اوپدیساوپدیس
بحثی که میخواهم بکنم مقدمهاش طولانی است و در حوصله هیچ کس نیست. توی یکی از داستانهای سام شپارد صحبت از ماشینهایی است که در خیابان از کنار شخصیت اصلی میگذرند با thumping, subsonic bass line. اما دامنهی لغات فارسی امروز ما برای این اصطلاحات موسیقایی هم به گمانم مثل گیاهشناسی و غذا خیلی محدود است. اصطلاحات تخصصی هم برای خواننده جواب نمیدهد. وقتی بروی توی یوتیوب چیزهای جالبی پیدا می کنی. چه وقتی subsonic را جست و جو کنی چه bass line را. اما توی فارسی چه باید گذاشت؟
عجالتا این باندهای فوقالعاده را برای subsonic bass واقعی ببینید و بشنوید تا نتیجهی نهایی را بگیرم
شیطان در این جور وقتها می گوید برای معادل بگذار: اوپدیس اوپدیس! یا دوپس دوپس!
اگر کسی اطلاعات بیشتری در این باره دارد یا اساسا پیشنهاد مردمیتری دارد بدهد.

۰۵/۱۷/۱۳۸۸ at ۷:۴۷ ق.ظ
ما به این ماشینها میگوییم
“ماشینهای صدادار”.
۰۵/۱۷/۱۳۸۸ at ۳:۲۹ ب.ظ
البته دوپس دوپس ب نظر من با مسما ترینه
۰۵/۱۸/۱۳۸۸ at ۱:۲۰ ب.ظ
What’s another word for “thesaurus”?
۰۵/۱۹/۱۳۸۸ at ۴:۳۳ ق.ظ
گاها میشنوم از دووستان که به این میگن “سیستم صوتی ردیف”
۰۵/۱۹/۱۳۸۸ at ۷:۴۱ ق.ظ
thesaurus=اصطلاح نامه
If u meant in Farsi
۰۵/۲۱/۱۳۸۸ at ۹:۰۴ ق.ظ
سلام / خوبی خدا را خوانده ام / انتخاب بسیار خوبی بود / دست مریزاد
———————-
ما/در ایران عزیز
با هیچ دختر بچه ای
همکلاسی نبوده ایم
و پلیسهای زن
زیاد ندیده ایم
***
چند سالی پیش از این
در کشور کوچک همسایه
ـ کشور دوست و برادر ـ
زنی که چشمان زیبایی داشت
و هفت تیرش را
به کمر باریکش بسته بود
به من فرمان ایست داد
چند سالی می شود که
قلبم ایستاد
***
مرد
از پشت تفنگ
همه چیز را
زیر نظر داشت
لعبتان حور
لعبتان غلمان
ما فکر می کردیم
او هرگز
تیری در بهشت
شلیک نمی کند
***
زندگی
ابتدای مرگ است
با تو زندگی نخواهم کرد
***
من روی صندلی نبودم / کسی روی صندلی تیغ کشیده بود
من نبودم / ابر صندلی بیرون زده بود
داشت گریه می کرد
۰۵/۲۱/۱۳۸۸ at ۱۰:۰۷ ق.ظ
سلام خیلی از آشنایی با شما خوشحالم من هنوز اول راهم وبشدت به راهنما نیاز دارم خوشحال میشم بهم سری بزنید و سر مشق بدین…….
۰۵/۲۱/۱۳۸۸ at ۶:۴۳ ب.ظ
من از طریق وبلاگ ترانه خانم علیدوستی با اینجا آشنا شدم.گویا ایشون به اینجا سر میزنن.بی ادبیه ولی چاره ای ندارم.می خواستم از اینجا بهشون بگم:
ترانه جان نکن این کارو.تو رو خدا به دل نگیر.ما بهت عادت کردیم.عادت که نه وابسته شدیم. از خودت آموختیم که ببخشیم,بگذریم و آه نکشیم.از خودت آموختیم که چگونه کنار مشکلات,بحران ها,واکنش ها بایستیم و زندگی کنیم.برای خیلی از ما این وبلاگ در این روزها تنها پناه و دل خوشی باقی مانده بود,نه ترانه تو با ما این کارو نکن. می شود تصور کرد که چه کشیده ای اما یک لحظه فکر کن خودت نیستی,یک لحظه خودت را جای خدا بگذار و ببخش..
به خاطر خاطره های خوشی که از تو داریم, ترانه جان یک فرصت دیگه.
۰۵/۲۶/۱۳۸۸ at ۲:۳۱ ق.ظ
سلام
این دوپس دوپس ملموس تر به نظر می رسد
۰۵/۲۶/۱۳۸۸ at ۱۱:۵۴ ب.ظ
salam
ali bud
merc