خاک غریب در شهر کتاب
نشست هفتگی شهرکتاب در روز سهشنبه ۱۲ خرداد ساعت ۵ عصر به نقد و بررسی کتاب «خاک غریب» نوشتهی جومپا لاهیری با ترجمهی امیرمهدی حقیقت اختصاص دارد.
مرکز فرهنگی شهرکتاب در خیابان شهید بهشتی، خیابان احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم است.
-
چرا؟ قبلا که خیابان حافظ بود. خوبی خدا آنجا بررسی شد. قبلترش هم خیابان انقلاب بود. مترجم دردها آنجا بررسی شد- در آن سالها که هم لاهیری جوان بود هم نگارنده. هشت سالی میشود.

۰۳/۰۷/۱۳۸۸ at ۱۲:۵۵ ب.ظ
سلام بر آقای حقیقت عزیز
ممنون از ترجمه های خوبتون
در وبلاگم خاک غریب رو معرفی کردم خوشحال میشم سر بزنید
پیروز باشید
۰۳/۰۸/۱۳۸۸ at ۹:۵۹ ق.ظ
سلام
امروز صبح خاک غریب تمام شد. هر چه فکر میکنم هر چه سعی میکنم جمله مناسبی پیدا کنم میبینم نمیشود. نمیتوانم احساسم را بیان کنم…«رفتن به ساحل» رسما دیوانهام کرد. چقدر شخصیت کاشیک برام ملموس بود. چقدر شخصیت پردازیهای این کتاب کارشده و دقیق و پخته و قابل لمس از کار درآمده. چه نثر روان و جذاب و درگیرکنندهای. چقدر نگاه و فهم خانم لاهیری از موقعیتها و احساسات انسانی پختهتر و عمیقتر از همنام و مترجم دردها شده…چه وسعت درکی از مفهوم زندگی -همهء زندگی- و بقای بشر روی زمین, لحظه لحظهء این کتاب را پر کرده و چه قدرت کلام و ریزبینیای در بیان جزییات و حس های ظریف گذرا و نیازها و عاطفههای انسانی…
ممنونم بابت ترجمهء بسیار خوبتان از این کتاب.
و اینکه حالا بعد از خواندن این کتابها به نظرم به یک جور دایرهالمعارف راهنمای کمکی- به شیوه نقدهای ناباکوف مثلا درمورد رمانهای تولستوی که شکل لباسها و خانهها را میکشید- در مورد آداب و رسوم و غذاها و مکانهاو تاریخچهها و نمادهاو…احتیاج داریم. مثلا من دلم میخواهد بدانم این «دال» چه جور غذایی است؟ همان دال عدس است که خودمان هم داریم؟ «لوچی» چیست؟ در چه مناسبتهایی میخورندش و چه بار فرهنگیای دارد؟ فاصلهء ایالتهای آمریکا که شخصیت ها در داستانها بین آنها سفر میکنند چقدر است؟ فرهنگ محلههای کلکته با بمبمءی چه فرقی دارد؟
انگار دنیایی که جومپالاهیری ساخته برای خودش یک جهان ویژه است که سبک زندگی و اشیای خاص خودش را دارد و میشود در آن زندگی کرد. مثل یک کشور خیالی…