مهندس موسوی عزیز!


شما در پیمان‌نامه‌ی خود با اهالی فرهنگ و هنر، این قول‌ها را هم به آنها (به ما) داده‌اید:


اصلاح قوانین و مقررات به منظور تامین آزادی بیان، پذیرش تکثر و چند صدایی در فرهنگ، رفع موانع و انحصارهای رسمی و غیر رسمی، حذف سانسور و فراهم ساختن زمینه‌های بسط مشارکت نهادهای غیردولتی، صنفی و حرفه‌ای در امور هنری.


اینها دغدغه‌های من ِ مترجم است پس از خواندن این پیمان‌نامه‌ی امیدبخش:


اگر باز – همچون دوره‌ی آقای خاتمی- رمانی یا مجموعه داستانی را در تریبون مجلس یا تریبون‌های دیگر باز کنند و یک جمله از روش بخوانند که به زعم خودشان صحنه‌ای است غیراخلاقی و بخواهند با تحریک عوام، وزیرتان را بابت یک جمله و یک کلمه دراز کنند چه می‌کنید؟

چه پاسخی خواهید داد به همه‌ی کسانی که ادبیات را نمی‌فهمند و باز دنبال واژه و جمله خواهند گشت توی کتاب‌های ادبی تا ثابت کنند وضع وزارت ارشادتان خراب است و متهمتان کنند به ترویج مسائل غیراخلاقی در کتاب‌ها؟ تا ثابت کنند جامعه دارد به ورطه‌ی فساد فرهنگی می‌افتد؟

چه خواهید کرد برای خبرنگارانی که – در ایران یا بیرون از ایران- با خبرگزاری‌ها و شبکه‌های جهانی کار می‌کنند و نه جاسوس‌اند نه قصد براندازی نرم و سخت دارند و از سر عشق به وطنشان و خانواده‌هاشان می‌خواهند به آرامی و امنیت به کشورشان  و کشورهای دیگر سفر کنند؟ برای این همه نویسنده و هنرمند بی‌آزاری که خارج از کشورند و به هر حال بخشی از همین «چندصدایی» در فرهنگ ایرانند و مشتاق دیدار سرزمین مادریشان؟

چه خواهید کرد اگر باز کتابی را که مجوز دارد توقیف کنند، خمیر کنند یا جمع کنند، و مترجم یا نویسنده یا ناشرش را محاکمه کنند؟

چه خواهید کرد با دسته‌گل‌های کسانی که باز بدو بدو نزد مراجع خواهند رفت و چغلی خواهند کرد از فیلمی که در دوره‌ی شما ساخته شده، کتابی که در دوره‌ی شما منتشر شده و ترانه‌ای که در دوران شما خوانده شده است؟

پیش از اینکه رایم را به صندوق بیندازم مشتاقم پاسخ شما را بدانم.

با احترام

امیرمهدی حقیقت