Going Iranian
ای میلی به دستم رسیده به این مضمون:
معلم دبیرستانی امریکایی در روزنامهی Huffing Post توضیح میدهد که چگونه اصطلاحی مثل Going Iranian یا « به راه ایرانی رفتن» با باری مثبت در فرهنگ عامیانهی مردم آمریکا جا باز می کند.
این معلم آمریکائی می نویسد: اخیراً یکی از شاگردان مدرسه در مقابل ناظم مدرسه که همهی شاگردان از او شدیداً حساب میبرند ایستاد، کاری که تقریباً هرگز سابقه نداشت. وقتی این شاگرد درخواستش برای آنچه که میخواست پذیرفته نشد، یکی دیگر از شاگردها گفت بیایید باهاش ایرانی بشیم. منظور او سازمان دادن اعتراض بود علیه ناظمی که حرف حساب به گوشش نمیرفته. او مینویسد از آن به بعد این شاگردان از کلمه «ایران» به عنوان یک فعل برای هر تغییری که خواستار آن هستند استفاده می کنند و ایران از حالت اسم به فعل تغییر پیدا کرده است و در این فرهنگ عامیانه، فعل ایرانی شدن یعنی ایستادگی کردن. این معلم میگوید من کمتر توانستهام توجه شاگرد مدرسهها را به آنچه در دنیا میگذرد جلب کنم، اما این برداشت آنها از نام «ایران» برایم حکم جایزهی بزرگی است.

۰۶/۳۱/۱۳۸۸ at ۳:۴۶ ق.ظ
اگه منظورت این ایرانه
این ایستادگی یاغی گریه!!! بهتره افتخار نکنی
۰۶/۳۱/۱۳۸۸ at ۸:۳۴ ق.ظ
مرسی.گاهی واقعا به یک دلگرمی نیازمندیم.
۰۶/۳۱/۱۳۸۸ at ۱۰:۵۹ ق.ظ
خوب بود…
۰۶/۳۱/۱۳۸۸ at ۱۲:۱۶ ب.ظ
سلام
این روزها کتاب همنام با ترجمه ی خوب جنابعالی را میخوانم. کارتان دست مریزاد دارد.
این مطلب وبلاگتان هم تامل برانگیز بود.
راستش یک سوال نیمه خصوصی هم داشتم که اگر برایتان مقدور بود دوست داشتم جواب شما را بدانم و آن اینکه شما چه طور برای ترجمه ی یک کار چهارصد صفحه ای “تمرکز” میکنید. یعنی چه طور روزهای متوالی و پشت سر هم یک کار را تکرار می کنید و ادامه می دهید؟ من یک مشکلی دارم و آن اینکه معمولا توی کارهای اینچنینی تمرکزم زود بر باد می رود. اگر راهنمایی بفرمایید (برای بدست آوردن تمرکز) شرمنده ام می کنید.
سپاس
۰۶/۳۱/۱۳۸۸ at ۲:۲۷ ب.ظ
اگر در ایران چنین اتفاقی میافتاد دانشآموزان بیچاره متهم میشدند به اغتشاشگر، فرصتطلب،اراذل و اوباش و …! اما خودمانیم هیچ کس بهتر از ما نمیداند چه کلهخرهایی هستیم! بینوا آن سوی آبیها که ایرانیها برایشان مظهر ایستادگی میشوند. آنها یقیناچیزی از دمدمی مزاج بودن ما نمیدانند وگرنه راه خودشان را دنبال میکردند.
۰۶/۳۱/۱۳۸۸ at ۴:۰۰ ب.ظ
اینو از زبون مجری های بی بی سی شنیده بودم که اسم ایران اونجا به صورت فعل استفاده میشه اما متن شما کاملتره…
ممنون…
۰۶/۳۱/۱۳۸۸ at ۴:۲۱ ب.ظ
کلی از کتاب هایتان را خوانده ام… چقدر پیدا کردنتان اینجا لذت بخش است…
با بهتریم ارزو ها… موفق باشید…
۰۷/۰۱/۱۳۸۸ at ۱۰:۱۲ ق.ظ
به نظرمن کمی اعتماد به نفس هم خوبه ، چه ایرادی داره اگر یک صفت ما برای اونها به خوبی شناخته بشه و الگو باشه به نظر من افتخار دارد نه تاسف ، بیایید یاد بگیریم از هرچیزی نکات مثبتش رو سرمشق کنیم و منفی هاش رو عبرت
دوستت دارم ایران
۰۷/۰۳/۱۳۸۸ at ۱۲:۵۹ ق.ظ
merci kheilee khoob bood ham chenan edameh bedahid kheilee hameyeh mardom be delgarmihayeh khoob niaz darand
۰۷/۰۳/۱۳۸۸ at ۱۰:۳۸ ق.ظ
اگر کاری که میخواهیم بکنیم کار مفید و خداپسندانه ای باشد و در جهت حقیقت باشد ایستادگی خوب است ولی اگر از روی نفس باشد ایستادگی مضر و خیلی بد است و همان بهتر که در جایی که میفهمیم کار درست نیست تسلیم شویم و حقیقت را قبول کنیم
۰۷/۰۷/۱۳۸۸ at ۱۰:۵۳ ب.ظ
check it out:
http://thepoormouth.blogspot.com/2009/08/going-iranian.html
۰۷/۰۸/۱۳۸۸ at ۴:۳۴ ب.ظ
سلام دوباره
حالتون خوبه؟
خوشحالم از این اتفاق برای نام ایران…خوبه که حداقل اونوریا یه بارم که شده یه فکر خوب بکنن…
۰۷/۱۴/۱۳۸۸ at ۷:۳۵ ب.ظ
مهمل است، و باز همان عقده حقارت ایرانی که دلش را به این افسانه ها خوش میکند. این موضوع هرگز در هافینگتون پست نوشته نشده بود. وقتی چنین خرافه های خوشمزه ای را پخش می کنید دست کم روی اینترنت هم سرچی بکنید.
۰۸/۱۵/۱۳۸۸ at ۱۱:۱۲ ب.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید من هم سوال اقا هادی را داشتم که شما چطور تمرکز می کنید.