درباره نجف دریابندری انشا بنویسید
ما از آقای دریابندری درسهای زیادی یاد میگیریم. آقای دریابندری خیلی باسواد است. آقای دریابندری خیلی چیزهای زیاد میداند. او چندتا کتاب داستان خیلی قشنگ برای ما ترجمه کرده که در دنیا خیلی مهم هستند. آقای دریابندری نویسندههای خیلی معروف را به ما معرفی کرده است. بعضی از این نویسندههای کلهبزرگ مال قدیمها هستند مثل آقای مارک تواین، بعضی از آنها یک خرده جدیدترند مثل آقای همینگوی، بعضی از آنها هم الان زندهاند مثل آقای ایشی گورو و آقای دکتروف.
آقای دریابندری خیلی قشنگ ترجمه میکند. آدم وقتی ترجمههای ایشان را میخواند خیلی کیف میکند. آقای دریابندری در اول کتابهایش به ما میگوید که میخواهد کتاب چه کسی را ترجمه کند و چرا آن کتاب مهم است. ما از آقای دریابندری یاد گرفتیم که خیلی قشنگ و مرتب بنویسیم و حرفهای قلنبهسلنبه نزنیم. آقای دریابندری آدم شوخای هم هست. او در کتاب “یک گفت و گو” درباره ویرایش حرفهای خیلی بامزهای میزند. آقای دریابندری زبان مادری ما را که فارسی است خیلی دوست دارد و کاری میکند که خودمان هم این زبان را دوست داشته باشیم چون که بلد است چطوری قشنگیهای آن را نشانمان بدهد.
آقای دریابندری یک کتاب آشپزی خیلی کلفت هم نوشته. او در این کتاب، آشپزی را خیلی قشنگ به آدم یاد میدهد. مادر ما یک بار که میخواست از روی این کتاب غذا درست کند، آن قدر آقای دریابندری قشنگ و بامزه نوشته بود، مادر ما حواسش پرت شد و ظهر که شد، همه ما گشنه ماندیم.
آقای دریابندری یک کتاب بامزه هم دارد که اسمش “چنین کنند بزرگان” است. ما وقتی که آن را خواندیم با خیلی از آدم های معروف تاریخ آشنا شدیم ولی اصلن ِ اصلا هم حوصلهمان سر نرفت چون که خیلی بانمک نوشته بود.
ما هر وقت که میخواهیم برای کسی کادو بخریم میرویم به کتابفروشی محل و از کتابهای آقای دریابندری کادو میخریم. آقای دریابندری برای همه جور آدم کتاب دارد. اگر برای بچهها بخواهیم کادو بگیریم، “ماجراهای هاکلبری فین” میخریم. برای آدمهایی که خیلی فکرروشناند، “تاریخ فلسفه غرب” میخریم. اگر خیلی هنری و موبلند باشند “وداع با اسلحه و بازمانده روز” میخریم. برای مامانها “کتاب مستطاب آشپزی” میخریم. فقط نمیدانیم چرا ترجمهی داستانهای کوتاه آقای همینگوی را پیش خودش نگه داشته و چاپش نمیکند.
ما با پول تو جیبی خودمان همهی کتابهای آقای دریابندری را برای خودمان خریدهایم. حتا کتابهاییش را که از زمان تاقوت چاپ نشده، از آدمهای توی زیرزمینها خریدهایم.
ولی عقلمان به بعضی از کتابهای فلسفیملسفیاش هنوز قد نمیدهد. گذاشتهایم وقتی بزرگتر شدیم بخوانیم.
ما آقای دریابندری را خیلی دوست داریم.

پایان
امضا: امیرمحدی هقیقت

۰۴/۲۵/۱۳۸۹ at ۱۲:۰۴ ب.ظ
ما هم این آقای دریابندری را بدجوری دوست داریم. نه فقط به خاطر وداع با اسلحه. نه فقط به خاطر آن جملهی پایانی درخشان پایانی که بعد از اینهمه سال توی کله مان برای خودش جا خوش کرده: «زیر باران به هتل برگشتم.»
