حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [۳]



نویسنده‌ی وبلاگ میترانگاشت چنین نوشته:

تنها کتابی که از نمایشگاه کتاب امسال خریدم همین «خاکِ غریب» بود. حالا چرا اینقدر دیر خواندمش به خاطر مشکلات شخصی و پُشتش انتخابات احمقانه بود.


اما خواندنش واقعا حس فوق العاده ای را در من احیا کرد. انگار آن انرژی زیستن که در چند ماه اخیر از دست داده بودم به یکباره بازگشت. [
متن کامل]

 

-

مرتبط:

حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [۱]

حرف‌ها و یادداشت‌ها درباره‌ی خاک غریب [۲]

 –

حالا از همه‌ی اینها بگذریم. در بارسلونا در مقابل چشم یکصدهزار نفر اتفاق بزرگی افتاده… بخوانید و ببینید

 

  • Share/Bookmark
 

۲ نظر

  1. http://mennu.blogfa.com/post-109.aspx

  2. سلام
    من حدود دوماه پیش کتاب خاک غریب را مطالعه کردم
    اما به دلم ننشست !
    البته ایراد از ترجمه شما نبود که مثل همیشه روان و گیرا ترجمه کردید
    اما انتقاد من به نوشته های خانم لاهیری است
    من کتاب مترجم دردها و رمان همنام را نزدیک دو بار کامل خوانده بودم و همیشه تازگی لحن و احساس موجود در داستان هایش مجذوبم می کرد
    با شخصیت ها ارتباط برقرار
    می کرم و همه را دوست داشتم
    حتی گناه ها یشان را .
    به نظرم خانم لاهیری در این دو کتاب مثل عکاس ماهری عمل کرده که از صحنه های خوب و بد زندگی انسان ها عکس گرفته و البته آثارش هرگز متحرک و ساکن نبوده
    اما در رمان فعلی هیچ حرف
    تازه ای یا هیچ شخصیتی که دغدغه هایش دغدغه های من بشود ندیدم ….
    امیدوارم خانم لاهیری در آثار بعدی اش بتواند همچنان سبک
    قبلی اش در شخصیت سازی و نگاه تازه به زندگی را حفظ کند
    چیزی که در خاک غریب ندیدم
    و هوس کردم بعدش دوباره
    داستان های قدیمی تر مثل جهنم - بهشت را بخوانم که هنوز هم عقیده دارم بهترین شخصیت پردازی را داشت
    این ها صرفا نظرات من درباره
    قلم خانم لاعیری بود
    ولی نسبت به ترجمه شما انتقاد خاصی ندارم
    موفق باشید

نظر بدهید