تا اینجای داستان را یکجا در اینجا بخوانید

کرانین گفت «نه، راحت باش.»

ماری‌لو پرسید «خودتون نمی‌آین چرا؟ می‌تونین شورتتون رو درنیارین، بعدا تو آفتاب خشکش کنین.»

کرانین گفت «نه، فکر نکنم. زیاد اهل شنا نیستم.»

ماری‌لو گفت «من هم نیستم. ولی آب رو دوست دارم.»

ماری‌لو زیپ پیرهنش را باز کرد و از بالای سرش درآورد. بعد کفش‌ها را از پا کند، زیرپوش کوتاهش را درآورد، و لباس زیر سفیدش را هم کند. کرانین از پُری هیکلش و زیبایی سینه‌هاش لذت برد. ماری‌لو رفت داخل آب، لرزید، و شروع کرد به آب‌تنی. کرانین نشسته بود و تماشاش می‌کرد. یک دستش را دور زانوهاش انداخته بود و سیگار می‌کشید. ماری‌لو کمی شنا کرد. پوستش زیر نور آفتاب برق می‌زد. از آب بیرون آمد، شورتش را پوشید، بعد همان طور که موهای نمناکش را دوباره مرتب می‌کرد، گذاشت آفتاب تنش را خشک کند. تن خیسش حال کرانین را دگرگون کرده بود.*

وقتی ماری‌لو لباس پوشید، کرانین پیشنهاد کرد با هم بروند شام بخورند و ماری‌لو قبول کرد. «ولی اول بیایین خونه‌ی من یه مشروبی بخوریم. می‌خوام نشونتون بدم چه طوری درست می‌کنم.»

کرانین گفت که بدش نمی‌آید.

در راه برگشت، ماری‌لو افتاده بود روی دور پرحرفی. برای کرانین از بچگی‌هاش حرف زد. پدرش کشاورزی بود که در آیداهو یک مزرعه‌ی کوچک گندم داشت. یک خواهر شوهرکرده داشت؛ با دوتا برادر که هر دو زن گرفته بودند. گفت برادر بزرگتره یک حرامزاده‌ی واقعی است.

ماری‌لو گفت «الان دیگه پول‌وپله‌ای به هم زده که بیا و ببین. یک‌بند از لطف و رحمت خدا حرف می‌زنه ولی قلبا حرومزاده‌س. سیزده‌سالم که بود، یه روز تو اصطبل، منو خوابوند افتاد روم، با اینکه من اصلا نمی‌خواستم.»

کرانین گفت «یا عیسامسیح! زنای محارم کردی؟»

«بچه بودم.»

کرانین گفت «چرا اینا رو پیش خودت نگه نمی‌داری؟ واسه چی فکر می‌کنی من دلم می‌خواد اینا رو بشنوم؟»

«حسم می‌گه بهتون اعتماد دارم.»

کرانین داد زد«نداشته باش، اعتماد نداشته باش!»

کرانین او را یکراست برد دم در خانه‌اش، پای جدول خیابان پیاده‌اش کرد، بعد گازش را گرفت و رفت.

صبح فردا ماری‌لو در کلاس کرانین حاضر نشد، و چند روز بعدتر برگه‌ی انصرافش آمد.

پایان بخش دوم

ادامه دارد

*معادلی که تا چند ساعت قبل گذاشته بودم “حالی به حالی کرد” بود که پیشنهاد چندتا از دوستان را بهتر دیدم. با این حال در move  چیزی هست که در “دگرگون کرد” شاید نیست و در حالی به حالی، زیادی هست. حالا باز بگذرد تا ببینیم چیز بهتر یافت می شود یا نه.

He was moved by her wet body