حرفها و یادداشتها دربارهی خاک غریب [۷]
سمیرا منفرد در وبلاگش نوشته:
بعضیها میگویند لاهیری در تمام داستانهایش گرفتار تکرار شده است. تکرار داستان همیشگی مهاجرت انسانهای تحصیل کرده به آن سوی آبها برای گریز و یافتن بهترینها!
اما من معتقدم لاهیری داستانی را بازگو میکند که در جهان امروز تمامی ندارد. داستان رفتن و رفتن و دل کندن از آنچه روزگاری دلهایمان را لبریز میکرد.
مرتبط:
حرفها و یادداشتها دربارهی خاک غریب [۱]
حرفها و یادداشتها دربارهی خاک غریب [۲]
حرفها و یادداشتها دربارهی خاک غریب [۳]

۰۶/۰۸/۱۳۸۸ at ۱۰:۱۳ ب.ظ
حرکت دایره ای زمان دایره ای که از ویژگی های شرقی ها (به زعم داریوش شایگان) است. یک سر دایره از خانه شروع می شود در جهان جدید چرخی می زند آنقدر تشنه است که به همه جا سرکی می کشد (دختران نمونه واری که گوگول با آنها آشنا می شود وبه دلتنگی های او در روابط عاطفی اش دقت کنید آنچه او دنبال اشت معشوق و محبوبه نیست بلکه خیلی ساده امنیت پایدار خانه است) وباز هم دایره با بازگشت مجدد به خانه بسته می شود.آدمهای لاهیری هرگز به طور کامل در جهان غربی رمز گذاری نمی شوند حتی اگر در آنجا معمار شوند در آنجامدارک بالا بگیرند باز هم یک جای کار می لنگد اینجا شاید مساله ی ژنتیک هم در کار باشد ژنتیک جسمانی و فرهنگی.
۰۶/۱۰/۱۳۸۸ at ۱۰:۵۷ ق.ظ
salam aghaye haghighat.hamishe karhaton ro tahsin kardam.agar alaghe dashtid sari be bloge man bezanid
۰۶/۱۲/۱۳۸۸ at ۱۲:۳۳ ق.ظ
آقای حقیقت از حسن انتخابتان برای ترجمه خاک غریب ممنون ام.
http://rooderaavi.blogspot.com/2009/07/blog-post.html
۰۷/۰۸/۱۳۸۸ at ۹:۳۰ ق.ظ
وقتی دانشجوی لیسانس بودم خیلی سال پیش مجله در گلستانه تو یه پرونده از جومپا لاهیری گفته بود و اون موقع ها تازه همنام تو آمریکا چاپ شده بود، دو سه سال بعد همنام و خوندم و بعدها خیلی بیشتر ار جومپا لاهیری،
نمی خوام احساساتی بشم و بگم عاشقشم اما نوشته هاشو دوست دارم چون نه شروع می شه نه تموم فقط می یاد یه حس خوب میده و می ره، اونی که می گه می فهمم و حس کردم، البته جناب حقیقت هم این وسط واسطه ی بی نقصی ان ، اینو از جومپا لاهیری نمیگم از ایام سروش جوان سالهای ۸۱-۸۲ می گم با داستانهای ترجمه.