طنز آخر سالی
گاهی چشم حروفچین آلبالو گیلاس میچیند. گاهی عاشق شده و حواسش جای دیگر است. گاهی هم خط نویسنده خرچنگ قورباغه است. عاقبت هر یک از این حالات یکی است: متنی با غلطهایی که گاه معنیدار و بامزه هم از آب در میآیند.
اینها چند غلط بامزه است از غلطهای مجموعه «خاک غریب» لاهیری که خوشبختانه در نسخه اولیهی تایپی به موقع گیر افتادند و اصلاح شدند:
کار عجیب و غریب ← مار عجیب و غریب
گره شل و ول ← گره شل دول
کوین امشب اینجا میماند ← کوین با اسبش اینجا میماند
چند بار تلفنی با او حرف زده بود ← چند بار منتفی با او حرف زده بود.
مثل کلکته ← مش کلکته
آبی آسمانی ← آبی آلمانی
مادرش در جشن تولد سی و پنج سالگی ← مادرش در جشن تولید سی و پنج سالگی

۱۲/۲۷/۱۳۸۷ at ۳:۱۷ ب.ظ
آقا من یه سوالی دارم درباره کتابای شما. روش یه قیمتی نوشته بعد برچسب زدن روش با یه قیمت دیگه. مثلن مترجم دردها چاپ سال هشتاد و سه نوشته دو هزار و سیصد تومن. بعد روش برچسب زدن سه و پونصد. همنام هم همینطور. کتابفروشا برچسب میزنن یا ناشر خودش میزنه؟
–
no idea. از خود کتابفروش بپرسید که قضیه از چه قرار است.
۱۲/۲۷/۱۳۸۷ at ۳:۳۳ ب.ظ
دومیش بد باحال بود…
نوروز پیشاپیش مبارک.
۱۲/۲۷/۱۳۸۷ at ۱۰:۴۶ ب.ظ
چه جالب! کار منم ویراستاریه و روزانه کلی از اینا می بینم. تا حالا بذهنم نرسیده بود خودبخود طنزند!
۱۲/۲۹/۱۳۸۷ at ۴:۱۵ ب.ظ
D:
۱۲/۲۹/۱۳۸۷ at ۸:۳۰ ب.ظ
سلام
همیشه سبز باشید و خرم
امیدوارم در کارتان موفق باشید و دلگرم
(نخواستم شعر بگم!)
سال نو مبارک[گل]
۰۱/۰۱/۱۳۸۸ at ۲:۵۱ ق.ظ
سلام.

سال نو شما هم مبارک…
این ریز بینی ها تنها چیزیه که من تو زندگی ندارم…
میگن تهران امروز هم دوباره می خواد تو قیف بشه!!!
۰۱/۰۱/۱۳۸۸ at ۷:۵۵ ب.ظ
جالب بود!عید شما مبارک:)
۰۱/۰۴/۱۳۸۸ at ۱۱:۴۵ ق.ظ
Happy Nowruz Mr. Haghighat. I hope you a year full of happiness.
۰۱/۰۴/۱۳۸۸ at ۱۱:۴۴ ب.ظ
منم یه بار گاندی(با حروف انگلیسی) رو خونده بوندم قندی
۰۱/۱۱/۱۳۸۸ at ۱:۰۵ ق.ظ
شما یه English Literature Forum خوب می شناسید که بشه روش حساب کرد؟
–
متاسفانه نه. ولی اگر شما پیدا کردید به ما هم خبر بدهید.
۰۱/۲۴/۱۳۸۸ at ۱۱:۰۰ ب.ظ
از اینکه به جای نظر دادن می خوام سوال بپرسم شرمنده ام.
امروز هر کاری کردم این مصرع مولوی رو به انگلیسی ترجمه کنم نشد که نشد: “ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست”
ممنون می شم کمکم کنید.