یادداشتهایی درباره خواب خوب بهشت سام شپارد

در گوشه و کنار اینترنت از خواب خوب بهشت حرف زدهاند. حرفهایی که الزاما نقد کارشناسانه نیست و خیلیهاشان حس شخصی خوانندههاست و همین صمیمیترشان میکند. برای خود من جالب است که هر کس داستان یا داستانهایی از این مجموعه را بیشتر دوست دارد. چندتایی از این یادداشتها:
روزنامه فرهیختگان ـ اسدالله امرایی:«خواب خوب بهشت» کتاب کوچک و سبکی است که توی جیب جا میگیرد … خواب خوب بهشت داستانهای خوبی دارد که خیلی جاها میتوانید بخوانید… سام شپارد هم البته کلی آدم حسابیست و نمایشنامهنویس و باقی قضایا. بعضی از کارهایش را مترجمان دیگر هم منتشر کردهاند. من هم یکی دو کارش را ترجمه کردهام ازجمله «یک تکه از دیوار برلین» را. خواب خوب بهشت را دست که بگیرید سخت است زمین بگذارید. [+]
زنو ـ مهدی فاتحی: وقتی مجموعه داستانی را می خوانیم چون تمام داستان های یک مجموعه در یک سطح نیست و در عین حال هم کم پیش می آید که همهء داستان های یک مجموعه فوق العاده باشد؛ همیشه تک داستان هایی در هر مجموعه می تواند نویسنده اش را در ذهن خواننده ماندگار کند…در مجموعه “خواب خوب بهشت” که با ترجمهء امیر مهدی حقیت و همت نشر ماهی به تازگی منتشر شده هم دو داستان از بقیهء داستان های مجموعه از نظر من خوش ساخت تر و تکان دهنده بود. ” سوال بیجا” و “خواب خوب بهشت.” [+]
سودارو ـ مصطفا رضیئی: سادگی کتاب خواننده را منگ میکند. آدمهایی با زندگی امروزی، اتفاقهای معمولی و دیالوگهای بیاهمیت، که از دلشان زندگی پدیدار میشود. سام شپارد حلقهیی دور زندگانی شخصیتهای خود میتند، بخشی از وجود آنها را جدا کرده و در کلمات بیرحماش به صورت خواننده میکوبد. و البته انتظار وحشتزده شدن شما را هم ندارد. فقط میگوید من این شکلی دیدهام. چیزی شبیه نمایشنامههایش [چندتایشان با ترجمهی داریوش مهرجویی را نشر هرمس به بازار فرستاده] که انسانها را در هراسانزدهترین چهرهشان به نمایش میگذارد، در یک مدل خونسردی که خودش دوست میدارد. [+]
قهوه داغ ـ حسین مهدوی: با خواندن داستان اوّل متوجّه میشویم که فضای کلّی کتاب قرار است چگونه باشد: دلنشین و بدون عجایب خارقالعاده ولی درعینحال فراتر از وقایع گذرا در زندگی روزمره. داستانها همه روایت خطّی دارند و بیشتر یکقلّهای هستند – که در همانجاها هم نویسنده ضربهی نهایی را وارد میکند. از دیالوگهای دو داستان “گربههای بتی” و داستان “ پروست نبود” هم لذّت خواهیدبرد. [+]
مجله اینترنتی پرونده ـ آیین نوروزی: اگر شروع کردن داستان با همچین شرایطی، صرفاً یک شگرد داستاننویسی باشد. منظورم از شرایط، سعی در توصیف حالتی است که معمولاً نمیشود توضیحش داد. کمتر کسی میتواند احساس پیرمرد داستان خواب خوب بهشت را توضیح دهد، چون ابزاری هم برای آن در اختیار ندارد. اینجور احساسها معمولاً برای خود آن فرد هم مبهمند چه برسد برای بقیه. اما بهترین راه برای توضیح این حالت، استفاده از تصویرهای منحصر به فرد است…مسئله اینجاست که این تلاش، یکی از مفیدترین کارهایی است که هر داستاننویس میتواند انجام بدهد. او با این کار – اگر مثل سام شپارد موفق شود – درصدی از خوانندهها را با این احساس پیوند داده است.[+]
مدهآ ـ یاسمن: خواب خوب بهشت را وقت کردید بخوانید… .من پنج شنبه که رفته بودم خانه ی سعید و سارا یک نفس خواندمش و هی به خودم یادآوری می کردم که بیایم اینجا بنویسم دربارهاش و همین. [+]
هزارکتاب- یاسر نوروزی: سام شپارد در ایران نامی آشناست. شاید نامش را بهخاطر نمایشنامهی کودکِ مدفون (ترجمهی داریوش مهرجویی) شنیده باشید، یا پاریس- تگزاس (برندهی جایزهی نخل طلای کن) و یا دو برادر و روزهای بهشت. به هر حال اگر اهلِ سینما باشید، بیشک نامش را شنیدهاید و اگر نباشید خوابِ خوبِ بهشت، به خوبی شما را با جهانِ داستانیِ این داستاننویس، نمایشنامهنویس، بازیگر و… آشنا خواهد کرد.[+]
منو: یه مجموعهداستانِ خوبِ آمریکایی، با داستانهای ساده، خطی و کوتاه از زندگی روزمرهی آدمهای آمریکایی. زندگیهایی که میتونستن خیلی معمولی باشن، ولی با ریزبینی سام شپارد برجسته شدن. تعلیقشون که به چشم نمیاومد، پررنگ شده و هر لحظه انتظار میره تو این زندگیهای معمولی اتفاق خاصی بیفته. در واقع خصوصیت اصلی داستانها اینه که در عین کوتاهی، غیر قابل پیشبینیان. داستانها آروم شروع میشن، با تعلیق ادامه پیدا میکنن تا به چرخش آخر داستان برسن. این چرخش آخر داستانه که به داستانها معنی میده. [+]

۰۴/۱۴/۱۳۸۹ at ۱۰:۱۰ ب.ظ
از دیدن نام وبلاگم در این پست قدری شکه شدم و قدری خوشحال.
حالا بماند کدام یکی از آنها…
۰۴/۱۷/۱۳۸۹ at ۱:۰۷ ق.ظ
سلام
کنجکاو شدم درباره اش، باید کتاب رو پیدا کنم.
می شه لطفا گاهی به داستان های تو وبلاگ من هم نگاهی بندازید؟