربرد بعضی از کلمات چگونه باید باشد.

یک نمونه کلاسیک از این نوع دستکاری را می‌توان در سیاست زبانی آلمان نازی یافت. وزارت مطبوعات طی دستورهای روزانه‌ای که نخست «مقررات زبانی» نامیده می‌شد و بعدا نام آن به «راهنماییهای روزانه از سوی وزیر مطبوعات» تغییر کرد، صریحا به این نوع امر و نهی زبانی می‌پرداخت. ما ترجمه‌ی چند نمونه از این راهنمایی‌ها را از کتاب «نقش سیاست در ارتباط» در اینجا نقل می‌کنیم:

تاریخ/ دستور

۱ سپتامبر ۱۹۳۴/ گفته‌ی نخست وزیر گورینگ که «ملت آلمان باید به یک ملت خلبان تبدیل شود» به ملاحظات سیاست خارجی باید از مطبوعات آلمان محو شود.

۶ ژانویه ۱۹۳۶/ باید خاطر نشان ساخت که سبک جدیدی وجود دارد، یعنی «سبک آلمانی»، که متکی به نژاد است. باید اصطلاح «سبک آلمانی» در ذهن عامه‌ی مردم وارد گردد.

۱ سپتامبر ۱۹۳۶/ از این پس به جای «دولت فرانکو» باید گفته شود دولت ملی اسپانیا. برای گروههای دیگر هرگز نباید کلمه دولت به کار برده شود. فقط لفظ بلشویک باید به آنها اطلاق شود.

۲۷ ژوئیه / اصطلاح «تبلیغات» باید محترم نگه داشته شود. آنچه به نفع ماست «تبلیغات» و آنچه از سوی مخالفان ما و به ضرر ماست «آشوب» خوانده می شود.

۱۳ دسامبر/ اسم «جامعه ملل» از امروز نباید در مطبوعات آلمان دیده شود. این اسم دیگر وجود ندارد.

۱۴ ژانویه ۱۹۳۹/ این یک دستور جدی به مطبوعات آلمان است: از این پس آدولف هیتلر فقط باید به نام «پیشوا» خوانده شود.

۱ سپتامبر ۱۹۳۹/در اخبار و مقالات نباید کلمه «جنگ» به کار برده شود. آلمان حمله لهستانیها را سرکوب می کند.

۱۱ سپتامبر ۱۹۳۹/ صفت «دلیر» فقط باید برای سربازان آلمانی به کار برده شود.

۱۶ نوامبر ۱۹۳۹/ کلمه «صلح» باید از مطبوعات آلمان محو شود.

۱۶ اکتبر ۱۹۴۱/ دیگر نباید از سربازان شوروی نام برده شود. حداکثر می توان آنها را «عضو ارتش شوروی» نامید، یا صرفا از آنها به عنوان «بلشویک»، «حیوان»، «درنده» نام برد.

۱۶ مارس ۱۹۴۴/ اصطلاح «فاجعه» (در اشاره به بمباران‌های هوایی دشمن) به کار برده نشود و به جای آن اورژانس بزرگ به کار رود.

با تکیه بر آنچه گذشت می‌توان نتیجه گرفت که زبان همان طور که می‌تواند وسیله روشنگری باشد، می‌تواند ابزار فریب و اغفال نیز باشد… در سیاست است که از جنبه‌های منفی زبان بیشتر استفاده می‌شود. به جرات می‌توان گفت که در همه کشورهای دیکتاتوری، و نیز در بسیاری از کشورهای دموکراتیک یا دموکراسی، دولتمردان زبان را بیشتر برای پنهان کردن واقعیت به کار می‌برند تا برای بیان واقعیت. رابرت سوث، کشیش و نویسنده انگلیسی، در قرن هفدهم گفته است: زبان به انسان‌های معمولی برای این داده شده است تا مافی‌الضمیر خود را بیان کنند، اما به انسان‌های زرنگ‌تر برای این داده شده است تا مافی‌الضمیر خود راپنهان کنند.

آنچه رابرت سوث در قرن هفدهم گفته است هیچ وقت در تاریخ تا این اندازه که امروز در قرن بیستم مصداق پیدا کرده است مصداق نداشته است.

از مجموعه مقالات درباره زبان/ انتشارات آگاه/چاپ سوم، پاییز ۷۴