نه چون وداع با اسلحهای که ما خواندیم، محصول همینگوی نبود فقط. که کار همینگوی و دریابندری بود. دوستش نداریم به خاطر رگتایم و بیلی باتگیت و بازماندهی روز فقط. دوستش داریم به خاطر این خندهی رنداندهی عاقل اندر سفیهش. خدا نکند بمیرد این آقای دریابندری. اگر او بمیرد دیگر کی اینجوری بخندد به ریش همه چی؟
۰۴/۲۵/۱۳۸۹ at ۱:۳۷ ب.ظ
((:
چنین کنند بزرگان
واقعاً کِر کِر خنده ست
۰۴/۲۵/۱۳۸۹ at ۸:۴۷ ب.ظ
چی میشه نوشت جز ،فشنگ بود!
۰۴/۲۵/۱۳۸۹ at ۱۰:۰۹ ب.ظ
آقای دریابندری واقعا انسان دوست داشتنیی هستند ما هم از آن کتاب آشپزی سودهای فراوان بردیم به خصوص وقتی مامانمام تصمیم میگرفت شام یه غذای جدید بپزد!
۰۴/۲۶/۱۳۸۹ at ۹:۴۲ ق.ظ
افرین امیرمحدی نمره انشات بیسته فقط یه نسخه از اون کتاب مستطاب آشپزی رو واسه منم بخر کم کم دارم بهش احتیاج پیدا می کنم
۰۴/۲۶/۱۳۸۹ at ۱۲:۵۲ ب.ظ
عمییر محدی هقیغط…!
۰۴/۲۶/۱۳۸۹ at ۱۰:۱۳ ب.ظ
ما هم شما رو خیلی دوست داریم که ما رو با این آدمهای خوب و کتابهای خوبشون آشنا می کنید
۰۴/۲۷/۱۳۸۹ at ۱:۴۷ ب.ظ
خیلی قشنگ بود. فکر کردم شوخیه. ولی جدی بود…
این روزا نکنه حالشون بده که اون عکس توی بیمارستان انگار…
دلم گرفت داداش.چه انشایی بود این.
۰۴/۲۸/۱۳۸۹ at ۱۲:۲۴ ق.ظ
انشات خیلی با حال بود.الحق شاگرد اقای امیری هستی.
۰۴/۲۸/۱۳۸۹ at ۲:۵۶ ب.ظ
۱- خیلی زیبا. “واژه”، خود “احساس” بود!
و “اصلن اصلا” شاه واژه انشایتان.
۲- کاش کودک می ماندیم تا قدر “بزرگ”ترها را می دانستیم.
۰۴/۲۸/۱۳۸۹ at ۴:۵۴ ب.ظ
ما آن پیر مرد را دوست داریم.
۰۴/۲۹/۱۳۸۹ at ۷:۲۷ ب.ظ
امیر میتی !!
لایک یور انشا
۰۵/۰۲/۱۳۸۹ at ۱:۲۲ ق.ظ
نجف دریابندری فامیلی قشنگی داره و اسمی که مثل وازه های ترجمه هایش به زیبای طوری کنار آن قرار یافته که لنجی در آغوش آب های نارنجی جنوب.
۰۵/۰۳/۱۳۸۹ at ۱۲:۲۰ ب.ظ
سلام
من که عاشق ترجمه هاشونم…خصوصا پیامبر و دیوانه جبران.
۰۵/۱۰/۱۳۸۹ at ۶:۴۴ ب.ظ
سلام.نمره ی انشات بیسته. نجف دریابندری با ترجمه هاش تو خاطره ی تاریخی همه ی ایرانی ها می مونه.
۰۷/۱۰/۱۳۸۹ at ۱۲:۱۹ ب.ظ
دریابندری دریابندری دریابندری
شاید اگر تواین زنده بود میگفت اصل هاکلبری فینو فارسی نوشته بعد به انگلیسی ترجمه کرده.
خدا حفظت کنه مرد.